از دلتنگی سالهای سال نامه احساسی سیف الله زیبا به برادرش نصرالله در کمپ مانز آلبانی
صحبت های پدری منتظر گفتگوی فواد بصری با ولی الله گل ریزان
پیام تبریک مادر سعادت به دخترش مهری
خانم “حمائل غنی زاده” (مادر سعادت) مادر خانم ها مهری و ناهید و آقای محمود سعادت طی پیامی تاثیرگذار سالروز تولد دخترش مهری سعادت را تبریک گفت. این مادر دردمند که سه فرزندش سالهاست در اسارت تشکیلات ظالم رجوی گرفتار هستند از فرزندانش خواست که با او تماس بگیرند تا دل او را شاد کنند. […]
نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین
علیرضا جان سلام. من برادرت غلامرضا هستم و می خواهم درد دلی با تو داشته باشم . برادر عزیزم شاید تو به واسطه اینکه گرفتار در تشکیلات رجوی هستی و یا برای همرنگ شدن با آن جماعت تظاهر می کنی که از خانواده ات متنفر هستی، اما ما همچنان دوستت داریم و آرزوی دیدن و […]
قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!
حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین
خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]
گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب
به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین
دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]
سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]
مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم
خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]
بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی
طی روزهای اخیر رضا غفارزاده خواهر زاده داریوش فتاحیه اسیر در اردوگاه مجاهدین در آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات در استان آذربایجان غربی حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. در این دیدار آقای غفارزاده نگرانی خود از بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز از ممانعت […]
سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده
سلام داداش قشنگم. خوبی؟ امیدوارم سالم و سلامت باشی. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام می رسانند . علی جان این روزها نزدیک به اربعین امام حسین هستیم. دلم خیلی هوایت را کرده، راستش را بخواهی این روزها وقتی روضه حضرت زینب (س) را گوش میدهم دلم پیش توست و در ذهنم […]
حال چرا مرا رها کردی؟
پروانه جان سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ مگر من چه بدی در حق تو کردم؟ زمانی که پیش من بودی در ناز و نعمت تو را بزرگ کردم. به خودم اجازه نمی دادم که تو کوچکترین ناراحتی را داشته باشی و به هر لحاظ تو را تامین می کردم. من […]
نفرین بر رجوی خائن که برادرم را به اسارت گرفت
زهرا راهدار از خواهران دردمند و چشم براه منصور راهدار از اسیران رجوی در مانز آلبانی طی تماس تلفنی با مسئول انجمن نجات گیلان دردمندانه گفت: ” نفرین ابدی بر رجوی خائن و جنایتکار که برادرم را به اسارت برد و خانواده ما را از هم پاشید.” خانم راهدار در حالیکه بشدت گریه میکرد، افزود: […]

