زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
به یاد یار رنج کشیده ام اصغر ستار نژاد
گفت من اصغر ستارم همه مرا می شناسند زندانی زمان شاه_از اول انقلاب با سازمان بودم خود و زن و بچه و خصوصأ دو تا جگرگوشه ام در مناسبات هستیم اما اکنون بلاجبار در سال 69 هر دوبچه ام را به نقطه نامعلومی در اروپا فرستاده اند بدون هیچ رضایتی از جانب من. حال بعد از چند سال از من می خواهند تلفنی با آنها صحبت کنم و از آنها بخواهم که برای رجوی به عراق بیایند او ادامه داد این کاررا نکردم و در تماس سازمان را فریب دادم و به آنها گفتم هیچ وقت به عراق نیایند.
طی مدارج عالیه! بتوسط زنان شورای رهبری
ژیلا دیهیم ازجمله همین عناصر وحوش است که کمترکسی ازجداشدگان ویا لیبرتی نشینان است که ازالطاف لمپن منشی و دهان دریدگی ایشان بی بهره مانده باشد. شخصا درمقاطع مختلفی خود درسطح مسول وفرمانده تحت مسولیت همین عامل سرکوب درمناسبات مافیایی بودم ولیکن میخواهم با ذکراولین خاطره ام ازایشان ببینیم ازکجا تا به کجا طی طریق کرده است وبا گذراندن مدارج عالیه! هم اکنون درمسند دست راست یا چپ مسول اول فرقه نشسته است ودرنزد اعضای نگون بخت بسیارمنزجرومنفورتشریف دارند.
دخترانی که در آتش سوختند و دخترانی که هر روز میسوزند
دختری در سکوت دنیا در هیاهوی عجیب بی خود رسانه ها می سوزد و قربانی خشونت مذهبی میشود و کبریت را این بار فریده کریمی دیگری در افغانستان میکشد اینبار دختر مظلوم افغانی تیتر روزنامه های دنیا میشود اما چه سود؟ این دختر مظلوم را وقتی در آغوش خاک با تن و دل سوخته مدفون می کنند حقوق زن کجاست؟ حقوق بشر کجاست؟ سازمان ملل کجاست؟ دولتمردان بزرگ و مردان بزرگ دنیا مشغول چه کاری هستند؟
نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم
فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت زدگان را به یاد فضای خارج از مناسبات تشکیلاتی می اندازد کاملا بدور نگاه دارد.
ابر فرقه – قسمت ششم
عموماً افراد به طور فعال و گول زننده برای پیوستن تحت فشار قرار گرفته اند و خیلی زود خود را در تور گروه گرفتار دیده اند و با آرامی از گذشته خود و خانواده شان بریده اند و تماماً وابسته به گروه شده اند. دو پدیده شناخته شده اجتماعی”مفهوم دنیای عدالت” و”سرزنش کردن قربانی” می توانند به ما در فهم آنچه که در امور اجتماعی در رابطه با فرقه ها که با آن برخورد می کنیم کمک کنند. پایه”مفهوم دنیای عدالت” به طور کلی بر وی این اعتقاد استوار شده که” اگر فرد قوانین اجتماع را اطاعت نماید، هرگز اتفاق بدی برایش نخواهد افتاد” و قانون شکنان متقابلاً مجازات خواهند شد.
ابر فرقه – قسمت پنجم
از جایگاه”نه در مورد من” پایین بیایید و تجربه های کسان دیگر را که عمر خود را در این راه از دست دادند بشنوید و گوش کنید. شاید همین الان شما درگیر فرقه ای هستید و خود خبر ندارید! من که سالها بعد متوجه شدم در فرقه ای بودم و خبر نداشتم. همین قدر باید بدانیم که در جهان کشوری وجود ندارد که در آن فرقه ای پدید نیامده باشد!
ابر فرقه – قسمت چهارم
فرقه ای که اکنون بقایای آن در اشرف (حالا لیبرتی) قابل مشاهده است حول موضوع سیاست و آزادی برای ایران شکل گرفته و بعنوان یک فرقه سیاسی با رنگ و بوی مذهبی نامگذاری می گردد، البته فرقه ها حول هر موضوعی اعم از سیاست، مذهب، بازرگان، فنون خود اشتغالی، روش های حفظ سلامت، روانشناسی، مدیتاسیون (تعمق روحی، ورزشهای رزمی، و غیره و غیره می توانند شکل بگیرند) ولی به نظر حقیر، موزیک متن تمامی فرقه ها حول مسئله مذهب می باشد چون مذهب یک مسئله فلسفی و اعتقادی است با سوء استفاده از مذهب می توان براحتی به درون افراد نفوذ کرد وآنها را زیر و رو کرد!
ابر فرقه – قسمت سوم
در نشست های فرقه، ما اغلب می بایستی حتی نبردن رهبری را به تهران در نتیجۀ کم کاریها و اشکالات ایدئولوژیک خودمان جلوه می دادیم. باید می گفتیم قدرت رهبری سیاسی وایدئولوژیک حکومت ایران حق مسلم رجوی بوده که به سرقت رفته است ولی اینکه این همه سال رهبری را در عراق زمین گیر و ماندگار کردیم محصول کارکردهای غلط و انتقادات و اشکالات ما در مناسبات و روابط فرقه بوده و کم کاریهای ما و پرداختن به مسئله”دوران” یعنی” زن و زندگی” باعث شده حق رهبری را بخوریم!
ابر فرقه – قسمت دوم
تقریباً تمامی اعضا، تقابلات و مقاومت های شدیدی را شروع کردند ولی در سیستم بستۀ تشکیلات رجوی در اشرف نهایتاً تصفیه های گسترده ای صورت گرفت و خیلی از اعضا از رجوی جدا شده و عازم کشورهای دیگری شدند. اما دستگاه کنترل ذهن در عراق با اهرم های انقلاب ایدئولوژیک و عملیات جاری شکل گرفت و جوهرۀ تسلط سازمان بر نیروهایش در قالب از بین بردن دفاع روانی افراد با نشست های طولانی مدت و مستمر صورت پذیرفت.
ابر فرقه – قسمت اول
“ابرفرقه” واژه ای است که برای اولین بار در مورد فرقه ای استفاده می گردد و بیانگر تمامیت خصوصیات فرقه ها در جهان در یک فرقه است.این برای اولین بار است که یک جنایت فرقه ای در سطح بسیار وسیع و ماکرو، سالهاست که در پشت دیوارهای بلند قلعه های مخوف رجوی (پادگان اشرف و…) در حال انجام است.این ابرفرقه در سطح هزاران نفر فعالیت می کند، در نوع خود، یکی از منحصر بفردترین، خاص ترین، ویژه ترین و البته وحشیانه ترین شیوه های فرقه ای در آن اعمال می شود.
آیا میدانستید که مغزشویی در فرقه رجوی به امری کاملا عادی تبدیل شده بود؟
تکرار و تکرار و تکرار اسم رهبری در فرقه رجوی به حدی است که شما پس از مدتی که در مناسبات سازمان زندگی کنی این موضوع به یک امر کاملاطبیعی تبدیل میشود.موضوع به گونه ای است که در دین ما گفته شده برای اینکه خدا را از یاد نبرید روزی 5 بار در نماز خواندن او را یاد کنید! اما در فرقه مجاهدین افراد لحظه به لحظه و به عناوین مختلف بایستی رجوی را یاد کنند!در تمامی مکانهای سقف دار و حتی در خیابانها به تعداد زیاد و با ژستهای مختلف عکس رجوی نصب شده است.
مجاهدین خلق، میوه درخت افراط گرایی
توصیف امام جبارا از افراط گرایی فرقه ای کاملاً با ماهیت فرقه ی رجوی منطبق است. اوج رفتار و عقاید غیرمنطقی و مسخره و متعصبانه ی سازمان مجاهدین خلق در ژوئن 2003 پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه آشکار شد. برای اعتراض به دستگیری وی، شماری از پیروان و هواداران شستشوی مغزی شده سازمان، غیر منطقی ترین عمل ممکن را انجام دادند ؛ آن ها در شهرهای اروپا خود را به آتش کشیدند. دو زن در پی خودسوزی ها جان باختند و بقیه دچار نقص عضو همیشگی شدند.

