اخیرا سریال “سیلو” به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آیندهای تاریک را روایت میکند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته میشوند. در این سیلو کسانی که سرکشی […]
اخیرا سریال “سیلو” به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آیندهای تاریک را روایت میکند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته میشوند. در این سیلو کسانی که سرکشی میکنند به عنوان نظافتچی به بیرون فرستاده میشوند تا کشته شوند.
در درون سیلو زندگی به صورتی نشان داده میشود که همه افراد بیرون خیانتکار هستند و باید نابود شوند. فقط افراد درون سیلو هستند که میتوانند بازماندگان بشریت را به پیش ببرند. در این میان نفراتی هستند که وقتی از قواعد سیلو سر باز میزنند، مورد بازجویی قرار گرفته و مجبور به ترک آنجا میشوند. تصویری که حکمرانان سیلو از بیرون نشان میدهند این گونه است که در بیرون همه چیز از بین رفته است و هیچ انسانی وجود ندارد.
افراد درون سیلو حتی جرات ندارند حرفی خلاف آن چیزی که “میثاق” نام دارد، بزنند و اگر چنین کنند مورد حمله اوباش سیلو قرار میگیرند.
در سریال سیلو افراد ذهنهایشان بسته شده و هر چیزی که رهبر سیلو میگوید باید گوش کنند. فریبکاری بزرگ در سیلو این است که هیچ کس آیندهای روشن برای خود نمیبیند.
وقتی این سریال را نگاه میکردم به یاد خودم در مناسبات اشرف افتادم. در مناسبات مجاهدین خلق هیچ کس نباید مخالفت کند. افراد هیچ آیندهای برای خود نمیدیدند. رهبری سازمان همیشه برای فریبکاری به دروغ متوسل می شد. اگر افراد اعتراضی داشتند با اوباش سرکوبگر رجوی مواجه می شدند و اگر ادامه مییافت به زندان فرستاده میشدند و مورد بازجویی و شکنجه قرار میگرفتند که گاهی به مرگ فرد میانجامید.
همه چیز در بیرون از تشکیلات بد جلوه داده میشد و دائما عنوان میشد شما در بیرون دوام نخواهید آورد، معتاد و نابود میشوید. در درون سازمان زندگی معنایی نداشت. اگر کسی آرزوی بیرون رفتن میکرد باید بهای سنگینی میپرداخت.
افراد در مناسبات سازمان طبقه بندی میشدند. عدهای باید همیشه کارگر باقی مانده و تعدادی بعنوان مسئول و فرمانده باید قدرت را در دست میداشتند. به این ترتیب صاحبان قدرت افسار همه را بدست میگرفتند.
داستان سریال سیلو تنها یک داستان علمی تخیلی نیست. تشکیلات رجوی مصداقی زنده و واقعی برای این داستان تخیلی است. به مانند حکمرانان سیلو، رجوی با زنجیرهایی که به ذهن افرادش میزند، قدرت فکر کردن، انتخاب و تصمیمگیری را از آنها سلب میکند. اعضای تشکیلات مجاهدین حتی جرات اینکه آینده خوبی برای خود متصور شوند، ندارند.
سریال سیلو نه یک فیلم بلکه بازگو کننده مناسباتی است که می توان نمونه آنرا در سازمان مجاهدین دید در این فیلم سران سیلو همانند رجوی همیشه از زندگی خوب و آینده روشن حرف می زنند در حالی که شاهد هستیم در درون سازمان هیچ آینده ای برای افراد وجود ندارد و هر چه هست مرگ و نابودی است . دیدن این فیلم میتواند افراد را به شناخت بهتری از مناسبات سازمان مجاهدین برساند.
هادی شبانی

