یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵
  • نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش 29 شهریور 1405

    فریاد یک پدر در فراق فرزند
    نامه پدر عباس گلریزان به فرزندش

    سلام پسرم از خداوند بزرگ برایت آرزوی سلامتی دارم. عباس جان، سال‌هاست منتظر تو هستم؛ من پیر شده‌ام و از لحاظ جسمانی وضعیت خوبی ندارم. من به گردنت حق دارم؛ آیا این حق من است که حتی تماسی با من نگیری؟ وقتی دفترچه خاطراتم را در قلبم مرور می‌کنم، لبخند تلخی روی لبم می‌نشیند. چه […]

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری 20 مرداد 1405

پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری

خانم “حمائل غنی زاده” (مادر سعادت) مادر خانم ها مهری و ناهید و آقای محمود سعادت طی پیامی تاثیرگذار سالروز تولد دخترش مهری سعادت را تبریک گفت. این مادر دردمند که سه فرزندش سالهاست در اسارت تشکیلات ظالم رجوی گرفتار هستند از فرزندانش خواست که با او تماس بگیرند تا دل او را شاد کنند. […]

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین 18 مرداد 1405
برای دیدنت لحظه شماری می کنیم

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین

علیرضا جان سلام. من برادرت غلامرضا هستم و می خواهم درد دلی با تو داشته باشم . برادر عزیزم شاید تو به واسطه اینکه گرفتار در تشکیلات رجوی هستی و یا برای همرنگ شدن با آن جماعت تظاهر می کنی که از خانواده ات متنفر هستی، اما ما همچنان دوستت داریم و آرزوی دیدن و […]

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند! 17 مرداد 1405
نامه برادر حمید رضا نوری

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!

حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین 17 مرداد 1405
برای خواهری اسیر

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین

خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
با دیدن عکست جان تازه گرفتم

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405
برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]

بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی 10 مرداد 1405
ابراز نگرانی آقای رضا غفارزاده

بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی

طی روزهای اخیر رضا غفارزاده خواهر زاده داریوش فتاحیه اسیر در اردوگاه مجاهدین در آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات در استان آذربایجان غربی حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. در این دیدار آقای غفارزاده نگرانی خود از بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز از ممانعت […]

سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده 10 مرداد 1405
در حال و هوای اربعین حسینی

سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده

سلام داداش قشنگم. خوبی؟ امیدوارم سالم و سلامت باشی. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام می رسانند . علی جان این روزها نزدیک به اربعین امام حسین هستیم. دلم خیلی هوایت را کرده، راستش را بخواهی این روزها وقتی روضه حضرت زینب (س) را گوش می‌دهم دلم پیش توست و در ذهنم […]

حال چرا مرا رها کردی؟ 07 مرداد 1405
نامه خانم مهین حبیبی به دخترش پروانه ربیعی

حال چرا مرا رها کردی؟

پروانه جان سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ مگر من چه بدی در حق تو کردم؟ زمانی که پیش من بودی در ناز و نعمت تو را بزرگ کردم. به خودم اجازه نمی دادم که تو کوچکترین ناراحتی را داشته باشی و به هر لحاظ تو را تامین می کردم. من […]

نفرین بر رجوی خائن که برادرم را به اسارت گرفت 06 مرداد 1405
تماس تلفنی زهرا راهدار

نفرین بر رجوی خائن که برادرم را به اسارت گرفت

زهرا راهدار از خواهران دردمند و چشم براه منصور راهدار از اسیران رجوی در مانز آلبانی طی تماس تلفنی با مسئول انجمن نجات گیلان دردمندانه گفت: ” نفرین ابدی بر رجوی خائن و جنایتکار که برادرم را به اسارت برد و خانواده ما را از هم پاشید.” خانم راهدار در حالیکه بشدت گریه میکرد، افزود: […]

blank
blank
blank