حضور خانواده های فداکار آذربایجان شرقی در جمع متحصنین درب کمپ اشرف
به حول قوه الهی و در یک حرکت باشکوه و خداپسندانه و انسانی و باارزش , تعداد زیادی از خانواده های محترم آذربایجان شرقی برای پافشاری و اصرار بحق شان در انجام ملاقات با عزیزان شان در کمپ عراق نو (اشرف) و حضور در هر حرکت قانونی و اصولی برای محکومیت فرقه تروریستی مجاهدین خلق طی چند روز گذشته به خانواده های فداکار و متحصن درب اصلی اسارتگاه اشرف پیوستند.
اسارتگاه اشرف در آخر خط
شرایط فعلی پیش آمده امروز این را به رهبران فرقه می رساند که باید جابجائی صورت گیرد و نه از تمدید مهلت خبری هست و نه ازچیز دیگر. و خانم رجوی هم طبل جنگ و درگیری را هم از همان روز اعلام جابجائی زده و دولت عراق هم باید بداند که نفرات موجود در آنجا واقعاً وابسته به رهبران فرقه نیستند و آنها در دام این آفتاب پرست ها که هر ان یک چهره عوض می کنند گرفتار شده اند.
شروط مجاهدین برای خروج از اشرف
شرط دوم مسعود رجوی ادعا می کرد :” در عراق جای دیگری نمی رویم و اگر این جابجائی صورت گیرد یک کشتار اساسی خواهیم داشت”. او با این کار می خواست هم دولت عراق را تهدید کند و هم جامعه جهانی را، که اگر در زمان تعیین شده دولت عراق ما را به جای دیگر به جهت مسائل ملی خود منتقل نماید ما مثل فرقه های دیگر راه حل خودکشی در پیش خواهیم داشت!!. و این حرف های وی دقیقا نظرات ما جداشده ها را تائید می کند که این گروه ساختار پیشرفته یک فرقه تمام عیار را دارا میباشد
مجاهدین و روزهای آخرین تخلیه اشرف
دولت عراق با اقتدار بر اجرای مراحل نهایی خروج سربازان امریکایی نظارت می کند و مرتباٌ کدهای سیاسی را به رهبران مجاهدین و افکار عمومی عراق و صاحبنظران بین المللی می فرستد که سر موعد بالاخره یقه مجاهدین برای اخراج گرفته خواهد شد. از دیگر سو نتایج یک قسمت از سفر جو بایدن به عراق بابت تمدید حضور مجاهدین در عراق به ناکامی انجامید.
گزارش هایی از گسترش اعتراضات خانواده ها به دستگاه گشتاپوی مجاهدین
در همایش روز چهارم آذرماه در دانشگاه بغداد خانواده ها با قاطعیت چنان سالن بزرگ آمفی تئاتر را با شعارهایشان برای انجام ملاقات با عزیزانشان در اشرف به لرزه درآورده بودند که همه حاضرین عراقی و نمایندگان رسانه ای عراق و کشورهای اروپایی اشک از چشمانشان سرازیر بود. خانم عبداللهی درد اصلی خانواده ها را برای حاضرین به وضوح بعنوان مادر امیر ارسلان حسن زاده توصیف نمود
دیدار با خانواده رضا میرزایی از اسیران اشرف
هفته اول ماه آذر در همایش دانشگاه بغداد بمناسبت مخالفت با تمدید حضور سازمان تروریستی مجاهدین با دختر بزرگ رضا میرزایی از اسرای اردوگاه اشرف و اهل استان گلستان بطور تصادفی ملاقات نمودم. پدرش رضا در قرارگاه ما راننده اتوبوس اسکانیا بود. مردی متواضع و خوش اخلاق، همه اینها را برای دختر 18 ساله اش گفتم و اینکه چگونه باباش در سال 1382 سرسازمان کلاه بزرگی گذاشت و همسر خودش را به سازمان خواهر خود معرفی نموده و با وی احوالپرسی کرد.
بازهم کج فهمی دستگاه منگول مجاهدین
در عکسهای یک هفته قبل و مربوط به اردوگاه اشرف، عکس پلاکارد مجاهدین را دیدم که خطاب به خانواده های عزیز از بابت عدم صحبت با عزیزانشان بد و بیراه گفته بود. باید خطاب به فرماندهان نادان مجاهدین گفت که واقعا کج فهمی تا اینقدر!!. بدانید که دیگر صدای پدر و مادر و خواهر و برادر هم قطع شود باز نفر مجاهدین فرار کرده و خود را به خانواده های متحصنین می رساند.
خاطرات واو شدن نفرات در بحبوحه حمله امریکا به عراق – قسمت اول
چند روز بعدش رجوی پیام درون سازمانی داده و ادعا کرد ما فتح المبین کرده و من بین سلاح و صاحب سلاح، صاحب سلاح را انتخاب کردم و اینکه نظام سعی داشته با تبلیغات به نیروهای انگلیسی و امریکایی و تروریست ویژه خواندن ما را یا توسط آنها و یا توسط خودش در مرزهای ایران قلع و قمع کند و ما این را با امضای توافقنامه با نیروهای امریکایی خنثی کردیم!!. ابتدا کسی از مفاد 16 بندی این توافقنامه خبری نداشت و سازمان آن را رو نمی کرد
رسوایی جدید سازمان مجاهدین
از خواندن خبر حمله چماقداران و تروریستهای رجوی به خانم بتول سلطانی بهم ریختم. واقعا این گروه وطن فروش برای بقای عمر 50 روزه اش آنهم تا پایان سال میلادی 2011 حاضر میشود به محل مسکونی یک هموطن زن ایرانی بی پناه که از چند سال پیش از این تشکیلات جهنمی فرار کرده، حمله فیزیکی نماید و با عربده کشی نوچه های بی مغز و بی ارزش فضای رعب و وحشت ایجاد نماید.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت یازدهم
اسم این نشست ها تنگه و توحید بود که به چرایی اینکه چرا نیروهای سازمان در تنگه چارزبر کرمانشاه زمینگیر شدند می پرداخت. حدوداً یک ماه نیز این نشست ادامه داشت، بترتیب از لایه های مسئولان هیأت اجرایی، بعد معاونین، هیأت اجرایی و مسئولین ستاد، معاونین ستاد، مسئولین نهادها و معاونین نهادها و عضوها و کاندید عضوها شروع شد و حدود 6 ماه طول کشید. در قسمتی از این بحث به موضوع امام زمان پرداخته شد که با قیامش می خواهد جامعه بی طبقه توحیدی را برقرار کند و الزامات آن نیزاین است که ما مجاهدین باید یک سری از مسائل و خواسته های شخصی خود را کاهش و حذف نماییم
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت دهم
بعد از این رسوائیها بود که یک مرتبه نیروها متوجه شدند مریم در فرانسه است و تا آن موقع محل دقیق مسعود و مریم را نمی دانستند و فکر می کردند نیروها را از محلی دیگر درعراق همراهی می کنند اما در شب 17 ژوئن که پلیس فرانسه دستگیری مریم را از طریق رسانه و خبرگزاریها اعلام کرد، نیروها متوجه این شدند که مریم در خارج می باشد و چه کلاه گشادی بر سر آنها رفته است و بدین طریق با دستگیری مریم روحیه نیروها تضعیف اساسی یافت
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین – قسمت نهم
چون سازمان پادگانهای عراق را کامل می شناخت شروع به جمع آوری وسایل و تجهیزات پادگانها نمود حتی به زاغه های مهمات نیز رحم نکرد و آنها را به اشرف منتقل کرد، فکر می کرد آمریکا این نیروها را بر علیه عراقیها استفاده خواهد کرد به همین خاطر می خواست امکاناتش را جلوی آمریکا بیشتر نشان دهد و در سرکوب نیروهای مخالف آمریکا مثل زمان صدام مورداستفاده قرار بگیرد. ولی طولی نکشید که آمریکا شروع به خلع سلاح نیروهای سازمان نمود و همه سلاح های موجود در دست نیروها بدین طریق جمع آوری شد