سندی از همآهنگی رجوی با فرماندهان صدام برای معرفی اعضای ناراضی به عنوان نفرات نفوذی ایران
رجوی شیطان صفت برای آن که ریزش نیرو مایه آبروریزی او نزد اربابان عراقی اش نشود، حتی به عراقی ها نیز دروغ می گفت و طوری وانمود می کرد که گویی این افراد هنوز حامی فرقه بوده و خواهان ماندن در فرقه هستند اما فرقه بدلیل اینکه به آنها شک امنیتی دارد، می خواهد در پوشش ماموریت کسب اطلاعات، آنها را به ایران برگرداند!!
رجوی جنایتکار باید بداند زمان ضرب و شتم افراد در مناسبات فرقه ای گذشته است
اگر کسی در عراق سر به نیست میشد،هیچکس در بیرون خبردار نمی شد که چه بلایی بر سر افراد نگون بخت آمده است پس می بایست به هر طریقی خودم را از فرقه نجات می دادم تا بتوانم به همه بگویم که در مناسبات فرقه ای رجوی چه جنایتی انجام می گیرد که خوشبختانه این آرزویم برآورده شد و می توانم چهره کریه و ضد مردمی وی و دار و دسته اش را افشا کنم.
آقا صمد روحت شاد
وصف حال من وتو ودیگر اعضای گرفتار فرقه, حکایت زنان ومردانی را توصیف میکند که بدون بکار گرفتن عقل , دل پاک خود را بدست معشوقی سپردند که هرزه از آب در آمد. اولین باری که تو را دیدم , به همراه تعدادی از دوستان بر گشتی به خانه ی من آمدی تا تجربه ی چندین ساله ی بودن در تشکیلات مخوف مجاهدین را به من که هنوز دل از معشوق خیالی نکنده بودم انتقال دهی.
درگیری های 10 شهریور 92 و تخلیه کامل قرارگاه اشرف
جداشدگان معتقدند مریم با توجه به تهدیدات جدی در خصوص تخلیه اشرف از سوی عراق و ملل متحد خودش قضیه را جدی گرفته و قصد تخلیه اشرف و جابجایی رجوی از آنجا را داشته است. اگر مریم بعد از جابجایی رجوی آن افراد کشته شده را زنده به لیبرتی یا هر مکان دیگری منتقل می کرد به هر حال آنها به هر شکل قضیه حضور رجوی در اشرف تا زمان کنونی را می فهمیدند و لو می دادند به همین خاطر تنها تابلو و گزینه ی اجرایی مریم قتل آنها طی سناریو ساختگی بوده است.
رفتار غیر انسانی و جنایتکارانه فرقه رجوی با اسرا در خلال جنگ تحمیلی
در روز دوم عملیات که آمار تلفات فرقه رجوی بالا رفت، تصمیم مسئولان فرقه عوض شد و دستور دادند اسرا تیرباران شوند ؛ که عده ی زیادی از اسرا در صحنه ی عملیات تیرباران شدند. به طور مثال حدود ۳۵ نفر از سربازان در روز دوم، اسیر شده بودند به دستور افشین(عبدالوهاب فرجی) به آنها دستبند و چشم بند زدند و در گوشه ای جمع شان کردند.یکی از فرمانده های دسته به افشین اطلاع داد که آنها آب می خواهند، افشین که علاقه زیادی به کلت داشت اسلحهاش را بیرون آورد و با اشاره گفت همه آنها را این طور آب بدهید. با اشاره افشین، همه اسرا تیرباران شدند و همه آنها روی هم ریخته شدند و از آنها عکس گرفته شد. این عکس تا مدتها به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای عملیات دروغ جاویدان در جلسات معرفی میشد.
صمد جان هنوز فرقه رجوی از مرگ تو هم ترس دارند
او که در ستاد اطلاعات فرقه مشغول بکار بود رجوی خیانت کار خیلی سعی نمود او را مجاب کند در اشرف بماند. خود صمد در صحبت هایش مطرح می کرد که برای رفتن نزد فرقه سر از پا نمی شناخت ولی وقتی وارد مناسبات شد متوجه شد که تمام حرف های رجوی فریبی بیش نیست و او اکنون در کنار نیروهای صدام بر علیه نیروهای ایرانی می جنگد و کاملا به ماهیت فرقه پی برد که این راهی که انتخاب کرده خیانت به مردم و کشور خودش می باشد.
استیصال رجوی ها در مقابل جدا شدگان
هر یک از موارد ذکر شده در بالا به تنهایی کافی بود تا رجوی ها از انجمن نجات، جداشدگان فعال در این انجمن و بخصوص شخص صمد نظری کینه حیوانی به دل بگیرند. رجوی ها بارها تلاش کردند تا با تهدید یا انتشار مطالب توهین آمیز همراه با نشر اخبار دروغ، چهره او را تخریب نمایند اما حقیقت چیز دیگری را نشان می دهد. حقیقت را می توان در ارتباط وسیع خانواده های استان مازندران با انجمن نجات چه در زمان حضور مرحوم صمد نظری و چه بعد از وفات وی به خوبی دید…
سایت شیطانی و کار شیطانی از سایت فرقه رجوی
بعد از نزدیک به یک سال از فوت مرحوم صمد نظری فرقه رجوی دست به اکاذیب و تهمت و افترا زد. این واکنش های فرقه به خوبی نشان می دهد که تلاش های آقای نظری در جهت افشای چهره دروغین فرقه رجوی در ایام حیاتش بسیار مثمر ثمر بوده است که ماه ها پس از فوت ایشان، کینه ی شتری سران فرقه فروکش نکرده و این بار اینطور آن را بروز داده اند.این واکنش های هیستریک نشان از ضعف و حقارت آن جریانی است که به دنبال…
رجوی جنایتکار باید بداند که خانواده ها وی را راحت نخواهند گذاشت
خانواده های استان مازندران بعد از تلاش چند ساله موفق شدند برای ملاقات به کمپ لیبرتی بروند ولی باز هم با کارشکنی سران فرقه مواجه شدند و ملاقاتی انجام نگرفت. با این حال دستگاه تبلیغاتی فرقه برای اینکه کینه حیوانی خود را نسبت به آنان نشان دهند از اعضای خود برای فحش و ناسزا گفتن به خانواده ها استفاده نمودند که در برنامه موسوم به”پرونده” در دو نوبت پخش شد. به هر ترتیب با هوشیاری خانواده ها این توطئه کثیف افشا شد.
رجوی ها از جسم بی جان صمد نظری هم وحشت دارند
فرقه ها وقتی به بن بست می رسند از همه روزنه ها برای پاک کردن صورت مسئله جرم و جنایت خود استفاده ابزاری کرده و سعی می کنند به گونه ای روی آن را سرپوش بگذارند.در این زمینه می توان به فرقه رجوی اشاره نمود که چگونه از این شیوه استفاده می کند. به طور نمونه می توان به فوت دوست عزیز و خوب مان آقای صمد نظری اشاره نمود که اکنون نزدیک به یک سال که از فوت آن مرحوم می گذرد به خاطر کینه رجوی ها از وی سعی دارند چهره او را خراب کنند.
طنزی از واقعیات مناسبات غیرانسانی فرقه رجوی
این مثال دقیقا در رابطه با فرقه رجوی یا بهتر بگم رهبران فرقه رجوی صدق میکنه. جایی که مسعود رجوی رهبر فرقه تروریستی با خر کردن افراد تشکیلات داره از اونها سوء استفاده میکنه. مسعود رجوی با بحث های ایدئولوژیک و تشکیلاتی که در نشست های خود داشته است افراد زیادی رو خام حرفهای خود کرد و اونها رو هنوز که هنوزه به دنبال خود کشیده و داره از اونها سوء استفاده میکنه. اما اصلی ترین باربر و خر این معرکه مریم رجویه که مسعود رجوی با خر کردن او یا به نوعی خام کردن او افراد تشکیلات او را به عنوان رئیس جمهور باصطلاح برگزیده مقاومت برگزید و الان هم در نبود رهبر فرقه یعنی شخص مسعود رجوی گور به گور شده رهبری فرقه را به دست گرفته.
هرکه با رجوی گرگ صفت مدارا می کند، خلق و خوی گرگ را هم پیدا می کند
نویسنده مورد نظر ما در مقاله سراسر دروغ خود به نکته خوبی اشاره می کند که بیشتر به جوک شبیه می باشد او می گوید معدوم بتول رجایی عجب عنصر نظامی، نترس و چریکی بوده است.» از کی تا حالا وی عنصر نظامی بوده که ما خبر نداشتیم و از کی در عملیات چریکی شرکت کرده بود که کسی خبر نداشت بهتر است نویسنده این مطلب خودش را بیشتر از این خراب نکند از بس این جمله اش خنده دار است که وقتی نفرات داخل لیبرتی هم آنرا مطاله کنند به او خواهند خندید که این چه دروغ برزگی است معدوم بتول همیشه با ناراضیان فرقه سر و کله می زد و سر دژخیم رجوی بوده است القاب قلابی برای این مرده دیگر کارآیی ندارد او را در فرقه همه بخوبی می شناسند.