مجاهدین خلق

مروری بر تدوین کتاب”اموال مجاهدین در اشرف”

در روز 23 شهریور 94 و در یکی از سایتهای وابسته به فرقه منفور رجوی مطلبی خواندم تحت عنوان " تدوین کتاب ”اموال مجاهدین در اشرف“ توسط کمیته حقوقی کمپ لیبرتی با ۳۱۰سند و ۷۳ مستند تصویری " که واقعاً مضحک و خنده دار بود.
فرقه رجوی کدام اموال را می گوید: غارتگری اموال مردم عراق پس از سرنگونی صدام ویا اموال اهدایی صدام به مجاهدین خلق یا اموال به دست آمده از جاسوسی و خیانت به مردم و میهن؟
راستی سوال من از رهبران فرقه رجوی و عالی الخصوص شخص مریم قجر این است که آیا غیر از این است که اموال مورد ادعای شما همان اموال اهدایی صدام ملعون و معدوم  به شما بابت خیانت و جاسوسی و ترور و جنگ علیه مردم کشور خود و مردم عراق و غارتگری مردم عراق پس از سرنگونی صدام و… بود؟
بیایید نگاهی گذرا به چگونگی حضور فرقه رجوی به عراق داشته باشیم و پس از آن به چگونگی دریافت این پول های کثیف اهدایی صدام بپردازیم.
به دنبال عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و خلع وی از ریاست جمهوری به وسیله نمایندگان ملت در مجلس، رجوی و مسعود بنی صدر در 7 مرداد 1360 از ایران به فرانسه گریختند و حدود یک سال بعد یعنی در 19 دی ماه 1361 رجوی در حاشیه سفر طارق عزیز، معاون نخست وزیر عراق به فرانسه با وی ملاقات کرد و این اولین ملاقات رسمی فرقه رجوی با دولت حزب بعث بود که فرقه مجاهدین آن را علنی کرد و در نشریه مجاهد با تیتر درشت " بیانیه مشترک نایب الرئیس نخست وزیر عراق و مسعود رجوی مورخ 9/1/1983 به چاپ رساند.
البته ناگفته نماند که فرقه رجوی قبلا به صورت مخفیانه و غیر علنی با حزب بعث عراق دیدار و همکاری داشته است و مقدمات این ملاقات از پیش آماده شده بود.
پس از آنکه رجوی به فرانسه آمد او و هوادارانش به سرعت با کمبود پول مواجه شدند. دولت عراق به وی پیشنهاد حمایت داد و آنان که توسط دولت فرانسه تهدید به اخراج شده بودند و پس از ابلاغ اخراج توسط فرانسه، رجوی می‌خواست به سوئیس برود که به دلیل ارسال تقاضایی مبنی بر تحویل رجوی که توسط ایران به وزارت خارجه سوئیس تسلیم شد این امر صورت نپذیرفت.
فرقه رجوی وقتی پی بردند که سوئیس جای مناسبی برای آنان نیست از این موقعیت سوء استفاده نموده و پیشنهاد رفتن به عراق را پذیرفتند و چنین شد که رجوی در خرداد ماه سال 1365 فرانسه را به مقصد عراق ترک نمود. رجوی بعد از عزیمت به عراق مفتخر به پای بوسی دشمن ایران " صدام " گردید و بعد از آن خود را در اختیار دولت عراق قرار داد و در سطوح مختلف اطلاعاتی و نظامی با رژیم بعثی همکاری نمود، به طوری که به "ارتش خصوصی صدام لقب" گرفت و این آغازی است بر وطن فروشی فرقه رجوی و جمع آوری اموال منقول و غیر منقول اعم از زمین و سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین گرفته تا پول، غذا، پوشاک، تجهیزات مخابراتی و غیره…
پس از انتفاضه شعبانیه و سرکوب شیعیان عراقی توسط فرقه رجوی، صدام شخصا از مسعود رجوی و سازمانش تشکر کرده و پیامش را توسط سپهبد صابر الدوری رئیس سرویس کل اطلاعات عراق به وی ابلاغ می کند.
صابر الدوری: رئیس جمهور سلام گرم خود را به شما می رساند و از اینکه فرصتی برای نشست دو جانبه فراهم نیامد عذرخواهی می کند وی همچنین از برادر مسعود در فرو نشاندن ناآرامی های گذشته قدردانی نمود. و اظهار داشت: این کافی نیست و ضرورت دارد با مسعود ملاقات کرده و شخصا سپاسگزاری نمایم.
رجوی: دوست دارم بر روی مسئله ای تاکید کنم. از محبت رئیس جمهور و شما تشکر می کنم، خیلی مرا شرمنده کردید، جز انجام وظیفه کاری نکردم. من در ذهنم و در قلبم قادر نیستم منافع مان را از شما جدا کنم.  اینها یکی در دیگری و به هم آمیخته است. نیازی به لطف ایشان نیست ما در خانه تو بودیم و همچنان هستیم و باقی خواهیم ماند تا جایی که در توان ماست.
پس از خیانتها و وطن فروشی رجوی و سران فرقه در ترور فرماندهان و مردم میهن و همچنین جاسوسی بر علیه کشور در زمان جنگ و پس از آن این ارتباطات بیشتر و بیشتر شد و اینچنین پولها و کوپن های اهدایی صدام به سوی تشکیلات فرقه رجوی روانه شد که الان این فرقه از آن به عنوان اموال خود در اشرف نام می برد.
که به چند نمونه از درخواست های رجوی ملعون از دستگاه اطلاعاتی حزب بعث (صابر الدوری) اشاره خواهیم کرد:
رجوی در دیدار با صابر الدوری: آیا سرانجام یک تانک به ما می دهید، یک مرتبه 300 تانک نمی خواهیم.یگانه چیزی که مجاهدین در عراق درخواست می کنند تانک است. باور کنید!! ما آماده ایم برای هر رزمنده یک تانک بگیریم به هر حال من اطمینان دارم نسبت به ما کوتاهی نکردید. چنانچه فرصتی فراهم آمد درخواست ها را مطالعه کنید من مطمئنم راه حلی برای آن خواهید یافت.
رجوی در دیدار با صابر الدوری: می خواهیم جایی برای تمرین در مناطق المنصوریه و جلولا در اختیار ما قرار دهید.
رجوی در دیدار با حبوش: مسئله ای که علاقه مندم آن را بیان کنم و امیدوارم به دیگر برادران در سرویس نیز ابلاغ نمایید، این است که چنانچه چیزی درخواست کردیم و روی آن اصرار کردیم از پادگان یا خط تلفن یا اتومبیل گرفته تا وارد کردن افراد به خاطر همان چیزی است که ما را به هم پیوند می دهد.
حبوش رو به رجوی: " تقاضاها و مطالب و موضوع هایی که مطرح کردید، همه را یادداشت کردم:
1 – پنج زاغه مهمات: موافقت آن حاصل شد
2 – شبکه و کابل فیبر نوری: موافقت آن به دست آمد و ارزش آن یک میلیارد و نهصد هزار دینار است.
3 – مجهز کردن سازمان به 10 دستگاه خودروی شناسایی اسکورپین
4 – مجهز کردن سازمان به 25 دستگاه تانک چیفتن
5 – راجع به وسایل یدکی و اتومبیل های وارداتی فرمی را به صورت یک متن تهیه کردیم تا مالکیت آنها را به نام شما ثبت نام کنیم."
حبوش در جلسه ایی دیگر رو به رجوی می گوید: در مه (آذر ماه) سال 2000 میلادی آقای رئیس جمهور بودجه سازمان که بالغ بر یک میلیارد و هفصد و پنجاه و دو میلیون دینار است به منظور احداث مراکز زیر بنایی سازمان اختصاص یافته است، تصویب نمود.
رجوی در دیدار با حبوش: اجازه می دهید یک جمله بگویم، مبلغ هفصد و پنجاه و دو میلیون دینار پرداختی، معوقه سال های پیشین است.
عباس داوری هم در ادامه می گویید: بر مبنای همان سهمیه ماهانه 5/4 میلیون دینار برای تعمییرات پادگان اشرف و چهار پادگان دیگر هر کدام ماهانه یک میلیون دینار به منظور تعمییرات اختصاص یافته است.
ابریشمچی هم در یکی از دیدار هایش با دستگاه امنیتی صدام می گوید: برای ماندنمان سال 1990 در عراق 84000000 دینار  می خواهیم. این درخواست بر اساس محاسبه دقیق و علت آفزایش آن نسبت به سالهای قبل، گرانی می باشد.
همچنین هزینه هایی همچون آب، برق، تلفن و غیره را باید پرداخت کرد و هزینه های ارتش، تاسیسات ساختمان، خوابگاه و… زیاد است. خرید آهن آلات از بازار که قیمتش هم پنج برابر قیمت دولتی است. ما تمام ذخایر مالی خود را صرف خرید ماشین کردیم تا مشکل نداشته باشیم، لذا اماکن واردات از خارج برای ما میسر نیست و از بازارهای عراق تهیه می کنم.
فرقه رجوی صرف نظر از بودجه مشخص و اقلامی که بابت جاسوسی و خیانت از حزب بعث دریافت می کردند هر شش ماه 18 میلیون بشکه نفت سهمیه داشتند که اهدایی صدام به آنان بود.
این در حالی بود که رژیم حزب بعث با سوء استفاده از مصوبه نفت در برابر غذای سازمان ملل به جای تلاش برای صرف عایدات ناشی از فروش نفت به منظور خریداری داروی مردم و تهیه شیرخشک کودکان، همچنان به حاتم بخشی خود به رجوی و دار و دسته اش ادامه میداد در حالی که آحاد قشرهای عراقی در محنت فقر و فلاکت به سر می بردند و قادر به تهیه غذا و قوت لایموت برای خود نبودند.
رجوی در دیدار با حبوش و سوال او در رابطه با اینکه جواب شما به بازرسان سازمان ملل پس از جنگ عراق و امریکا که این اقلام را از کجا به دست آورید چیست گفت : ما در پاسخ به پرسش های بازرسان سازمان ملل یک سری دلایل قانونی را به کار خواهیم گرفت که این اتومبیل ها متعلق به ماست نه عراقیان.
اما فارغ از این ضرورت ها آنچه حائز اهمیت نشان می دهد موضع طلبکارانه فرقه رجوی در قبال چپاول اموال ملت عراق و مطالبات غیر قانونی آنها است. به نظر می رسد این میزان وقاحت و حالت تهاجمی این فرقه در رابطه با اموال اشرف حاکی از اولویت بندی است که مقامات عراقی و در راستای ضرورت و اولویت خارج کردن این فرقه از عراق بخرج می دهند.
این درست که در حال حاضر ضرورت اخراج فرقه رجوی از عراق همه چیز را و حتی جنایات و چپاول اموال و پول های مردم عراق را تحت الشعاع قرار داده است، اما نباید از نظر دور داشت این موضع انفعالی پیش از اینکه به تسریع امر خروج و جابجایی مجاهدین منتهی شود، این فرقه را در موضع طلبکاری قرار خواهد داد.
 چه کسی است که نداند اشرف پیش از اینکه محصول استثمار جسمی اعضای فرقه رجوی باشد، به دینارها و پول های بی حساب و کتابی وابسته بوده و هست که صدام در ازای خیانت و جنایت های اعمال شده بر مردم ایران و بعضا ملت عراق پرداخت کرده است. این اموال در واقع نتیجه خون هزاران انسان بی گناهی است که چه در ایران و چه در عراق توسط سازمان بر زمین ریخته شده است.     
اینکه حالا این فرقه از موضع بالا ادعای مالکیت بر این اموال و مطالبه آن را داشته باشند، از آن دست ادعاهایی است که هر اندازه بی تفاوتی و انفعال در قبال آن، فرقه رجوی را گام به گام به سمت سرقت تمام و کمال آنها تشویق خواهد کرد. اینکه فرقه رجوی در تدوین کتاب خود ادعا می کند فاکتور خرید اموال منقول موجود در اشرف را تحویل مقامات سازمان ملل نموده بسیار جای تأمل دارد. در واقع چیزی که می تواند ثابت کند صاحب یا صاحبان اصلی این اموال چه کسانی هستند نه سندسازی ها و فاکتور سازی های سازمان که پاسخ سرراست و بی واسطه به این سؤال است که پول خرید این اموال از کجا تأمین شده است؟ این اموال ادعایی چه رابطه ای با کامیون های مملو از دیناری دارد که به استناد تصاویر از طریق صدام در اختیار آنان قرار گرفته است.
اگر قرار است به صرف بیرون کردن این فرقه از عراق دهها سؤال مالی و سیاسی و پرونده های جنایی و جرائم فرقه تروریستی رجوی در عراق مسکوت گذاشته شده و به بوته فراموشی سپرده شود، بی شک مردم عراق و کسانی که جان و مال شان در طی سه دهه حضور فرقه رجوی در عراق به یغما و به قتل رسیده اند، از این بذل و بخشش که مصداق خرج کردن از کیسه صاحبخانه بوده است، هرگز نه خواهند بخشید و نه کسانی را که به دلایل سیاسی و غیره چشم بر ستم سه دهه فرقه رجوی بر مردم عراق بسته خواهند گذشت.
نباید تسلیم شدن فرقه رجوی به خروج از عراق را بهانه و بهای فراموش کردن سؤالات اساسی در خصوص غارت و تصاحب و روابط سیاسی و نظامی فرقه رجوی با صدام نمود. سؤال اساسی برای مقامات عراقی، نماینده سازمان ملل و نهادهای بین المللی باید این باشد که صاحبان واقعی و اصلی اموال قرارگاه اشرف چه کسانی هستند؟ باید این سؤال و پیش از اینکه تصمیمی از جانب هر مقامی درباره اموال منقول و غیر منقول قرارگاه اشرف گرفته شود، مطرح و پاسخ داده شود.
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا