مصاحبه با آقای عبدالله نیکبخت از بازگشتی های اخیر به ایران – قسمت اول
محیط شهری که من بودم طوری بود که از بعد ازظهر شنبه تا ظهر یکشنبه که تعطیلی آنها بود از سوی گروههای سیاسی خارجه نشین میز کتاب و تبلیغات در خیابان برگزار می شد و من بدین طریق با سازمان آشنایی پیدا کرده و به دلیل اینکه اعلام برنامه های سیاسی شان برایم جذابیت ایجاد کرده بود، جذب آنها شدم. از سال 1364 برای آنها در اروپا کمک مالی جمع آوری کردم یعنی در بخش مالی فعالیت نمودم.
باز هم گاف جدید امریکاییان مبنی بر همکاری های اطلاعاتی مجاهدین
روز اول فوریه 2012 شبکه خبری بی بی سی در برنامه ساعت 22 خود تحت عنوان اینکه شمارش معکوس برای تخلیه اردوگاه اشرف آغاز شده ؛ مصاحبه ای با فرمانده نظامی امریکایی در حفاظت اشرف برای سالهای 2003 تا 2006 پخش کرد. وی صراحتا در بیان علل اصرار برای خروج مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی گفت: مجاهدین اینک سلاح ندارند و همکاری خوب اطلاعاتی با نیروهای امریکایی دارند
خیانت ؛ این بار در حمله به تظاهرات فعالان ضدجنگ در انگلیس از سوی مجاهدین
روز 28 ژانویه – شنبه 8 بهمن ماه در یکی از میادین اصلی شهر لندن تجمع بزرگ و فرامنطقه ای فعالان ضد جنگ با شرکت انبوه مردم حاضر و پلاکاردهایی با مضمون توقف هر تنش منجر به حمله علیه کشور ایران با انعکاس رسانه ای قوی برگزار شد. ولی جالب تر از این ؛ حمله عناصر و عوامل مزدور فرقه تروریستی مجاهدین به این تظاهرات بود که ضمن فحاشی و ضرب و جرح تعدادی از مردم شرکت کننده خواهان پایان دادن به ادامه تظاهرات بودند.
دیدار در شهرک آزادی با خانواده علی بابا
این پدر و مادر چه گناهی دارند که باید اینقدر چشم انتظار فرزندشان در نزد شما باشند. مگر فرزند او به شما و گروه شما چه کرده که حتی برای ملاقات اجازه نمی دهید. این کمترین خواسته را شما آقای رجوی، شما از این پدران و مادران سلب نمودید و می دانید که علی بابا و… اگر با خانواده ملاقات کند دیگر مال شما نیست و به همین خاطر به این پدران و مادران مارک مزدوری زدید و این مادر مزدور نیست بلکه چشم انتظار است
شیطنت های رجوی را حذف کنیم
یک هفته پیش برنامه تلویزیونی سیمای ضد آزادی مجاهدین را با پخش قسمت هایی از پیام مسعود رجوی بتاریخ 16/10/90 دیدم. سعی کردم آن حرف اصلی را که حتما او میخواهد پنهان نماید را بفهمم. بعد از اندک مدتی غصه ای حزن آلود وجودم را گرفت چرا که هرچه گشتم تا شمه ای از اقدامات ابتدایی را از سازمان برای تدارکات انتقال نفرات برای شروع ریل مصاحبه با نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ، نیافتم.
هزاران تبریک به خانواده ها…
… ” حماسه پایداری” که رجوی می گفت، در حقیقت پایداری و وفاداری چنین خانواده هایی است. کم نیست از این نمونه ها، مادری می گفت هر وقت دلم هوای پسرم را می کند، کتاب قرآن را در بغلم گرفته به کوه و بیابان می روم و اسم پسرم را که سالهاست ندیدم آنقدر فریاد می زنم تا از خود بی خود می شوم! مادران و خواهرانی را این بار پشت سیاج های اشرف دیدم که اسم پسرشان را صدا زده و زجه می زدند! و التماس می کردند…
اگر کوهها بجنبند”اشرف” زجا نخواهد جنبید!
همگان دیدیم که کوهها نجنبیدند، اما اشرف جنبید. آیا باز هم می خواهی سر خودت شیره مالیده و مثل کبک سرت را در برف فرو کرده و فکر کنی هیچ خبری نیست! مردک! تو را چه به سیاست و رهبری.از اول هم کرسی رهبری را به ناحق و با بزدلی در زندان شاه و فرار از اعدام و لباس زن پوشیدن و به خارج رفتن، غصب کرده بودی! و سالها در اشرف با تمام مفت خوری از خون بچه های پاک ایران زمین ارتزاق کردی و زن پرستی کردی.
حرمسرای” مسعود رجوی” به خرابه تبدیل شد!؟
زمانی بوده که” مسعود رجوی” غرق در رویای دروغینش، زنانی بی دفاع را در سالنهایی سربسته به رقص و پایکوبی و اثبات باصطلاح وفاداریشان به رهبر، وا می داشته است، اما حالا چه؟ آیا باز می تواند دست به اعمال کثیف گذشته خود بزند،مسلماً که نه، امروز در حالی شاهد فروپاشی”اشرف” و حرمسراهای مسعود هستیم که اختناق حاکمیت او ترک برداشته و فرو ریخته است و بزودی شاهد رسوائی بیش از پیش او در جهان خواهیم بود
شعار این بچه ها کجایند، چرا به ملاقات نمی آیند؟
رهبران فرقه سازمان مجاهدین و یا فرقه های دیگر در بن بست، تنها راه را قتل عام خودشان می بینند که با تحریک نفرات و بی قانونی در کشور میزبان بتوانند هدف خودش را که همان خودکشی جمعی نفرات است محقق سازند. ولی مسعود رجوی، رهبر این فرقه می داند که دیگر نفرات داخل را نمی تواند برای خودکشی تحریک کند به همین خاطر به ایجاد بی قانونی در کشور عراق زده تا دولت عراق را مقصر نشان دهد.
سال 2012 در اشرف!
در حالی سال 2011 در پادگان نظامی اشرف بپایان رسید که جهانیان شاهد فروپاشی اشرف بودند، آغاز 2012 و روزهای آغازین آن بر این پیش گویی ها مهر تأئید زد و فرقه رجوی باز در یک چرخش 180 درجه ای و استراتژیک (البته به همت آهنین خانواده ها) قبول کرد که اشرف و ظرف استراتژیک خود را تخلیه کنند، البته روزهای بعد، آبستن حوادث بسیار بزرگ و تلخی برای دیکتاتور فرقه یعنی”مسعود و مریم” خواهد بود.
اذعان به ناکامی در گفته های 10 دیماه مسعود رجوی
!! اشارات خطرناک و اینچنینی رجوی دجال مبین این خواهد بود که او برای دفع الوقت نمودن ترک اشرف با نفرات حاضر در آن تدارک دیده و در صدد است به همین راحتی (البته به زعم خود) با اجرای این نشست بقول خودش کشکی چرخش فکری را برای اعضای محصور در اسارتگاه ایجاد و آنان را برای ماندن در اشرف و ایجاد خون و خونریزی قانع و ساماندهی نماید.
گذری پیرامون توافق صلیب سرخ و دولت عراق در مورد کمپ اشرف
امروز همان رجوی می خواهد برای بدست آوردن زمان با ترفند های موجود مانور کند و بتواند در کمپ اشرف باقی بماند به همین خاطر هر روز برای دولت عراق یک طرح می دهد و نام آن را هم شروع کارزار در اشرف نامیده است. رجوی هرگز به این توافق تن نخواهد داد مگر اینکه خود رجوی را از داخل اشرف بیرون بیاورند و یا اینکه دولت عراق درب اشرف را از چهار جهت باز کند و تمام مقرها را بدست خود بگیرند و خانواده های نفرات بچه های خودشان را تعیین تکلیف نمایند.