استراتژی خشونت طلبانه

اتحاد شوم تروریستها

الف- عراق همچنان در آتش قهر و کینه ی خرابکاران، فرصت طلبان و تروریستها می سوزد و هر روز آتش این ستمکاری بیش از پیش بر دامن ملتی رنج کشیده و مظلوم شعله ور می شود. بنا بر آمار رسمی تاکنون 2 میلیون نفر از مردم عراق از ترس کشته شدن به سوریه و اردن پناه برده اند، همچنین 2 میلیون نفر دیگر در وضعیت بسیار بد امنیتی معیشتی به سر می برند ضمن اینکه هر ماه نیز صد هزار عراقی خانه و کاشانه ی خود را ترک می کنند.

ب- حادثه ی تروریستی ترور چند تن از هموطنانمان در جریان عملیات اخیرتروریستها در زاهدان اگر چه اولین عملیات مشمئز کننده از این دست نبود اما بر نفرت مردم ایران و جهان از اینگونه اعمال دامن زد، تا جایی که شورای امنیت و سران کشورهای مختلف نیزآن را محکوم کردند.

ج- مردم ایران از زمان شروع به اصطلاح "مبارزه ی مسلحانه ی سازمان مجاهدین خلق با حکومت ایران" تا کنون بیش از 16 هزار تن از عزیزان خود را در چنگال خونخواری و تروریسم سازمان از دست داده اند، عزیزانی که در میان آنان از کودک 6 ساله گرفته تا پیرمرد 70 ساله نیز وجود دارد.

***

حقیقت این است که تروریسم در هر لباس و مسلک و با هر نام و عنوانی که باشد محکوم است، خواه با نام دموکراسی و آزادی برای ملت عراق باشد که آمریکا با ابزار حمله ی نظامی به عراق به دنبال آن است، خواه با هدف ناامن جلوه دادن مرزهای شرقی کشور که توسط نیروهای بیگانه سازماندهی می شود و خواه با نام دفاع از مردم ایران و سواستفاده از آیات قرآن و کلمه ی مجاهدین و با ابزار ترورهای کور و بمب گذاری ؛ با هر عنوان و ماهیتی که باشد فعلی کثیف، غیر انسانی و مذموم است.دولتها و گروه های حقوق بشری نیز همیشه در بیانیه ها و اظهار نظرهای رسمی خود با تقبیح تروریسم، از آن به عنوان عملی ضد انسانی یاد کرده اند.

سازمان مجاهدین با خلق حوادث تروریستی دردناکِ بسیاری، کارنامه ی حقوق بشری سیاهی در ایران و عراق از خود بر جای گذاشته است که البته به کرات نیز از زوایای زیادی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.

عراقِ امروز اما بیش از هر زمان دیگری در جنگ داخلی و بین المللی با تروریسم دست و پنجه نرم می کند. اختلاف افکنی میان گروه های شیعه و سنی که باعث بروز حوادث خونین زیادی شده است، حضور گروه های تروریستی همانند القاعده، درگیری گروه ها و شخصیت های حزبی مخالف یا موافق حکومت مرکزی، اعمال شبهه تروریستی نظامیان آمریکایی و سرانجام حضور نامشروع سازمان مجاهدین خلق در عراق که در گذشته و زمان حال که منشإ اعمال تروریستی مختلفی در عراق هستند باعث شده که عراق در روزگار حاضر مأمن تروریسم داخلی و خارجی باشد.

در کنار ده ها انگیزه ی موجود در میان رهبران سازمان مجاهدین برای ارتکاب اعمال تروریستی در عراق – امری که در ذات و هویت این سازمان مشهود است – شاید یکی از انگیزه های این مسئله تلاش برای ماندن در عراق باشد. باید اذعان نمود که عراق آرام و آرامش مردم این کشور برابر است با اتحاد و همدلی مردم و دولت این کشور برای برچیدن بساط بسیاری از عوامل عدم توسعه و نفاق بیشتر و به عبارتی اخراج سازمان مجاهدین بعنوان گروهی تروریستی و این امر یعنی اینکه اصل 7 و ماده ی 21 از اصل 3 قانون اساسی عراق باید اجرا شود و این درست همان اصلی است که مجاهدین از آن وحشت دارند. سیاست راهبردی صدام در زمان حیات و قدرت، تضعیف و اضمحلال شیعیان بود، سیاستی که تا آخرین روز حکومت وی نیز دنبال شد و امروز جانشینان فرقه ای سازمان این اصل را از رهبر معنوی خویش – صدام حسین- به ارمغان برده اند. در همین راستا چندی است که سازمان مجاهدین با همراهی و همکاری بقایای حزب بعث عراق ائتلافی را به نام "جبهه ی نجات دیالی " تشکیل داده است. ائتلافی که در ابتدا قرار بود بصورت سرّی و مخفی باقی بماند امّا با مشخص شدن خط و ربط ها سازمان مجبور به اعلام آن شد. با توجه به ابعاد مختلف این ائتلاف و طرفهای مورد ائتلاف می توان به نتایج روشن و مشخصی در این خصوص رسید.

1- اول اینکه بقایای حزب بعث و سازمان مجاهدین به لحاظ خطوط فکری همچنان از میراث فکری صدام حسین تغذیه می کنند. باقی ماندگان حزب بعث و اندیشه ی رهبری سازمان مجاهدین حقیقتا بهترین ائتلاف برای حفظ دستاوردهای فکری و رفتاری صدام حسین می باشند و سازمان نیز در تنها موردی که تاریخ گواه آن است از مواضع گذشته ی خود – بنا به شرایط زمان و مکان – عدول نکرده و به تبعیت از بعثی ها رسم وفاداری را حتی بعد از مرگ سرور خود – صدام حسین – ادامه دادند.

2- در بحثی دیگر می توان از دشمنی با شیعیان به عنوان یکی دیگر از فصول مشترک سازمان و بعثی ها نام برد، زیرا بعثی ها که جزو افراطی ترین گروه های اهل تسنن در عراق می باشند تقصیرِ تغییر ماهیت، ساختارحکومت و ژئوپلتیک قدرت در عراق را متوجه ی اهل تشیع در عراق می دانند و سازمان نیز هم به رسم وفاداری از صدام هم بواسطه ی مقابله با انگیزه ی انتقام خواهی شیعیان و نیز بخاطر بعد ماهیت فتنه انگیزی خود تمایل شدیدی به این ائتلاف داشتند تا همچنان به خیال خود از ماهیت رو به اضمحلال و رکود یافته ی خود خارج شوند.

3- یکی دیگر از اصولی که برای سازمان زمینه ساز حضور در این ائتلاف شوم گردید کمک به تداوم جنگ افروزی و نا امنی در عراق است، امری که با حمایت مادی و اطلاعاتی از بعثی ها تا حدود زیادی میسّر شده است و بدیهی است هر چقدر فشار جنگ داخلی، تروریسم فعال و خونریزی در عراق بیشتر شود مسلما تفکر در خصوص ماهیت و فلسفه ی وجودی سازمان در عراق کم رنگ تر خواهد شد. سازمان مجاهدین که در این خصوص از سلاح و ادوات نظامی و جنگی بی بهره – یا کم بهره – است بیشتر با تزریق پول به بعثی ها و افراد و گروه های تطمیع شده ی خود و با تحریک و تهییج افکار عمومی نسبت به رخدادها و جریانات گوناگون تا کنون توانسته نقش موثری را در نا آرامی های اخیر بازی کند. در این راستا تقویت هر چه بیشتر بعثی ها برابر است با افزایش توجه دولت مرکزی عراق به اموری غیر از مسئله مجاهدین.

4- اگر چه دولت عراق و در رأس آن نوری مالکی خواهان عراقی آزاد و بی دغدغه برای مردم این کشور هستند و اعدام صدام حسین هم با همه ی هزینه های پیش بینی شده ی آن در همین راستا انجام شده اما برای بعثی ها عدم صدام یعنی از دست رفتن همه چیز و خراب شدن همه ی پل ها. سازمان مجاهدین نیز اگر چه صدام را مانند قبل قدرتمند نمی دانست اما هیچگا ه خواهان اعدام صدام نبود زیرا مسئله فوق شائبه ی این امر را در اذهان مجاهدین خلق تقویت کرد که بعد از صدام نوبت حسابرسی به اعمال آنها و سرانجام اخراجشان از عراق فرا خواهد رسید، بخصوص که اظهار نظر های رسمی و چند باره ی مقامات عراقی در خصوص حتمی بودن امر اخراج مجاهدین باعث شد یکی دیگر از زمینه های اتحاد شوم میان سازمان و بعثی ها پر رنگ تر شود تا در پرتو این امر دولت مرکزی عراق در روندی فرسایشی ضعیف و ضعیف تر شود.

5- از آنجا که نا امنی در عراق یعنی گل آلود کردن آب و ایجاد فضای ماهیگیری و بروز و گسترش هر چه بیشتر تروریسم، لذا سازمان مجاهدین خلق با ایجاد اتحادی استراتژیک با بعثی ها و مشارکت در ترور، ارعاب، آدم ربایی، قتل و بمب گذاری، بطور عموم در عراق و بطور خاص در استان دیالی، زمینه را برای ایجاد فضایی حائل در جهت انجام سایر امور خود فراهم می سازد.

در حال حاضر استان دیالی عراق اوضاعی به شدت بحرانی دارد ؛ بمب گذاری، آدم ربایی، کشتارغیر نظامیان و… مردم این منطقه از عراق را به خاک سیاه نشانده است. جدا از دیگر استانها و مناطق عراق، چه کسی می داند سهم سازمان مجاهدین در جنایات و بحران آفرینی های استان دیالی چقدر است؟

مهدی عسگری، کانون هابیلیان، بیست و ششم فوریه 2007

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا