فرقه گرایی مجاهدین

برده داری نوین در فرقه رجوی

امروزه دیگر شاهد غل و زنجیر در دست و پای بردگان نیستیم و هرگز در این کره خاکی شلاقی را در دستان برده داران نمی بینیم. بله، تکامل و پیشرفت نیز در این عرصه پیداست، مثلاً عده ای اسیر افیون و اعتیاد به مواد مختلف دخانی اند و این اعتیاد آنها را به هر سو حتی دزدی هم می کشاند و امروزه پدیده ای جاافتاده در جهان است و البته همه چیز آن علنی است.
عده ای دیگر اسیر و برده "مد" و " بورژوازی" هستند. و اما جماعتی دیگر برده تفکرات پوچ و واهی ذهن دیگران شده اند. دیگر شاهد تفنگ یا شلاق روی شقیقه کسی برای برده کشی و استثمار نیستیم. بلکه فرقه ها، امروزه با زبانی بسیار نرم و لبخند بر لب همه جا هستند. رهبران فرقه ها همچون " رجوی " ادعا می کنند دارای مسئولیت خاصی در زندگی بوده و مسلح به دانش ویژه ای هستند. اغلب حراف و جذاب نیز هستند، رهبران فرقه ها تمایلی به اعمال اراده و تسلط بر دیگران دارند، جذبه و نفوذ خاصی در کلامشان وجود دارد! رهبران فرقه دست خود را روی مشکلات واقعی جامعه می گذارند و جوان با باور به این مشکل به فرقه می پیوندد. رهبران فرقه تمرکز را بر عشق، فداکاری و وفاداری به خود بنا می کنند. این شعبده بازها، ادعا می کنند که سنت شکنی کرده، چیزی بدیع و نو ارائه کرده و " تنها " سیستم موفقیت آمیز را برای تغییراتی که مشکلات اجتماعی و سیاسی مردم یا ضعف ها و نارسائی های منطقه ای و جهانی را حل می کند، بوجود آورده اند!
در برده داری نوین، برده هیچ اختیار و انتخابی بجز ضوابط درون فرقه ندارد و حتی خود را " داوطلب " می خواند! بله تعجب نکنید در برده داری نوین برده بدون هیچ مزد و حقوقی در خدمت اهداف کسانی است که خود را مالک جان و مال برده می دانند و شگفتا که خود را " داوطلب " می داند. پس یادمان باشد گرفتاری در چنین فرقه های مخوفی به سادگی خریدن یک کفش تنگ محتمل است! محمدرضا مبین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا