یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵
سرزمینی که عشق به همسر میوه ای ممنوعه بود! – قسمت دوم 17 شهریور 1403

سرزمینی که عشق به همسر میوه ای ممنوعه بود! – قسمت دوم

در قسمت قبل از شکرالله بچه اصفهان گفتم که در گوشه کتابخانه او را به مشت و لگد گرفته بودند. بر سرش فریاد میزد هر کسی که به انقلاب خواهر مریم خیانت کند حکمش اعدام است! میدانی چه خیانت بزرگی را مرتکب شدی؟ تو اکنون فردی ضدانقلابی شده ای که در مقابل رهبری ایستاده ای! […]

به بهانه حضور گزارشگر سابق حقوق بشر در جلسه سرکرده فرقه رجوی 13 شهریور 1403

به بهانه حضور گزارشگر سابق حقوق بشر در جلسه سرکرده فرقه رجوی

جاوید رحمان از سال 2018 تا همین اواخر به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران بود. معمولا کسی که در این سمت انتخاب می شود سوگند می خورد که حقیقت را بیان کند و تعهد می دهد که در هر کجا نقض حقوق بشری صورت گرفت آن را بدون کم و کاست به […]

با فریب مجاهدین خلق به فرقه پیوستم و با عشق خانواده جدا شدم 11 شهریور 1403

با فریب مجاهدین خلق به فرقه پیوستم و با عشق خانواده جدا شدم

من در سال 1351 در یک خانواده متوسط و پر جمعیت در شهر اهواز بدنیا آمدم. در سال 68 تحت تاثیر شعارهای جذاب و فریبنده مجاهدین خلق از جمله “برابری زن و مرد”، “حمایت از طبقه محروم” و .. قرار گرفتم و جذب آنها شدم. دیدن برنامه های مستمر تلویزیون مجاهدین خلق انگیزه پیوستن به […]

سرزمینی که عشق به همسر میوه ای ممنوعه بود! – قسمت اول 10 شهریور 1403

سرزمینی که عشق به همسر میوه ای ممنوعه بود! – قسمت اول

ساعت 19:45 شب محل کارم در ساختمان قلعه را ترک کردم و وقتی به سمت سالن غذاخوری ستاد سر رشته داری می رفتم، سر و صدایی از داخل کتابخانه نظرم را جلب کرد. صدا و فریاد چند نفر با ضجه و شیون نفر دیگری در هم آمیخته بود! “پدر سوخته، نامرد، باز رفتی سراغ آن […]

رقص زیبای شعله های زندگی 10 شهریور 1403

رقص زیبای شعله های زندگی

من در سال 1360 در شهر اهواز و در یک خانواده سنتی و مذهبی به دنیا آمدم. بدلیل موقعیت ضعیف خانوادگی تحصیلاتم را تا مقطع سیکل ادامه دادم. در سال 1379 توسط یکی از نفرات که بعدا مشخص شد از عناصر قاچاق انسان مجاهدین خلق است نامه ای از پدرم بدستم رسید که در آن […]

در رویای زندگی در اروپا از پادگان اشرف سر در آوردم 07 شهریور 1403

در رویای زندگی در اروپا از پادگان اشرف سر در آوردم

در سال 74 با فردی آشنا شدم که بعد از مدتی فهمیدم از نفرات سرپل مجاهدین خلق است. او که در جریان وضعیت بیکاری من و تمایل من برای رفتن به خارج کشور بود به من وعده داد که من را به یکی از کشورهای اروپایی خواهد برد و زندگی خوبی خواهم داشت. قرار شد […]

نامه خانواده های اعضای خوزستانی دربند فرقه رجوی به مای ساتو 07 شهریور 1403

نامه خانواده های اعضای خوزستانی دربند فرقه رجوی به مای ساتو

خانم مای ساتو گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر ملل متحد در امور ایران با عرض سلام ما جمعی از خانواده های اعضای خوزستانی سازمان مجاهدین خلق که هم اکنون در کمپ مانز در آلبانی تحت نظر این سازمان هستند، قبل از هر چیز مسئولیت جدیدتان را به شما تبریک عرض نموده و برایتان آرزوی موفقیت […]

عشق خانواده حصارهای 14 ساله فرقه را درهم شکست 06 شهریور 1403

عشق خانواده حصارهای 14 ساله فرقه را درهم شکست

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 جوانی پرشور و احساساتی بودم که متاسفانه با توجه به جو سیاسی آن زمان فریب شعر و شعارهای پر جذبه رجوی را خوردم و در همان سال 58 جذب سازمان او شدم. آنقدر تحت تاثیر رجوی قرار گرفته بودم که در سال 66 حاضر شدم نه تنها […]

قصه تلخ و شیرین جذب و جدایی من از مجاهدین خلق 06 شهریور 1403

قصه تلخ و شیرین جذب و جدایی من از مجاهدین خلق

در سال 70 تحت تاثیر تبلیغات رادیو موسوم به مجاهد در داخل کشور جذب مجاهدین خلق شدم و برای پیوستن به آنها به نوار مرزی عراق رفتم. بعد از ورود به خاک عراق توسط نیروهای امنیتی استخبارات رژیم صدام دستگیر و بمدت سه سال در زندان آنها بودم. در نهایت سال 73 بعد از پیگیری […]

از تلخی اسارت تا شیرینی رهایی 03 شهریور 1403

از تلخی اسارت تا شیرینی رهایی

در سال 1347 در شهر سربندر بدنیا آمدم، تا مقطع پنجم ابتدایی در این شهر به تحصیل مشغول بودم. با شروع جنگ تجاوزکارانه صدام بر علیه ایران همانند هزاران جوان دیگر برای دفاع از خاک وطن در تاریخ 18/1/66 به خدمت سربازی رفتم. دو هفته از حضور من در جبهه نگذشته بود که در جبهه […]

کابوس فرقه گذشت و زندگی را از نو آغاز کردم 30 مرداد 1403

کابوس فرقه گذشت و زندگی را از نو آغاز کردم

انسانها صرف نظر از ملیت، تاریخ و تمدن، قومیت و مذهب در مسیر زندگی شان در معرض حوادث و تند بادهای مختلفی قرار می گیرند که سرنوشت و جریان زندگی آنها را دستخوش تغییرات و فعل و انفعالات زیادی می کند. و من هم از این قاعده مستثنی نبودم. تجاوز نظامی عراق به ایران در […]

لذت بازگشت به وطن و به آغوش پرمهر خانواده 27 مرداد 1403

لذت بازگشت به وطن و به آغوش پرمهر خانواده

وقتی به خدمت سربازی رفتم دوست داشتم برای دفاع از وطن به جبهه های جنگ بروم تا اینکه در تاریخ 18/5/65 عازم جبهه شدم اما متاسفانه در تاریخ 24/4/67 در منطقه زبیدات توسط ارتش عراق اسیر و به اردوگاه اسرای جنگی منتقل شدم. حقیقتا شرایط اردوگاه برای اسرا خیلی سخت بود تا اینکه در سال […]

blank
blank
blank