قبل از بحثهای طعمه در سال 80 رجوی با عدم مسئولیت پذیری زنان و مردان مواجه بود. از آنجایی که بحث رده بر اساس صلاحیت تنظیم نشده بود، هر کسی که پاچه خواری رجوی را میکرد و از انقلاب طلاق مریم رجوی تعریف و تمجید میکرد و در کل در اختیار تشکیلات بود، ردههای بالاتری […]
قبل از بحثهای طعمه در سال 80 رجوی با عدم مسئولیت پذیری زنان و مردان مواجه بود. از آنجایی که بحث رده بر اساس صلاحیت تنظیم نشده بود، هر کسی که پاچه خواری رجوی را میکرد و از انقلاب طلاق مریم رجوی تعریف و تمجید میکرد و در کل در اختیار تشکیلات بود، ردههای بالاتری داشت. در نتیجه افرادی که سابقه بیشتری داشتند، تحت مسئول افراد جدیدتر و کم سابقه، دل و دماغی برای کار کردن نداشتند. به همین خاطر رجوی بحث خواهران تکیده و برادران لمیده را مطرح کرد. او که طاقتش تمام شده بود، همه را زیر ضرب قرار داد. زنان و مردان تشکیلات را زیر باران توهین و تحقیر قرار داد.
رجوی برای اینکه جلوی مسئله داری و عدم مسئولیت پذیری همه را بگیرد این بار به جای صلاحیت، بحث سابقه را مطرح کرد یعنی کسانی که سابقه بیشتری در همکاری با سازمان داشتند را بالاتر برده و مسئولیت بیشتری به آنها داد. این مسئله هم چالشهای خودش را داشت. افرادی که تا روز قبل مسئولیت داشتند باید رده از آنان گرفته می شد و تحت مسئولیت نفراتی که سابقه بیشتری داشتند قرار میگرفتند که در این صورت افراد باز هم دیگر حالی برای کار کردن نداشتند .
من خودم شاهد این داستان بودم که فرد برای گرفتن رده بالاتر، سر چند ماه سابقه بیشتر یا کمتر چانه زنی میکرد مبنی بر اینکه من در داخل کشور چند ماه با سازمان رابطه داشتم به همین خاطر باید رده بالاتری به من بدهند. تعدادی هم برای خود سابقه تراشی کردند تا رده بالاتری از سازمان طلب کنند. واقعا در تشکیلات حالت تهوع آوری بوجود آمده بود. هر کسی به دنبال سهم خودش بود .
این داستان باز مشکلی از تشکیلات حل نکرد. دیگر کسی برای زنان تره خرد نمیکرد. رجوی با دیدن این وضعیت در نشستی به روی همه تیغ کشید و خواهران را تکیده یعنی لاغر و ضعیف و برادران را لمیده یعنی مفت خور و تنبل نامید تا بتواند از این طریق شوکی به افراد وارد کند. اما این تهمت زدنها باز کاری از پیش نبرد چون زنان از قبل زیر تهمتها و برخوردهای خشن تشکیلات قرار گرفته بودند. کار کشیدن زنان در گرمای بالای عراق و صورتهای آفتاب سوخته و دوری از زندگی و خانواده آنان را عقدهای بار آورده بود. رجوی سعی داشت با این شیوه زنان را از انسان بودنشان جدا کند تا هیچ مردی در درون تشکیلات به آنان نگاه نکند. مردان نیز تحت فشار تشکیلات اجازه برخورد و صحبت کردن به صورت تنهایی با هیچ زنی را نداشتند. دستورالعملهای ضد انسانی علیه زنان و مردان تمام تشکیلات را فرا گرفته بود. رجوی در بیشتر نشستها این جمله را تکرار میکرد تا کسی جرات اعتراض نداشته باشد و در نهایت بحث و نشستهای مخوف و ضد انسانی طعمه پیش آمد که گل سرسبد همه نشستهای رجوی بعد از انقلاب طلاق مریم در سال 68 بود.
اگر اکنون مریم رجوی در اروپا دم از مسئولیت پذیری زنان و برابری زن و مرد در تشکیلاتش میزند دروغی بیش نیست و خودش هم این را می داند. اگر کسی میخواهد به واقعیتهای درونی تشکیلات رجوی و مناسباتش پی ببرد باید با نفرات جدا شده چه زنان و مردان حرف بزند تا متوجه شود ضد انسانیترین روابط در مناسبات سازمان مجاهدین خلق است.
اگر به فیلمهایی که از اشرف سه در آلبانی پخش میشود دقت کرده باشیم با زنانی با صورتهای تکیده و ضعیف و مردانی با سن بالا و از دور خارج شده مواجه میشویم افراد باید تا آخر عمر با فلاکت زندگی کنند و دم بر نیاورند. با تمام شامورتیبازیهایش رجوی نتوانست به جایی برسد و در نهایت باید شاهد فروپاشی تشکیلاتش باشد .
هادی شبانی

