عهدشکنی همیشگی رجوی مجاهدین خلق به دختران رمادی هم رحم نکردند
حقوق بشر گزینشی از “نه به اعدام” تا تهدید به اعدام اعضای ناراضی در مجاهدین خلق
خطاب به نهادهای حقوق بشری استمداد مختارعلی جمالی: برادرم را از اردوگاه مانز نجات دهید!
دخترکان فریب خورده تشکیلات رجوی
با درود و سلام به تمام دختران سرزمینم ایران در این ایام که مصادف شده است با روز جهانی دختر، ضمن تبریک به تمامی دختران ایران زمین خواستم بدین وسیله پیامی بدهم به دخترانی که با نیت های پاک و فداکارانه به تشکیلات رجوی پیوستند ولی خیلی زود متوجه شدند که به آنان آدرس اشتباهی […]
زنان، قربانیان واقعی در مناسبات مجاهدین خلق
روز 11 اکتبر برابر با 19 مهر ماه سال 1405 روز جهانی دختر است. در جهان مدرن امروزی با گسترش سطح آگاهی عمومی بسیاری از دختران نسبت به حقوق اجتماعی، فرهنگی درابعاد مختلف هم پای مردان برای رسیدن به اهداف، آمال و آرزوی هایشان آزادانه فعالیت می کنند. فرصت مناسبی است به مناسبت این روز […]
طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین
پرسشی که این روزها درباره مجاهدین خلق مطرح است این است که چرا این سازمان طرح موسوم به “جبهه همبستگی” را مطرح کرد ؟ چرا سازمان به دنبال پهلوی بود؟ و چرا طرح جبهه همبستگی دیگر کارآیی نداشته و جای خودش را به ضدیت با پهلوی داده است؟ در سال 1381 وقتی در اشرف بودم […]
نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی
فرزین جان سلام سالها چه زود گذشت ولی افسوس که چندین سال از یکدیگر دور بودیم. به یاد داری در گذشته چه خاطرات خوبی با هم داشتیم؟ به آینده فکر می کردیم و چه رویاهایی داشتیم. یادت می آید به هم می گفتیم در آینده برای خودمان کاره ای می شویم . وقتی به عکس […]
دوگانهاندیشی در ۱۹۸۴ و تجربهٔ من در تشکیلات مجاهدین
هرچه بیشتر رمان ۱۹۸۴ جورج اورول را میخوانم، شباهتهای بیشتری میان جهان آن و مناسبات سازمان مجاهدین خلق میبینم. زندگی من از بدو تولد با این سازمان گره خورده و بخش بزرگی از کودکی و جوانیام در تشکیلات آن گذشته است. برای همین، هنگام خواندن این کتاب، آدمها و صحنههایی از زندگی خودم به یادم […]
پیام کوتاه صدیقه بازرگانی به خواهر اسیرش طاهره
خوب و سلامتی روبی جان پارسال همین ایام در ذیل نامه ام برای تو بعنوان خواهر بزرگتر توصیه ای در قالب چند بیت شعر بدین صورت نوشته بودم: بیدار شو ای دل که جهان میگذرد وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد در منزل تن مخسب و غافل منشین کز منزل عمر کاروان میگذرد. الهم فک اسیر […]
از شعارهای میهنپرستانه رجوی تا واقعیت وابستگی به بیگانه
یکی از نمادهایی که فرقه رجوی برای پیشبرد اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود به آن متوسل میشود، نام و اعتبار سرداران جنبش مشروطه، ستارخان و باقرخان است. اما پرسش اساسی این است که آیا میان آرمانها و عملکرد این دو سردار ملی و آنچه مسعود رجوی و تشکیلاتش در عمل دنبال کردهاند، کمترین شباهتی وجود […]
روایت دست اول از جذب جوانان توسط عوامل مجاهدین خلق
وقتی که در سال ۶۸ با یکی ازدوستانم در کراچی پاکستان به سازمان مجاهدین خلق پیوستیم دو هفته ما را در یک خانه نزد تعدادی دیگر از هواداران سازمان نگه داشتند تا آنها ما را چک کنند تا بفهمند که از طرف دولت ایران ما را به آنجا نفرستاده باشند. وقتی آنها ما را تأیید […]
نامه پسر عموی الخاص کوهپیما، عضو گرفتار در مجاهدین خلق
پسرعموی عزیز ومهربانم الخاص کوهپیما باسلام من مهرعلی پسرعمویت هستم. منو یادت میاد؟ حدود ۳۸سال است که از ما دوری وما همچنان در انتظار برگشتنت هستیم. به نظرت این همه سال چشم انتظاری ودلتنگی دیگر بس نیست؟ چرا خودت را از چنگ این لعنتیها آزاد نمیکنی؟ چرا بیهوده عمرت را در خدمت این ظالمان و […]
تولد فرزند معنای واقعی زندگی است که رجوی دریغ میکرد
وقتی در مناسبات سازمان حضور داشتم هرگز معنای تولد و جشن را درک نکردم چون کسی اجازه نداشت حتی در روز تولدش یادی از آن بکند. اگر به ذهنت میزد و یادی از روز تولدت میکردی باید در این باره گزارش نوشته و در نشست پاسخگو میبودی. در فرهنگ سازمان مجاهدین زندگی به معنای نابودی […]
روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
در یک نشست عمومی با رجوی، او بالای سن بحث پوشالی سیاسی را پیش می برد. از روی صندلی بلند شد و روی سن قدم زد و مشتش را گره کرد و گفت اگر من افشین را بگیرم با مُشت می زنم توی دهانش. متوجه نشدم رجوی چرا می خواست با مُشت بزند در دهان […]
خاطرهای از موسی جابری درباره نشستهای آزاردهنده رجوی
میخواهم خاطرهای از دوران حضورم در سازمان مجاهدین را برایتان بازگو کنم؛ موضوعی درباره نشستهای طولانی و طاقتفرسای مسعود رجوی که بیشتر آنها در ماههای رمضان برگزار میشد. این نشستها فوقالعاده خستهکننده بود، چرا که مسعود نه تصویری داشت و نه صدایی؛ تمام نشست فقط بهصورت تایپی و متنی پیش میرفت. (در پرانتز بگویم، هر […]

