یکی از شگردهای شناختهشده تبلیغاتی فرقه رجوی، چیزی جز رؤیافروشی سیاسی و ساختن کاخهای خیالی بر روی وعدههای تحققنیافته نیست. رسانههای این تشکیلات با استفاده از تصاویر رنگارنگ، تحلیلهای فریبنده و وعدههای دهانپرکن، مدام از فردای سرنگونی سخن میگویند؛ فردایی که در آن قرار است ایران به آزادترین، پیشرفتهترین و حتی نخستین مقصد گردشگری جهان […]
یکی از شگردهای شناختهشده تبلیغاتی فرقه رجوی، چیزی جز رؤیافروشی سیاسی و ساختن کاخهای خیالی بر روی وعدههای تحققنیافته نیست. رسانههای این تشکیلات با استفاده از تصاویر رنگارنگ، تحلیلهای فریبنده و وعدههای دهانپرکن، مدام از فردای سرنگونی سخن میگویند؛ فردایی که در آن قرار است ایران به آزادترین، پیشرفتهترین و حتی نخستین مقصد گردشگری جهان تبدیل شود. در این روایت رؤیایی، گردشگران از اقصی نقاط دنیا راهی ایران خواهند شد تا از جاذبههای تاریخی، فرهنگی و طبیعی این سرزمین دیدن کنند.
اما نکته جالب و در عین حال تأسفبار اینجاست که گردانندگان این دستگاه تبلیغاتی، یکی از دلایل اصلی عدم جذب گردشگر به ایران را مسئله پوشش، محدودیتهای اجتماعی و نبود آزادیهای فردی عنوان میکنند. گویی تمام مشکلات صنعت گردشگری ایران در همین چند موضوع خلاصه شده و با تغییر شرایط سیاسی، قرار است یکشبه ایران به بهشت گردشگری جهان تبدیل شود!
سئوال این است که آیا فرقه ای که چنین نسخههایی برای آزادی جامعه ایران میپیچند، خودشان در مناسبات داخلی تشکیلاتشان به همین اصول پایبند بودهاند؟
آیا سران فرقه میتوانند درباره آزادیهای فردی، گردشگری، ارتباطات اجتماعی و رفتوآمد آزادانه انسانها صحبت کنند، در حالی که تجربه ما اعضای سابق از مناسبات درونی این تشکیلات، تصویری کاملاً متفاوت از این ادعاها ارائه میدهد؟
من که سالهایی از عمر خود را در مناسبات این تشکیلات سپری کردهام، بهخوبی با فضای بسته و کنترلشده آن آشنا هستم. ورود افراد خارج از تشکیلات به پادگان اشرف، بدون هماهنگی و تأیید مسئولان، عملاً امکانپذیر نبود. حتی معدود افرادی که با هماهنگی قبلی موفق به ورود میشدند، در محیطی کاملاً تحت کنترل قرار داشتند و رفتوآمد و ارتباطاتشان زیر نظر مسئولان تشکیلات انجام میشد. به بیان دیگر، پادگان اشرف نه یک محیط آزاد و باز برای تعامل با دنیای بیرون، بلکه فضایی با مناسبات و ضوابط سختگیرانه تشکیلاتی بود.
اینجا همان نقطهای است که تناقض بزرگ فرقه رجوی خود را آشکار میکند. تشکیلاتی که برای مردم ایران از آزادی پوشش، گردش آزادانه گردشگران خارجی و ارتباط با جهان سخن میگوید، در مناسبات داخلی خود تحمل چندانی برای استقلال فردی و ارتباط آزاد اعضا با دنیای بیرون نشان نداده است.
واقعاً مضحک است که کسانی برای آزادی گردشگران خارجی در ایران نسخه میپیچند که در محیط تحت مدیریت خودشان، ورود یک فرد خارجی یا حتی یک بازدیدکننده عادی نیز تابع سلسلهمراتب، هماهنگی و کنترل تشکیلاتی بوده است. چگونه میتوان از دروازههای باز به روی گردشگران جهان سخن گفت، اما در عمل دروازههای یک پادگان را با سازوکارهای سختگیرانه کنترل کرد؟
موضوع فقط ورود و خروج افراد نیست. مسئله اصلی، نوع نگاه این تشکیلات به انسان و حق انتخاب اوست. آزادی واقعی یعنی انسان بتواند بدون ترس از مواخذه تشکیلاتی، درباره زندگی، خانواده، روابط اجتماعی، عقاید و آینده خود تصمیم بگیرد. آزادی یعنی اعضا بتوانند بدون برچسبخوردن و اتهامزنی، با خانوادههایشان ارتباط داشته باشند و درباره مسائل مختلف نظر مستقل خود را بیان کنند. اینها همان معیارهایی هستند که باید پیش از هرگونه ادعای آزادیخواهی، در مناسبات داخلی یک جریان سیاسی مورد سنجش قرار گیرند.
فرقه رجوی سالهاست که از یک ایران خیالی سخن میگوید؛ ایرانی که در تبلیغات تلویزیونی آنها همه مشکلاتش با تغییر قدرت سیاسی حل خواهد شد. اما این تبلیغات هرگز پاسخ روشنی به یک پرسش بنیادی نمیدهد: چرا تشکیلاتی که مدعی ساختن جامعهای آزاد است، نتوانسته در محدوده کوچک تحت مدیریت خودش الگویی از آزادی، اعتماد و احترام به حقوق فردی ارائه کند؟
اگر آزادی فقط برای مخاطبان بیرونی و در قالب شعارهای تلویزیونی زیباست، اما در داخل تشکیلات به محض مطالبه استقلال فردی با محدودیت و فشار مواجه میشود، باید در صداقت چنین ادعاهایی تردید کرد.
فرقه رجوی بهتر است پیش از آنکه برای تبدیل ایران به قطب گردشگری جهان برنامهریزی رسانهای کنند، درباره مناسبات بسته و کنترلشدهای که سالها بر اعضای خود تحمیل کردهاند پاسخگو باشند. آنها باید توضیح دهند چگونه میتوانند از آزادی جامعه سخن بگویند، در حالی که تجربه ما اعضای جداشده از تشکیلات، روایت دیگری از زندگی درون آن ارائه میکند.
آزادی را نمیتوان با مونتاژ تصاویر گردشگران خارجی، پخش کلیپهای رنگارنگ و وعدههای رؤیایی به جامعه فروخت. آزادی پیش از هر چیز باید در رفتار با نزدیکترین انسانها، یعنی اعضای همان تشکیلات، به رسمیت شناخته شود.
فرقه رجوی اگر واقعاً مدعی آزادی است، بهتر است به جای فروش رؤیای ایران فردا، ابتدا کارنامه مناسبات دیروز و امروز خود را در برابر افکار عمومی قرار دهد. زیرا جامعهای که قرار است آزاد شود، نباید به نسخه بزرگتری از همان پادگان بسته تبدیل گردد که اعضای آن سالها تجربهاش کردهاند.
با شعار نمیتوان آزادی ساخت؛ همانگونه که با رؤیافروشی رسانهای نمیتوان اعتماد از دسترفته انسانها را بازگرداند.
داریوش قنواتی













