چند روز پیش در فضای مجازی یکی از مطالب مجاهدین خلق را دیدم که در بخشی از این مطلب چنین آمده بود: “هر انسان باید بتواند دین و عقیده خود را آزادانه انتخاب کند، از آن پیروی کند، آن را تغییر دهد یا از اعتقادات پیشی خود دست بکشد”. این جملات را با رفتاری که […]
چند روز پیش در فضای مجازی یکی از مطالب مجاهدین خلق را دیدم که در بخشی از این مطلب چنین آمده بود: “هر انسان باید بتواند دین و عقیده خود را آزادانه انتخاب کند، از آن پیروی کند، آن را تغییر دهد یا از اعتقادات پیشی خود دست بکشد”.
این جملات را با رفتاری که رجوی ها با اعضای تشکیلات در مناسبات شان دارند، مقایسه کردم و دیدیم باز هم طبق معمول و بر سیاق ثابت رفتار رجوی ها، چیزهایی نوشته اند که خودشان در درون مناسبات تشکیلات 180 درجه خلاف آن را عمل می کنند. زیرا در درون تشکیلات مجاهدین خلق کسی نمی تواند دین و عقیده ای غیر از آنچه که رجوی تعیین می کند، داشته باشد. که در زیر به دو نمونه اشاره می کنم.
نمونه اول مربوط به نشست هایی است به نام نشست “حوض” که رجوی در سال 1374 در مقر مجاهدین در بغداد برگزار کرد. در این نشست که رجوی آن را برای کنترل بیشتر بر تشکیلات و ممانعت از جدایی اعضای معترض و خواهان جدایی برگزار کرده بود، با تفسیر به رأی از قرآن خطاب به حاضرین گفت: “اگرچه در قرآن گفته شده «لا اکراه فی الدین» اما این به شما ربطی ندارد. شما رهبرتان [رجوی] را انتخاب کرده اید و دیگر حق برگشت ندارید.”
او با این تفسیر به رای می خواست زمینه را برای سرکوب اعضایی آماده کند که می گفتند دیگر اعتقادی به او ندارند و نمی خواهند مجاهد باشند. یعنی عملاً از آن زمان تا سرنگونی صدام، اعضایی که نمی خواستند با مجاهدین باشند را مجبور کردند که مجاهد بمانند.
نمونه دوم:
در سال 1380 رجوی کتابچه ای تحت عنوان “تئوری انقلاب مریم” که ضوابط تشکیلاتی جدید محسوب می شدند را ارائه کرد که در آن ضوابط تشکیلاتی را به روز کرده بود. ضوابطی که مناسبات را بیشتر از پیش محدود و زجرآور می کرد.
این کتابچه در واقع مجموعه ای از قوانین برده داری نوین بودند که با اجبار و تحمیل بر اعضای تشکیلات اعمال شد. بندهای این کتابچه طوری تنظیم شده بودند که نیروهای سازمان امکان نفس کشیدن در خارج از چارچوب های تعیین شده را نداشته باشند.
اما آنچه که با موضوع این نوشته ارتباط دارد بند 38 از فصل ششم این کتابچه است که در مغایرت کامل با ادعای فریبکارانه امروز رجوی ها است که در ابتدای این نوشته به آن اشاره کردم.
“بند 38- لائیک بازی و «R» شدن کادرها و اعضاء و هواداران سوگند خورده و کسی که حتی یک لحظه ایدئولوژیک مجاهدی هم داشته باشد نداریم.
* لائیک به معنای غیر مذهبی و بی دین است و R اصطلاحی بود که برای افراد غیر مجاهد بکار می رفت و مخفف “رزمنده” بود. زمینه امر مربوط بود به بعد از اعلام تشکیل به اصطلاح ارتش آزادیبخش در سال 1366 است. رجوی برای اینکه ادعا کند ارتش ملی است، خواهان این بود که افراد و گروه های غیر مجاهد نیز به آن بپیوندند. البته هیچ گروهی به ارتش او نپیوست و به صورت انفرادی هم افراد کمی بودند که پیوستند که به آنها رزمنده (R) می گفتند و در نهایت نیز تقریباً همه آنها از مجاهدین جدا شدند.
بعد از شدت بخشیدن به موج سرکوب و بخصوص بعد از فرمان “خروج ممنوع” رجوی که جداشدن از تشکیلات را ممنوع کرده بود، تعدادی از اعضا برای آن که از فشار نشست ها و گزارش نویسی ها خلاص شوند، می گفتند که دیگر مجاهد نیستند و رزمنده هستند یا اینکه می گفتند لائیک هستند و نمی خواهند مجاهد باشند. رجوی متوجه این موضوع شد و آن را ممنوع نمود اما در این کتابچه آن را مکتوب و رسمی کرد و به دیکتاتورمابانه تاکید نمود که اگر عضوی “یک لحظه مجاهدی” هم داشته نمی تواند دیگر نظر خود را تغییر بدهد!
ایرج صالحی

