وقتی در مناسبات سازمان حضور داشتم هرگز معنای تولد و جشن را درک نکردم چون کسی اجازه نداشت حتی در روز تولدش یادی از آن بکند. اگر به ذهنت میزد و یادی از روز تولدت میکردی باید در این باره گزارش نوشته و در نشست پاسخگو میبودی. در فرهنگ سازمان مجاهدین زندگی به معنای نابودی […]
وقتی در مناسبات سازمان حضور داشتم هرگز معنای تولد و جشن را درک نکردم چون کسی اجازه نداشت حتی در روز تولدش یادی از آن بکند. اگر به ذهنت میزد و یادی از روز تولدت میکردی باید در این باره گزارش نوشته و در نشست پاسخگو میبودی. در فرهنگ سازمان مجاهدین زندگی به معنای نابودی است و از این رو تشکیلات بی دنباله و ابتر است .
وقتی انسانها به دنیای بیرون از تشکیلات رجوی پا میگذارند، متوجه میشوند که زندگی آن گونه که رجوی تعریف میکند نیست. برعکس در بیرون از تشکیلات همه چیز بوی زندگی و زایندگی دارد .
بعد از جدا شدن از سازمان مجاهدین و تشکیل خانواده سعی نمودم این سنت زیبا را گرامی بدارم. به همین خاطر هر ساله در روز 19 مهر که روز تولد فرزندم است، همیشه برای او جشن تولد میگیرم تا خاطرهای خوب در ذهنش باقی بماند. با این کار این مفهوم را زنده نگه میدارم که زندگی زیباست و باید سالروز آغاز آن را ارج نهاد .
در سازمانی که کودکان را از پدران و مادرانشان جدا میکند ، سازمانی که خانواده را کانون فساد مینامد، سازمانی که به پدران و مادران سنگ میزند و بسیاری جنایات دیگر علیه زندگی، دیگر تولد برایش معنایی ندارد.
مایل بودم جشن تولد فرزندم را به اشتراک بگذارم تا شاید اعضای دربند سازمان ببینند و به دروغهای رجوی پی ببرند. ما در بیرون از مناسبات نه تنها از بین نرفتیم بلکه به سر حالی و زایندگی رسیدیم. حال هر چقدر رجوی میخواهد به دروغگوییهای خود ادامه دهد.
هادی شبانی













