طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین

پرسشی که این روزها درباره مجاهدین خلق مطرح است این است که چرا این سازمان طرح موسوم به “جبهه همبستگی” را مطرح کرد ؟ چرا سازمان به دنبال پهلوی بود؟ و چرا طرح جبهه همبستگی دیگر کارآیی نداشته و جای خودش را به ضدیت با پهلوی داده است؟ در سال 1381 وقتی در اشرف بودم […]

پرسشی که این روزها درباره مجاهدین خلق مطرح است این است که چرا این سازمان طرح موسوم به “جبهه همبستگی” را مطرح کرد ؟ چرا سازمان به دنبال پهلوی بود؟ و چرا طرح جبهه همبستگی دیگر کارآیی نداشته و جای خودش را به ضدیت با پهلوی داده است؟

در سال 1381 وقتی در اشرف بودم و هنوز صدام سرنگون نشده بود، رجوی برای اینکه بتواند بعد از خروج تعداد زیادی از اعضای شورای ملی مقاومت دوباره خودش را بازسازی کند، دست به تشکیل جبهه همبستگی زد تا بتواند به اصطلاح مبارزه با حکومت ایران را مشروع جلوه بدهد. رجوی در این طرح اعلام کرد که با التزام به نفی کامل حکومت ایران، همه جناحها و دسته بندی‌ها سیاسی می‌توانند در جبهه همبستگی حضور داشته باشند .البته باید یادآور شد قبلا مریم رجوی در تاریخ 30 تیر سال 73 در گردهمایی همبستگی در پاریس فراخوان به همبستگی ملی داده بود ولی این فراخوان با استقبال مواجه نشده و شکست خورده بود .

رجوی در سال 81 دوباره طرح جبهه همبستگی را مطرح کرد. این طرح هم مورد استقبال قرار نگرفت و هیچ سازمان و گروهی به او لبیک نگفت. در این میان چیزی که بسیار حائز اهمیت بود صحبت‌های رجوی در نشست‌های درونی اشرف بود. او عنوان کرد که ما حتی از بچه شاه هم دعوت کردیم که در طرح جبهه همبستگی حضور داشته باشد. تحلیل رجوی در مورد بچه شاه این بود: بچه شاه پدرش جنایت کار بوده و به وطن خیانت کرده ولی پسرش آن موقع کاره‌ای نبوده و در خیانت‌های پدرش نقشی نداشته است و می‌تواند در طرح جبهه همبستگی شرکت داشته باشد. این پیشنهاد از طرف پهلوی رد شد .

رجوی هنوز تهدیدی از طرف بچه شاه احساس نمی‌کرد و فکر می‌کرد با حضور وی در جبهه همبستگی می‌تواند از حمایت غرب برخوردار شود .در آن زمان برای اعضای سازمان سئوال شد که چه ضرورتی دارد؟ بچه شاه که در آمریکا به دنبال زندگی خودش می باشد و هرگز هیچ حرفی نزده چرا باید در طرح جبهه همبستگی حضور داشته باشد؟ اما رجوی هیچ جوابی برای آن نداشت و این سئوال بدون جواب ماند .

بعد از کشته شدن تعدادی از اعضای سازمان در 6 و 7 مرداد سال 88 بچه شاه موضع‌گیری نموده و آن حمله را محکوم نمود. البته بعدا رجوی روی این موضع‌گیری بچه شاه حساب باز کرده بود و فکر می‌کرد می‌تواند روی حمایت وی از سازمان مجاهدین حساب کند اما در این میان کوه رجوی موش زایید .

پیشنهاد رجوی در مورد طرح جبهه همبستگی توسط بچه شاه رد شد. بعد از اغتشاشات شهریور 1401 و دی 1404 رجوی احساس کرد که جایگاه وی بعنوان آلترناتیو حکومت ایران از بین رفته است. بچه شاه سعی نمود خودش را در صحنه سیاسی در خارج از کشور مطرح کند وی با رفتن به اسرائیل و کرنش در مقابل صهیونست‌های کودک کش، رجوی احساس خطر نمود که دیگر در بازی کثیف سیاسی جناح‌های هار و جنگ طلب غربی او را به بازی نمی‌گیرند و به همین خاطر خطش را عوض نموده و اکنون اولین دشمن و تهدید را بچه شاه می‌داند و اگر به سایت‌ها و دستگاه تبلیغاتی شان توجه کنیم سعی می‌کنند به نفی بچه شاه بپردازند و اینکه او نیز جنایت کار است.

رجوی با تمام خیانت‌هایی که این سالیان انجام داده و همکاری‌های گسترده با غرب اما او را به بازی نگرفتند چون می‌دانند اگر به قدرت برسد بدتر از داعش خواهد بود و اگر اکنون مریم رجوی شعار دموکراسی سر می‌دهد، برای فریبکاری است. از سوی دیگر، طرح شورای به اصطلاح ملی مقاومت و تعداد اعضای آن که به یک دست نمی‌رسد نشان از شکست سیاست‌های رجوی برای پیشبرد دست کم ظاهری امر مبارزه است. رجوی اکنون احساس خطر می‌کند که هم در بعد نظامی و سیاسی شکست خورده است و راه برون رفتی هم برایش متصور نیست .

هادی شبانی