<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/service/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/service/مقالات</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 13 Jun 2026 11:20:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مقالات - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/service/مقالات</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>میراث خشونت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68841</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68841?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 11:20:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68841</guid>

					<description><![CDATA[<p>از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ی مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68841">میراث خشونت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ی مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در آن حذف فیزیکی رقیب و ایجاد رعب، جایگزین رقابت مشروع سیاسی می‌شود.</p>
<p>این میراث صرفاً به گذشته تعلق ندارد، بلکه در ارزیابی ادعاهای امروز نیز نقش تعیین‌کننده دارد. سازمانی که خود را مدعی دموکراسی معرفی می‌کند، ناگزیر باید نسبت خود را با گذشته‌ی خشونت‌بارش روشن سازد. این امر مستلزم پذیرش مسئولیت، نقد صریح خطاهای راهبردی، و فاصله‌گیری آشکار از هر نوع منطق تروریستی است. در غیاب چنین بازنگری‌ای، ادعای دموکراسی به سطحی از شعار سیاسی تقلیل می‌یابد.</p>
<p>افزون بر این، ساختار درونی سازمان نیز خود یکی از دلایل تداوم این ابهام است. گزارش‌های متعدد از مناسبات بسته‌ تشکیلاتی، کنترل شدید بر زندگی اعضا، و محوریت «رهبر عقیدتی» نشان می‌دهد که سازمان نه‌تنها در عرصه‌ی بیرونی، بلکه درون خود نیز بر پایه‌ی مناسبات سلسله‌مراتبی و اقتدارگرایانه عمل کرده است. در نتیجه، مسئله صرفاً خشونت بیرونی نیست، بلکه نحوه‌ی تولید و بازتولید اطاعت در درون تشکیلات نیز اهمیت دارد.</p>
<p>تحولات سیاسی سال‌های بعد نشان داد که سازمان مجاهدین خلق، علی‌رغم همه‌ی کوشش‌ها برای بازسازی چهره‌ی خود، همچنان در حاشیه‌ی سیاست رسمی باقی ماند. انتقال نیروها از عراق به آلبانی، کاهش نقش میدانی، و بهره‌گیری ابزاری برخی بازیگران خارجی از سازمان، همگی مؤید آن است که مجاهدین خلق نتوانست جایگاه پایدار و مستقلی بوجود آورد.</p>
<p>در سطحی عمیق‌تر، این ناکامی را باید نتیجه‌ی فقدان بازاندیشی واقعی دانست. سازمانی که بدون پذیرش مسئولیت تاریخی، بدون نقد خشونت، و بدون اصلاح ساختار درونی، نمی‌تواند اعتماد سیاسی و اجتماعی تولید کند.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68841">میراث خشونت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68841/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>باید به اوکراینی‌ها در مورد گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس هشدار داد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68838</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68838?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 10:18:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68838</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول چند سال گذشته، بسیاری از اوکراینی‌های ساکن در سراسر اروپا برای شرکت در گردهمایی‌های مجاهدین خلق در شهرهای اروپایی مانند پاریس یا برلین دعوت شده‌اند. برگزارکنندگان ادعا می‌کنند که هدف از این رویداد حمایت از دموکراسی، حقوق زنان، آزادی و رهایی مردم ایران است. آنها اغلب با نام‌های مختلف و سازمان‌های پوششی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68838">باید به اوکراینی‌ها در مورد گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس هشدار داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول چند سال گذشته، بسیاری از اوکراینی‌های ساکن در سراسر اروپا برای شرکت در گردهمایی‌های مجاهدین خلق در شهرهای اروپایی مانند پاریس یا برلین دعوت شده‌اند. برگزارکنندگان ادعا می‌کنند که هدف از این رویداد حمایت از دموکراسی، حقوق زنان، آزادی و رهایی مردم ایران است. آنها اغلب با نام‌های مختلف و سازمان‌های پوششی که ادعا می‌کنند نماینده مردم ایران هستند، به افراد نزدیک می‌شوند، اما در واقعیت، همه این گروه‌ها با سازمان مجاهدین خلق مرتبط هستند.</p>
<p>حضور پناهندگان اوکراینی در تجمعات سازماندهی شده توسط مجاهدین خلق، موضوع تحقیقات چندین رسانه بین‌المللی، از جمله اشپیگل و گاردین، بوده است. تجزیه و تحلیل این پدیده مستلزم بررسی اهداف تاکتیکی این سازمان و آسیب‌پذیری‌های جمعیت پناهندگان است.</p>
<h3>انگیزه‌های تاکتیکی برای مجاهدین خلق</h3>
<p>از منظر تحلیلی، جذب افرادی که از نظر ایدئولوژیکی به مجاهدین خلق وابسته نیستند برای شرکت در رویدادهای آنها، چندین هدف استراتژیک را دنبال می‌کند:</p>
<p>ایجاد محبوبیت: مجاهدین خلق با چالش دیرینه‌ای در مورد پایگاه حمایتی داخلی خود در داخل ایران روبرو هستند. آنها با جذب شرکت‌کنندگان، تصویر بصری یک جنبش بزرگ، متنوع و بین‌المللی را ایجاد می‌کنند که برای حفظ ارتباط سیاسی آنها در بین سیاست‌گذاران غربی ضروری است.</p>
<p>ظاهر و مشروعیت: تجمعات بزرگ و پرجمعیت، محتوای تصویری و ویدیویی با کیفیت بالا را برای ماشین تبلیغاتی این گروه فراهم می‌کند. این امر ممکن است به ایجاد تصویری از &#8220;دولت در انتظار ایران&#8221; که از حمایت گسترده مردمی برخوردار است، کمک می‌کند.</p>
<p>شبکه‌سازی: مجاهدین خلق با ظاهر شدن به عنوان رهبر یک ائتلاف چندملیتی از حامیان، قصد دارد توجه سیاستمداران و رسانه‌های اروپایی را که ممکن است از واقعیت جمعیت اجاره ای گردهمایی‌ها آگاه نباشند، به خود جلب کند.</p>
<h3>چرا پناهندگان اوکراینی شرکت می‌کنند؟</h3>
<p>تحلیلگران عموماً مشارکت پناهندگان را نه به عنوان نشانه‌ای از همسویی ایدئولوژیک، بلکه به عنوان یکی از تاکتیک‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق می‌بینند:</p>
<p>مشوق‌های اقتصادی: برای پناهندگانی که در شرایط نامساعد زندگی می‌کنند، ارائه حمل و نقل رایگان، غذا و گاهی اوقات کمک‌های مالی اندک، تسکینی ملموس، هرچند موقت، فراهم می‌کند.</p>
<p>اقتصاد اعتراضات: استخدام‌کنندگان اغلب مراکز اسکان پناهندگان را هدف قرار می‌دهند و این رویدادها را به عنوان تجمعات &#8220;طرفدار دموکراسی&#8221; یا صرفاً به عنوان فرصتی برای یک سفر یک روزه رایگان به شهرهای بزرگ مانند پاریس یا برلین معرفی می‌کنند. طبق گزارش‌ها، بسیاری از شرکت‌کنندگان اطلاعات کمی در مورد تاریخ، ایدئولوژی یا اهداف سیاسی خاص مجاهدین خلق دارند یا اصلاً هیچ اطلاعی ندارند.</p>
<p>کمبود آگاهی: به دلیل موانع زبانی و ورود اخیر به یک کشور جدید، بسیاری از پناهندگان اوکراینی ممکن است از بدنامی مجاهدین خلق و سوابق تروریستی آن، بی‌اطلاع باشند و این رویداد را به عنوان یک تظاهرات عمومی حقوق بشری چنان که تبلیغات مجاهدین خلق برایشان جا انداخته است، تلقی کنند.</p>
<h3>پیامدهای اخلاقی و سیاسی</h3>
<p>اجاره کردن جمعیت برای گردهمایی های مجاهدین خلق از چندین زاویه مورد انتقاد قرار گرفته است:</p>
<p>سوءاستفاده از آسیب‌پذیری: ناظران حقوق بشر خاطرنشان کرده‌اند که استفاده از پناهندگان به عنوان &#8220;جمعیت اجاره‌ای&#8221; و سوء استفاده از بی‌ثباتی اقتصادی آنها برای پیشبرد یک دستور کار سیاسی، کاری غیر اخلاقی است.<br />
اطلاعات نادرست: مجاهدین خلق با معرفی این جمعیت به عنوان حامیان ارگانیک، روایتی فریبنده برای عموم مردم و چهره‌های سیاسی غربی ایجاد می‌کند که به طور بالقوه بر تصمیمات سیاسی بر اساس معیارهای اغراق‌آمیز حمایت تأثیر می‌گذارد.</p>
<p>آسیب به اعتبار: انتشار گزارش‌های تحقیقاتی و روایت های شرکت کنندگان در تظاهرات که جزئیات نمایش تبلیغاتی مجاهدین خلق را شرح می‌دهند، این گروه را بیش از پیش در میان ایرانیان منزوی کرده است.</p>
<p>امسال، مجاهدین خلق بار دیگر در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ رویدادی با عنوان &#8220;تظاهرات بزرگ ایران آزاد در پاریس&#8221; برگزار می‌کند. بیستم ژوئن مصادف با سی خرداد، سالگرد آغاز جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه حکومت ایران بیش از چهار دهه پیش است که اکنون بهانه تظاهراتی برای &#8220;آزادی ایران&#8221; شده است! چنان که گفته شد، به دلیل عدم محبوبیت این گروه در میان ایرانیان خارج از کشور، مجاهدین خلق اغلب افراد غیرایرانی، از جمله پناهندگان و اتباع خارجی مانند اوکراینی‌ها و سوری‌ها را برای شرکت در تجمعات استخدام می‌کند تا نمایشی از حمایت گسترده ایرانیان ایجاد کند.</p>
<p>کارشناسان شرکت پناهندگان اوکراینی در تجمعات مجاهدین خلق را به عنوان یک مانور لجستیکی و نه یک جنبش سیاسی تفسیر می‌کنند. این امر به مجاهدین خلق اجازه می‌دهد تا در حالی که از نیازهای مادی فوری آوارگان سوءاستفاده می‌کند، تصویری از حمایت گسترده را حفظ کند. بنابراین، اهمیت تمایز بین تصویر برساخته یک گروه تروریستی از &#8220;حمایت مردمی&#8221; و پایگاه مردمی واقعی که در اختیار دارد روشن می‌شود. فعالان رسانه‌ای و کنشگران حقوق بشر باید در جهت آگاه سازی پناهندگان ساکن اروپا اقداماتی انجام دهند که مجاهدین خلق موفق به استفاده ابزاری از این افراد نشود.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68838">باید به اوکراینی‌ها در مورد گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس هشدار داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68838/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جدایی اعضا از مجاهدین خلق و بازتاب آن در فضای آکادمیک بین المللی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68837</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68837?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 08:38:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68837</guid>

					<description><![CDATA[<p>بحث در مورد بازتاب جدایی‌ها از سازمان مجاهدین خلق در فضای آکادمیک بین‌المللی بسیار ظریف و از نظر علمی، حوزه‌ای است که عمدتاً ذیل شاخه‌های «مطالعات تروریسم» (Terrorism Studies) ، «مطالعات فرقه‌ها» Cult Studies) ) و «مطالعات جامعه‌شناختیِ گروه‌های رادیکال» قرار می‌گیرد. در فضای آکادمیک بین‌المللی، نگاه به این موضوع با نگاه رسانه‌ای تفاوت‌های بنیادینی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68837">جدایی اعضا از مجاهدین خلق و بازتاب آن در فضای آکادمیک بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بحث در مورد بازتاب جدایی‌ها از سازمان مجاهدین خلق در فضای آکادمیک بین‌المللی بسیار ظریف و از نظر علمی، حوزه‌ای است که عمدتاً ذیل شاخه‌های «مطالعات تروریسم» (Terrorism Studies) ، «مطالعات فرقه‌ها» Cult Studies) ) و «مطالعات جامعه‌شناختیِ گروه‌های رادیکال» قرار می‌گیرد.</p>
<p>در فضای آکادمیک بین‌المللی، نگاه به این موضوع با نگاه رسانه‌ای تفاوت‌های بنیادینی دارد. در اینجا به ۳ محور اصلیِ بازتاب آکادمیک این پدیده می‌پردازیم:</p>
<p>از «نیروی سیاسی» به «مورد مطالعاتی» (Case Study)<br />
در محافل آکادمیک بین المللی، مجاهدین خلق کمتر به عنوان یک بازیگر سیاسیِ فعال در معادلات روزمره ایران دیده می‌شوند و بیشتر به عنوان یک « مورد مطالعاتی» (CaseStudy) در حوزه‌های زیر مورد توجه‌اند:</p>
<p>&#8211; جامعه‌شناسی فرقه‌ها: پژوهشگرانی که روی مفهوم «کیش شخصیت» و «کنترل ذهن» کار می‌کنند، سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یکی از نمونه‌های کلاسیک (در کنار گروه‌هایی مثل ساینتولوژی)* بررسی می‌کنند. در این مقالات، جدایی اعضا نه به عنوان یک رویداد سیاسی، بلکه به عنوان «فرآیند خروج از فرقه» Exit from Cults) ) تحلیل می‌شود.</p>
<p>&#8211; جامعه‌شناسیِ توتالیتاریسم: این پژوهشگران روی این تمرکز دارند که چگونه یک سازمان می‌تواند تمامی لایه‌های زندگیِ فرد (از جمله روابط عاطفی و خانواده) را تحت کنترل درآورد. جدایی‌ها در اینجا به عنوان «نقطه شکستِ کنترلِ توتالیتر» برای مطالعه‌ی «مقاومتِ فردی» بررسی می‌شوند.</p>
<h3>چالش‌های روش‌شناختی (Methodological Challenges)</h3>
<p>فضای آکادمیک بین‌المللی در بازتاب این جدایی‌ها با دو چالش اساسی روبروست که مانع از اجماع علمی می‌شود:</p>
<p>-دسترسی محدود(Access Problem) : به دلیل بسته بودن تشکیلات و شرایط امنیتی/جغرافیایی (مثل آلبانی یا سابق در عراق)، محققان مستقل به ندرت اجازه ورود به لایه‌های درونی را دارند. بنابراین، بسیاری از پژوهش‌ها به جای «مشاهده‌گری» (Observation)، بر «مصاحبه با جداشدگان یا شهادت بازماندگان و گواهی نجات یافتگان/روایت شاهدان عینی» (Survivor Testimony) تکیه می‌کنند.</p>
<p>&#8211; سیاسی‌شدن داده‌ها: این یک بحث جدی در دانشگاه‌ها و محافل آکادمیک است؛ محققانی که با جداشدگان مصاحبه می‌کنند، گاهی متهم می‌شوند که از داده‌های «سوگیری‌دار» (Biased) استفاده کرده‌اند. از سوی دیگر، پژوهشگرانی که از سازمان دفاع می‌کنند، متهم به «عادی‌سازی» یا نادیده گرفتن شواهد نقض حقوق بشر می‌شوند. این دوگانگی باعث شده است که مقالات دانشگاهی اغلب با احتیاط زیاد نوشته شوند.</p>
<h3>تغییر روایت در دهه‌ی اخیر: از «تروریسم» به «حقوق بشر»</h3>
<p>بازتاب آکادمیک این جدایی‌ها طی ۱۰ سال اخیر تغییر جهت داده است:</p>
<p>پیش از این: تمرکز بیشتر بر سوابق خشونت‌آمیز سازمان مجاهدین خلق و نقش آن‌ها در جنگ بود.</p>
<p>اکنون: تمرکز اصلیِ فضای آکادمیک (به‌ویژه در دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی) بر «نقض حقوق بشر در درون سازمان» است. گزارش‌هایی که توسط نهادهایی مثل «Human Rights Watch » منتشر شده و در مقالات علمی ارجاع می‌خورند، جداشدگان را به عنوان «قربانیانِ سوءاستفاده‌های ساختاری» معرفی می‌کنند. این نگاه باعث شده است که حتی در فضای آکادمیکِ منتقدِ جمهوری اسلامی هم، نوعی «فاصله‌گذاری علمی» با ساختار مجاهدین خلق ایجاد شود.</p>
<h3>شکاف در تحلیلِ انگیزه‌های جداشدگان</h3>
<p>یکی از مباحث جذاب آکادمیک، تلاش برای پاسخ به این پرسش است: «چرا جداشدگان به سمتِ وضعیت موجود در ایران میل می‌کنند؟»</p>
<p>در فضای آکادمیک بین‌المللی، این رفتار به عنوان: «سندرم بازگشت» (Return Syndrome) یا «هم‌نواییِ واکنشی» (Reactive (Conformity تحلیل می‌شود. تحلیل‌گران بر این باورند که:</p>
<p>&#8211; افراد پس از دهه‌ها زندگی در خلاءِ سیاسی و اجتماعی، دچار «فقدان تعلق» می‌شوند.<br />
-وقتی سازمان به عنوان یک «خانواده جایگزین» فرو می‌پاشد، فرد برای بازیابیِ هویتِ از دست رفته، به اولین «پایگاه هویتیِ سنتی» که همان وطن/حاکمیت ملی است پناه می‌برد و همچنین بازگشت به آغوشِ خانواده که واکنشی طبیعی است.</p>
<h3>نتیجه‌گیری برای فضای آکادمیک</h3>
<p>بازتاب جدایی‌ها در فضای آکادمیکِ بین‌المللی، «سیاست‌زدایی‌شده» (Depoliticized) است. یعنی آکادمیِ بین‌المللی تلاش می‌کند از دعوای «جمهوری اسلامی و مجاهدین» فاصله بگیرد و این پدیده را به عنوان «تراژدی انسان در چنبره‌ی ایدئولوژی» تحلیل کند.</p>
<p>برای بررسی دقیق‌تر بازتاب این جدایی‌ها در فضای آکادمیک بین‌المللی، باید توجه داشت که این موضوع در محیط‌های دانشگاهی اغلب ذیل عنوان «مطالعات سازمان‌های تمام‌گرا و کنترل‌گر» Studies of Totalistic and High-Control Groups) ) قرار می‌گیرد.</p>
<p>در این یادداشت به ۴ محور کلیدی که محققان و دانشگاهیان بر آن تمرکز دارند، اشاره می گردد:</p>
<h3>سازمان مجاهدین خلق به عنوان نمونه‌ای از «فرقه سیاسی» (Political Cult)</h3>
<p>در علوم سیاسی و جامعه‌شناسیِ دین و فرقه‌ها، بازتاب جدایی‌ اعضا از گروههای بسته و تمامیت خواهی چون تشکیلات رجوی اغلب از دریچه «مدل‌های کنترل ذهن» است. محققان بزرگی که در حوزه گروه‌های بسته (مانند رابرت جی. لیفتون)** فعالیت کرده‌اند، الگوهای رفتاری سازمان را با متدولوژی‌های «اصلاح فکر» بررسی می‌کنند.<br />
نکته علمی: در این متون، جداشدگان به عنوان «راویان حقیقت» تلقی می‌شوند که ابعاد پنهانِ «مهندسیِ هویت» در سازمان را آشکار می‌کنند. نگاه آکادمیک در اینجا بر «روان‌شناسیِ بقا» است؛ یعنی چگونه فرد توانسته است از یک ساختارِ ایدئولوژیکِ بسیار سخت‌گیرانه خارج شود.</p>
<h3>مطالعات حقوق بشری و «پروژه‌ی قربانی»</h3>
<p>در بازتاب آکادمیک بین‌المللی، جدایی‌ اعضا از گروههایی همچون مجاهدین خلق اغلب به عنوان مستنداتی برای «گزارش‌های نقض حقوق بشر» استفاده می‌شوند.<br />
نهادهایی مانند (Human Rights Watch) یا برخی مراکز مطالعاتی در دانشگاه‌های اروپا و امریکا، جدایی‌ها را به عنوان «نقض حقوق پایه اعضا» (مانند حق خروج، حق ازدواج و ارتباط با خانواده) بررسی می‌کنند.<br />
&#8211; تفاوت با رسانه: در حالی که رسانه‌ها ممکن است از جداشدگان برای افشاگری سازمان استفاده کنند، در متون آکادمیک، این افراد به عنوان «شاهدانِ نقضِ سیستماتیکِ کرامت انسانی» شناخته می‌شوند. محققان بیشتر به دنبالِ اثباتِ «محدودیت آزادیِ اراده» در سازمان مجاهدین خلق هستند.</p>
<h3>پدیده‌ی «تغییر جهتِ هویتی» پس از خروج</h3>
<p>این موضوع جذاب‌ترین بخش برای روان‌شناسانِ سیاسی در محافل آکادمیک و دانشگاهی است. آن‌ها از خود می‌پرسند: «چرا فردی که تمام عمرش را صرفِ مبارزه با یک سیستم کرده، پس از جدایی به سمت همان سیستم متمایل می‌شود؟»<br />
تئوریِ «خلاء وجودی»: محققان معتقدند فردی که دهه‌ها در محیطِ بسته بوده، دچار «شوک فرهنگی» پس از خروج می‌شود. دنیای مدرن برای این فرد بیگانه است. در نتیجه، فرد برای فرار از «بی‌وزنیِ اجتماعی»، به اولین ساختارِ آشنا (یعنی هویت ملی/سیستمی) پناه می‌برد.<br />
این رفتار در آکادمی به عنوان «واکنشِ جبرانی» Compensatory Response) ) تحلیل می‌شود. یعنی فرد برای اینکه از «هیچی مطلق» (پس از فروپاشی باورهای سازمانی‌اش) فرار کند، به «پایگاه هویتی پیشین» چنگ می‌زند.</p>
<h3>چالشِ «سوگیری در منابع» (Source Bias)</h3>
<p>در فضای دانشگاهی و آکادمیک بین المللی، یک حساسیت بزرگ وجود دارد: «اعتبار‌سنجیِ روایات جداشدگان».<br />
محققان دانشگاهی همیشه این سوال را مطرح می‌کنند که: «آیا جداشدگان سازمان مجاهدین خلق همچنان یک راویِ مستقل هستند و انگیزه آنان از افشاگری چیست؟»<br />
این پرسش چالش برانگیز باعث شده است که مقالات علمی، روایات جداشدگان را با «رویکرد انتقادی» بررسی کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند روایات را با شواهدِ عینی (مانند گزارش‌های سازمان ملل و سایر نهادهای حقوق بشری مستقل بین المللی، تصاویر ماهواره‌ای از کمپ‌های سازمان و یا مدارکِ حقوقی) تطبیق دهند تا از «پروپاگاندا» جدا شوند.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>* ساینتولوژی (Scientology) یک جنبش/سازمان دینی-شبه‌دینی مدرن است که در دهه ۱۹۵۰ توسط ال. ران هابارد پایه‌گذاری شد. در برخی نوشته‌های انتقادی، از آن به‌عنوان نمونه‌ای برای بحث درباره کیش شخصیت، کنترل سازمانی، و نفوذ روانی یاد می‌شود.</p>
<p>** رابرت جی. لیفتون (Robert Jay Lifton) روان‌پزشک برجسته آمریکایی است که با ابداع مفهوم «اصلاح اندیشه» (Thought Reform)، مکانیسم‌های روانیِ حاکم بر گروه‌های بسته و فرقه ها را تحلیل کرد. او در آثار خود با بررسی فرآیندهای ایزولاسیون، اعتراف‌گیری و «بستن ذهن» (Milieu Control)، نشان می‌دهد که چگونه رهبران این گروه‌ها با سلب اراده فرد، او را به ابزاری برای تحقق اهداف ایدئولوژیک تبدیل می‌کنند. به عقیده لیفتون، بقای این «تمامیت‌خواهی روانی» وابسته به حذف تفکر انتقادی و جایگزینی آن با زبان ویژه‌ای است که واقعیت را برای اعضا به کلی تغییر می‌دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68837">جدایی اعضا از مجاهدین خلق و بازتاب آن در فضای آکادمیک بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68837/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خیانت مجاهدین در وطن فروشی حتی در عرصه های ورزشی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68836</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68836?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 07:16:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اضمحلال فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68836</guid>

					<description><![CDATA[<p>در 31 خرداد ماه سال 1377، ورزشگاه ژرلان در لیون فرانسه، میزبان حساس‌ترین مسابقه جام جهانی 98 بود. ایران – آمریکا، این بار نه در دنیای سیاست، بلکه در زمین مسابقه فوتبال روبه‌ روی هم قرار گرفتند. مسابقه ای که هم برای ایرانی‌ها و هم آمریکایی ها حساسیتی فراتر از یک بازی ورزشی داشت و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68836">خیانت مجاهدین در وطن فروشی حتی در عرصه های ورزشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در 31 خرداد ماه سال 1377، ورزشگاه ژرلان در لیون فرانسه، میزبان حساس‌ترین مسابقه جام جهانی 98 بود. ایران – آمریکا، این بار نه در دنیای سیاست، بلکه در زمین مسابقه فوتبال روبه‌ روی هم قرار گرفتند. مسابقه ای که هم برای ایرانی‌ها و هم آمریکایی ها حساسیتی فراتر از یک بازی ورزشی داشت و در نهایت تیم کشورمان با دو گل حمید استیلی و مهدی مهدوی ‌کیا، دو بر یک آمریکا را شکست داد تا یکی از شیرین‌ترین پیروزی‌های تاریخ فوتبال کشورمان در لیون فرانسه ثبت شود. از این بازی به عنوان مادر تمام بازیها یاد شد و یکی از سیاسی‌ترین بازی‌های تاریخ جام جهانی نیز لقب گرفت.</p>
<p>یکی از حاشیه‌های این مسابقه ، تلاش گروه‌ تروریستی مجاهدین خلق بود که برای خودنمایی با صرف هزینه های گزاف در صحنه حاضر شده بودند. عوامل مجاهدین که مقر اصلی آنها در فرانسه است 7 هزار بلیت مسابقه را خریداری کرده بودند و درنظر داشتند در طول مسابقه اخلال ایجاد کنند. ایادی خود فروخته رجوی در جریان این مسابقه تاریخی تمام تلاش خود را برای فعالیت و بهره‌ برداری از این بازی کردند.</p>
<p>آنها با در دست داشتن تصاویری از سرکرده گروه و شعار‌هایی علیه جمهوری اسلامی، در قسمتی از ورزشگاه ژرلان لیون جا گیر شدند. این گروه با هیاهو، قصد جنجال ‌آفرینی و برهم زدن تمرکز بازیکنان تیم ملی ایران را داشتند. البته اعضای گروه از روز‌های قبل از مسابقه نیز با حضور در تمرین تیم ملی، تلاش می‌کردند با بازیکنان ارتباط بگیرند. جالب اینکه مجاهدین خلق با اجیر کردن عده‌ای دیگر که بعضا حتی ایرانی نبودند تلاش کرد صندلی‌های بیشتری را در ورزشگاه به خود اختصاص دهند. اما با پیروزی غرور آفرین تیم ملی کشورمان نقشه های خیانت بار مجاهدین خلق مثل همیشه ناکام ماند.</p>
<p>با گذشت زمان و بر خلاف خیانت ورزشی مجاهدین خلق در آن زمان و به ویژه پس از جنگ های تحمیلی دوم و سوم که طبق معمول رد پای خیانت مجاهدین در آن آشکار بود، به کوری چشم سرکردگان مجاهدین خلق در افتتاحیه جام جهانی سال 2026 به میزبانی آمریکا، مکزیک و کانادا ، شگفتی و غرور ایرانی در مقابل دیدگان جهان چشم ها را به عظمت ایران عزیز با تاریخ غنی خیره نمود .هنگام معرفی تیم ملی ایران از نمادهای ایران باستان، کوه دماوند و جلوه‌هایی از معماری تاریخی ایران، از جمله تخت جمشید و شکوه دوران هخامنشی، استفاده شد. این بخش از مراسم با استقبال و واکنش مثبت بسیاری از تماشاگران حاضر روبه‌ رو شد و بار دیگر نام ایران در بلندی سکوی قهرمانی مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم به نمایش در آمد و شکوه ایران به رخ کشیده شد . پیام این نمایش کوتاه آنهم پس از تجاوزات جنایتکارانه آمریکا و صهیونی پر واضح است که ما کجای تاریخ قرار داریم و وطن فروشان به مانند مجاهدین خلق کجا؟!</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68836">خیانت مجاهدین در وطن فروشی حتی در عرصه های ورزشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68836/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی تشکیلات تروریستی رجوی از اعتراض مردم آلبانی به لرزه می‌افتد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68835</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68835?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 07:02:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68835</guid>

					<description><![CDATA[<p>باز هم همان حکایت قدیمی تکرار شد: &#8220;چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید&#8221;. این بار نیز بلندگوهای تبلیغاتی تشکیلات ورشکسته رجوی چنان سراسیمه و آشفته وارد میدان شده‌اند که گویی زلزله‌ای سیاسی بنیان اردوگاه مانز را به لرزه انداخته است. علت این هراس نیز روشن است؛ هرگاه کوچک‌ترین اعتراضی در جامعه آلبانی شکل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68835">وقتی تشکیلات تروریستی رجوی از اعتراض مردم آلبانی به لرزه می‌افتد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>باز هم همان حکایت قدیمی تکرار شد: &#8220;چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید&#8221;. این بار نیز بلندگوهای تبلیغاتی تشکیلات ورشکسته رجوی چنان سراسیمه و آشفته وارد میدان شده‌اند که گویی زلزله‌ای سیاسی بنیان اردوگاه مانز را به لرزه انداخته است. علت این هراس نیز روشن است؛ هرگاه کوچک‌ترین اعتراضی در جامعه آلبانی شکل میگیرد، رهبران این تشکیلات تروریستی آن را زنگ خطری برای آینده خود تلقی می‌کنند.</p>
<p>اظهارات اخیر سخنگوی وزارت خارجه ایران در پاسخ به اتهامات نخست وزیر آلبانی، چنان آتش به جان تشکیلات رجوی انداخته که گویی روی یکی از زخم‌های کهنه و درمان‌ناپذیر آن دست گذاشته شده است. واکنش عصبی و پرخاشگرانه رسانه‌های وابسته به این تشکیلات، بیش از هر چیز بیانگر وحشت و استیصال آنان است.</p>
<p>واقعیت این است که حضور مجاهدین خلق در آلبانی هرگز حاصل یک استقبال مردمی نبوده است. این سازمان پس از اخراج از عراق و فروپاشی رؤیای &#8220;ارتش آزادیبخش&#8221;، با حمایت و پشتیبانی اربابش آمریکا به آلبانی منتقل شدند. انتقالی که نه از موضع قدرت، بلکه نتیجه شکست کامل استراتژی نظامی و سیاسی آن بود. امروز نیز همان تشکیلات تلاش می‌کند این شکست تاریخی را با هیاهوی تبلیغاتی پنهان کند.</p>
<p>مضحک‌ترین بخش بیانیه اخیر، تهدیدهای توخالی درباره &#8220;بازگشت به اشرف&#8221; و &#8220;بازگشت مسلحانه به تهران&#8221; است. گویی رهبران تشکیلات ورشکسته هنوز در دهه شصت متوقف مانده‌اند و از تحولات جهان بی‌خبرند. سازمانی که حتی قادر به خروج آزادانه اعضای خود از اردوگاه مانز نیست، از فتح تهران سخن می‌گوید! تشکیلاتی که سال‌هاست میان دیوارهای بلند و مقرهای بسته محصور شده، هم‌چنان سودای لشکرکشی در سر می‌پروراند.</p>
<p>اما سؤال اصلی اینجاست: اگر مجاهدین خلق آن‌گونه که ادعا می‌کنند از حمایت گسترده مردمی برخوردارند، چرا پس از چهار دهه هنوز نتوانسته‌اند حتی یک پایگاه اجتماعی واقعی در داخل ایران ایجاد کنند؟ چرا تمامی فعالیت‌های آنان به نمایش‌های تبلیغاتی، نشست‌های نمایشی و خرج کردن میلیون‌ها دلار برای جذب سیاستمداران بازنشسته خارجی محدود شده است؟</p>
<p>واقعیت تلخ برای رجوی و بازماندگان تشکیلاتش آن است که مردم ایران سال‌ها پیش تکلیف خود را با این سازمان روشن کرده‌اند. همکاری با دشمن متجاوز در دوران جنگ، شرکت در عملیات‌های مسلحانه علیه هموطنان، جاسوسی، خشونت تشکیلاتی و سرکوب درون‌گروهی، پرونده‌ای نیست که بتوان آن را با چند شعار پرطمطراق از حافظه تاریخی ملت پاک کرد.</p>
<p>امروز نیز تشکیلات تروریستی رجوی به جای پاسخگویی درباره وضعیت اعضای سالخورده و گرفتار در اردوگاه مانز، درباره مرگ‌های مشکوک، محدودیت‌های داخلی، قطع ارتباط اعضا با خانواده‌هایشان و شکست‌های پیاپی سیاسی، ترجیح می‌دهد با ادبیات تهدید و عربده‌کشی رسانه‌ای افکار عمومی را منحرف کند. این همان شیوه‌ای است که رهبران فرقه‌ها در زمان فروپاشی در پیش می‌گیرند: فرار رو به جلو برای پنهان کردن بحران‌های داخلی.</p>
<p>نکته قابل توجه آن است که هر بار نام آلبانی و اعتراضات مردمی در این کشور مطرح می‌شود، رسانه‌های رجوی با شتاب وارد میدان می‌شوند. این واکنش‌های عصبی نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهایشان، از آینده حضور خود در آلبانی اطمینان ندارند. آنان به خوبی می‌دانند که سرمایه اصلی‌شان نه حمایت مردمی، بلکه لابی‌گری سیاسی و فضای امنیتی سال‌های گذشته بوده است؛ فضایی که روزبه‌روز در حال تغییر است.</p>
<p>رجوی سال‌ها وعده داد &#8220;امسال سال سرنگونی است&#8221;. این وعده آن‌قدر تکرار شد که به سوژه طنز سیاسی تبدیل گردید. از بغداد تا تیرانا، از اشرف تا مانز، تنها چیزی که تغییر نکرده، همین وعده‌های شکست‌خورده است. هر سال موعد جدیدی اعلام شد و هر سال شکست دیگری به کارنامه شان افزوده گردید.</p>
<p>اکنون نیز بیانیه اخیر چیزی جز تکرار همان نمایش فرسوده نیست و نشخوار همان نشخوار‌های صد بار تکرار شده است. نمایش تشکیلاتی که از واقعیت‌های سیاسی منطقه و جهان عقب مانده و هنوز می‌کوشد با شعارهای دهه‌های گذشته برای خود مشروعیت دست و پا کند.</p>
<p>افکار عمومی به خوبی می‌داند که صدای بلند همیشه نشانه قدرت نیست. گاهی فریادهای بلند، آخرین نشانه‌های درماندگی است. بیانیه اخیر نیز بیش از آنکه قدرت‌نمایی باشد، اعترافی ناخواسته به ترس، بن‌بست و بحران موجودیت این تشکیلات خودفروخته و وطن‌فروش رجوی است.</p>
<p>و چه توصیفی رساتر از این ضرب‌المثل که:<br />
چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید.</p>
<p>امروز جفنگ‌گویی یک اشتباه موردی نیست، بلکه به استراتژی ثابت تشکیلاتی تبدیل شده است که سال‌هاست میان رؤیاهای شکست‌خورده گذشته و واقعیت تلخ امروز سرگردان مانده است.</p>
<p>عیسی آزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68835">وقتی تشکیلات تروریستی رجوی از اعتراض مردم آلبانی به لرزه می‌افتد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68835/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دوازدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68834</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68834?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 06:48:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68834</guid>

					<description><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68834">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» ، «حریم شخصی» ، «تفکیک جنسیتی» و «وضعیت کودکان و کودک سربازان» معرفی نمایم</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید بعد از خودکشی ها و فرار های اعضای خواهان جدایی که به آنها اجازه جداشدن داده نمی شد، رجوی در سال 1380 گفت اجازه خروج می دهم منتهی چهار شرط برای افراد خواهان جدایی داریم:</p>
<p>شرط اول – در جلسه جمعی شرکت کرده و در مقابل دوربین فیلمبرداری بگویید که سازمان مشکلی ندارد و من بدلیل مشکل جنسی می خواهم از سازمان جدا شوم.<br />
شرط دوم – باید دو سال در انفرادی محبوس باشید تا اطلاعات تان بسوزد. برای کسانی که اطلاعات ویژه داشته باشند این زمان بیشتر از دو سال است که مدت آن تعیین خواهد شد.<br />
شرط سوم – چون فردی که جدا می شود دیگر با مجاهدین نیست، او را به دولت عراق تحویل می دهیم. از نظر دولت عراق آن فرد متهم به ورود غیر قانونی به عراق است و به زندان ابوغریب فرستاده خواهد شد.<br />
شرط چهارم – با دولت عراق هماهنگ کردیم که بعد از اتمام زندانش در ابوغریب، فرد خواهان جدایی را با عراقی هایی که به دلایلی مانند ورود غیر قانونی به خاک ایران و . . . در ایران در زندانی هستند مبادله کنند.</p>
<p>این چهار شرط طوری انتخاب شدند که عملاً در بهترین حالت فرد خواهان جدایی حداقل می بایست 10 سال در زندان باشد و بعد هم به ایران فرستاده شود. موضوع فرستادن به ایران برای مایوس کردن کامل افراد از درخواست جدایی شان بود چون ارتباط اعضا با دنیای بیرون قطع بود و خبری از ایران نداشتند و با تبلیغات منفی که مستمر در معرض آن بودند فکر می کردند به محض ورود به ایران اعدام خواهند شد.</p>
<p>در حقیقت این شروط ترفند رجوی بود تا اولاً در ظاهر بگوید جداشدن آزاد است و دوماً افراد خواهان جدایی از ترس آنچه قرار است سرشان بیاید از درخواست خود منصرف بشوند.</p>
<div id="attachment_61154" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-61154" class="wp-image-61154 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavies-Forugh.jpg" alt="نشست توجیه عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavies-Forugh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavies-Forugh-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavies-Forugh-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-61154" class="wp-caption-text">مریم و مسعود رجوی</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید در سال 1380 رجوی در هراس از فرار اعضای ناراضی گفته بود، نگهبانان نیاز نیست تمام حواس شان به آن طرف سیاج (حصار قرارگاه اشرف) در بیرون قرارگاه باشد، بلکه باید مراقب باشند از داخل قرارگاه، اگر کسی به فاصله 100 متری سیاج نزدیک شد مورد است و باید او را متوقف کرد؟</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-51148 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Camp-Ashraf-1.jpg" alt="کمپ اشرف در عراق" width="600" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Camp-Ashraf-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Camp-Ashraf-1-300x181.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>&#8211; آیا می دانستید رجوی در سال 1374 در جلساتی که به آن «نشست حوض» می گویند خطاب به نیروها گفت: &#8220;اگر شکست خوردیم از همین الان به شما فرمان می دهم که بایستی تمام جداشدگانی که مخالف هستند را به جرم خیانت بکشید. پول و سلاح از من و اعدام آنها با شماست.&#8221;؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید به اعتراف رجوی ها، مجاهدین خلق 133 بار علیه برنامه هسته ای صلح آمیز ایران کنفرانس برگزار کرده و اطلاعات آن را در اختیار جنگ طلبان قرار داده اند؟ آخرین کنفرانس آنها در تاریخ 20 خرداد 1404 در واشنگتن برگزار شد و در آن به دروغ مدعی شدند ایران به دنبال سلاح اتمی است، تا به این ترتیب برای حمله رژیم صهیونیستی به ایران که کمتر از یک هفته بعد از کنفرانس انجام شد، زمینه سازی کنند.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-42169 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./Jafarzadeh-Alireza-4.png" alt="علیرضا جعفرزاده" width="631" height="303" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Jafarzadeh-Alireza-4.png 631w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Jafarzadeh-Alireza-4-300x144.png 300w" sizes="(max-width: 631px) 100vw, 631px" /><br />
&#8211; آیا می دانستید مجاهدین خلق در نیمه نخست دهه 1360 چند هواپیمای ایران که شامل هواپیمای مسافربری هم می شد را ربوده و سرنشینان آنها را به گروگان گرفته اند؟</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68834">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68834/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 06:32:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68833</guid>

					<description><![CDATA[<p>در هفته‌های اخیر، خیابان‌های تیرانا صحنه موجی از اعتراضات مردمی بوده است؛ اعتراضاتی که در ابتدا با محوریت مخالفت با دو پروژه عظیم گردشگری منتسب به جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، آغاز شد، اما به‌تدریج ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری پیدا کرد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند خشم عمومی در آلبانی دیگر صرفاً محدود به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833">آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در هفته‌های اخیر، خیابان‌های تیرانا صحنه موجی از اعتراضات مردمی بوده است؛ اعتراضاتی که در ابتدا با محوریت مخالفت با دو پروژه عظیم گردشگری منتسب به جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، آغاز شد، اما به‌تدریج ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری پیدا کرد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند خشم عمومی در آلبانی دیگر صرفاً محدود به مسائل زیست‌محیطی یا فساد سیاسی نیست، بلکه به سمت بازنگری در نقش دولت این کشور در میزبانی از بازیگران امنیتی و گروه‌های جنجالی خارجی نیز حرکت می‌کند؛ موضوعی که نام سازمان مجاهدین خلق را دوباره به مرکز توجه افکار عمومی کشانده است.</p>
<h3>از بحران زیست‌محیطی تا بحران مشروعیت سیاسی</h3>
<p>جرقه اولیه اعتراضات، ساخت دو تفرجگاه لوکس چند میلیارد یورویی در مناطق حساس ساحلی آلبانی بود؛ پروژه‌هایی که به دلیل نزدیکی به زیستگاه‌های حفاظت‌شده فلامینگوها، لاک‌پشت‌های دریایی و گونه‌های کمیاب جانوری، موجی از خشم فعالان محیط‌زیست و شهروندان آلبانیایی را برانگیخت. اما آنچه این اعتراضات را از یک مطالبه محیط‌ زیستی به یک بحران سیاسی تبدیل کرد، احساس فزاینده مردم نسبت به &#8220;فروش منافع ملی&#8221; به بازیگران خارجی بود.</p>
<p>در فضای کنونی آلبانی، بسیاری از معترضان معتقدند دولت این کشور طی سال‌های گذشته، در ازای دریافت حمایت‌های سیاسی و اقتصادی غرب، بخشی از حاکمیت و امنیت ملی خود را به پروژه‌ها و گروه‌هایی واگذار کرده که ارتباط مستقیمی با منافع مردم آلبانی ندارند.</p>
<p>در همین بستر است که حضور طولانی‌مدت سازمان مجاهدین خلق در خاک آلبانی بار دیگر به یک موضوع مناقشه‌برانگیز تبدیل شده است.</p>
<h3>آلبانی؛ میزبان ناخواسته یک بحران امنیتی</h3>
<p>پس از خروج تدریجی اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق، دولت آلبانی با حمایت مستقیم ایالات متحده، پذیرای صدها تن عضو این گروه شد؛ اقدامی که در ابتدا به‌عنوان یک «راه‌حل انسانی» معرفی می‌شد. اما با گذشت زمان، حضور متمرکز و سازمان‌یافته این گروه در اردوگاه موسوم به «اشرف ۳» در منطقه مانز، نگرانی‌های امنیتی، اجتماعی و سیاسی متعددی را در داخل آلبانی ایجاد کرد.<br />
اگرچه دولت آلبانی همواره تلاش کرده این حضور را تحت کنترل و در چارچوب قوانین داخلی جلوه دهد، اما گزارش‌ها و حواشی متعدد پیرامون فعالیت‌های سایبری، ساختار بسته تشکیلاتی، محدودیت ارتباط اعضا با دنیای خارج و تنش‌های امنیتی مرتبط با این اردوگاه، باعث شده بخشی از افکار عمومی آلبانی نسبت به ادامه حضور این گروه حساس‌تر شود.<br />
منتقدان می‌گویند آلبانی به تدریج از یک کشور کوچک بالکان به پایگاهی برای جنگ‌های اطلاعاتی و امنیتی قدرت‌های خارجی تبدیل شده است؛ وضعیتی که می‌تواند این کشور را در معرض تهدیدهای منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دهد.</p>
<h3>اردوگاه مانز؛ آتش خاموش زیر خاکستر</h3>
<p>اردوگاه مجاهدین در مانز، از نگاه بسیاری از ناظران، صرفاً یک محل اسکان پناهجویان سیاسی نیست. ساختار بسته، کنترل شدید داخلی و گزارش‌های منتشرشده درباره فشار بر اعضای ناراضی، این اردوگاه را به یکی از بحث‌برانگیزترین پرونده‌های امنیتی آلبانی تبدیل کرده است.<br />
در سال‌های اخیر، بارها گزارش‌هایی درباره درگیری‌های داخلی، محدود شدن آزادی اعضا، قطع ارتباط افراد با خانواده‌هایشان و حتی ادعاهایی درباره تهدید یا فشار بر جداشدگان منتشر شده است. هرچند بخشی از این ادعاها از سوی سازمان رد می‌شود، اما استمرار این اخبار باعث شده نگاه افکار عمومی نسبت به ماهیت واقعی این تشکیلات تغییر کند.<br />
در کنار این مسائل، برخی رسانه‌ها و تحلیلگران آلبانیایی نسبت به احتمال استفاده از ظرفیت‌های سایبری و رسانه‌ای این گروه در پروژه‌های اطلاعاتی منطقه‌ای هشدار داده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند آلبانی را ناخواسته وارد تقابل‌های ژئوپلیتیکی خطرناک کند.</p>
<h3>نگرانی‌های اجتماعی؛ از نفوذ فرهنگی تا بی‌اعتمادی عمومی</h3>
<p>یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده ماجرا، تأثیرات اجتماعی حضور این گروه در جامعه آلبانی است. در کشوری که همچنان با مشکلات اقتصادی، بیکاری و مهاجرت گسترده جوانان مواجه است، بخشی از جامعه نسبت به هزینه‌های سیاسی و امنیتی میزبانی از یک گروه جنجالی خارجی معترض است.<br />
برخی گزارش‌های رسانه‌ای و محلی نیز از تلاش برای جذب نیرو، فعالیت‌های اقتصادی غیرشفاف و ارتباط‌گیری‌های مشکوک سخن گفته‌اند؛ هرچند بسیاری از این ادعاها به‌صورت رسمی اثبات نشده‌اند، اما تداوم فضای ابهام، خود به عاملی برای افزایش نگرانی عمومی تبدیل شده است.<br />
در چنین شرایطی، مخالفان دولت معتقدند تیرانا عملاً امنیت و آرامش اجتماعی خود را قربانی توافقات پشت‌پرده با آمریکا کرده است.</p>
<h3>آیا اعتراضات مردمی به مطالبه اخراج مجاهدین ختم می‌شود؟</h3>
<p>پرسش اصلی اینجاست: آیا موج کنونی اعتراضات می‌تواند به مطالبه‌ای گسترده‌تر برای پایان دادن به حضور مجاهدین خلق در آلبانی تبدیل شود؟<br />
واقعیت این است که بخش مهمی از جامعه آلبانی اکنون بیش از هر زمان دیگری نسبت به نقش بازیگران خارجی در سیاست داخلی کشور حساس شده است. از پروژه‌های اقتصادی جنجالی گرفته تا حضور گروه‌های امنیتی و سیاسی خارجی، همگی در ذهن افکار عمومی به یک مسئله مشترک گره خورده‌اند: &#8220;حاکمیت ملی&#8221;<br />
اگر اعتراضات ادامه یابد و بحران مشروعیت دولت تشدید شود، بعید نیست موضوع حضور مجاهدین نیز به یکی از محورهای اصلی اعتراضات آینده تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه مخالفان دولت می‌توانند این پرونده را نمادی از وابستگی تیرانا به سیاست‌های واشنگتن معرفی کنند.<br />
نتیجه اینکه؛ آلبانی امروز در نقطه حساسی ایستاده است. کشوری کوچک که تلاش می‌کند میان منافع غرب، فشارهای اقتصادی داخلی و مطالبات اجتماعی تعادل برقرار کند، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده که فقط زیست‌محیطی یا سیاسی نیست؛ بلکه به مسئله هویت ملی و استقلال تصمیم‌گیری گره خورده است.<br />
در چنین فضایی، حضور سازمان مجاهدین خلق دیگر تنها یک پرونده امنیتی نیست، بلکه به بخشی از نارضایتی عمومی نسبت به سیاست خارجی و داخلی دولت تبدیل شده است.<br />
اینکه اعتراضات فعلی تا چه اندازه بتواند به مطالبه‌ای سازمان‌یافته برای اخراج این گروه منجر شود، هنوز مشخص نیست؛ اما روشن است که جامعه آلبانی وارد مرحله‌ای شده که دیگر نسبت به هزینه‌های پنهان میزبانی از بازیگران خارجی سکوت نخواهد کرد.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833">آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دروغ‌های سریالی رجوی در روند انتقال به آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68830</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68830?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 11:38:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68830</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از مهمترین و موثرترین راه های مورد استفاده مسعود و مریم رجوی برای کنترل اعضای تشکیلات مجاهدین خلق، گفتن دروغ به آنهاست چرا که نیاز مبرم رهبری سازمان است تا خود را علیرغم حقارت ذاتی، نزد اعضای خود بزرگ و مهم جلوه دهد. از ورای خاطراتم چند مورد را خدمت شما عرض می‌کنم که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68830">دروغ‌های سریالی رجوی در روند انتقال به آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از مهمترین و موثرترین راه های مورد استفاده مسعود و مریم رجوی برای کنترل اعضای تشکیلات مجاهدین خلق، گفتن دروغ به آنهاست چرا که نیاز مبرم رهبری سازمان است تا خود را علیرغم حقارت ذاتی، نزد اعضای خود بزرگ و مهم جلوه دهد.<br />
از ورای خاطراتم چند مورد را خدمت شما عرض می‌کنم که در برهه‌های زمانی متوالی رخ داد:</p>
<p>مورد اول : هنگامی که قرار شد سازمان تعدادی از افرادش را به کشور آلبانی منتقل کند، رهبری سازمان به اعضاء گفت که &#8220;با تلاش‌های خواهر مریم در اروپا و آمریکا قرار شده است کسانی که بیماری‌های سختی دارند جهت مداوا به آلبانی منتقل شوند.&#8221; این حرف دروغ محض بود زیرا که پشت انتقال مجاهدین به آلبانی دقیقا کمیساریای عالی پناهندگان، بعد اتحادیه اروپا و بعد آمریکا بودند. کمیساریای عالی پناهندگان در مصاحبه هایش به نفرات گفته بود که ما در حال تلاش هستیم تا شما را به کشوری امن منتقل کنیم مخصوصا افراد بیمار را !</p>
<p>مورد دوم : به دنبال آن، مصاحبه‌های انفرادی کمیساریا با افراد شروع شد. سران سازمان افراد را مستمر ترغیب می‌کردند که در هنگام مصاحبه‌هایتان به کمیساریا بگویید که &#8221; ما به هیچ وجه از عراق بیرون نخواهیم رفت . ما به عراق آمده‌ایم که از اینجا به ایران برویم نه به کشور دیگر. اگر هم قرار باشد کسی به اروپا برود، کسانی هستند که بسیار بیماریهای سختی دارند، بیماری من زیاد مهم نیست.&#8221;<br />
از طرفی بیماران سخت را مورد شستشوی مغزی قرار می‌دادند که بگویند &#8220;اگر قرار است بمیرم، دوست دارم در کنار همرزمان و دوستان خودم بمیرم. خون من رنگین تر از خون دیگران نیست.&#8221; و از این قبیل صحبت‌ها.</p>
<p>مورد سوم : از طرفی بعد از نشست هایی که کمیساریای عالی پناهندگان با تک تک افراد داشت، مغز شویی اعضای سازمان شروع شده و فرماندهان تلاش می‌کردند ابتدا با تخلیه اطلاعاتی گفتگوهای انجام شده با کمیساریا، اطلاعات بدست آمده را بصورت کتبی و بسیار واضح و روشن به مسئولین خود گزارش کنند. بعد از جمع بندی، مسئولین موظف می شدند که با فرد برخورد کرده و او را از حرفهایی که زده آگاه کنند. گاه با تشویق که &#8220;خیلی خوب گفتی، باریکلا!&#8221; ، گاه با خشم و ناراحتی و سرزنش و طعنه‌، که &#8220;واقعا از تو بعید بود!&#8221; هدف این بود که فرد برای مصاحبه بعدی حرف‌هایی را بگوید که مد نظر رهبری سازمان است، نه تمایلات خودش را!</p>
<p>مورد چهارم : هنگامی که تمامی اقدامات انجام شد، کمیساریا لیستی را به سازمان داد مبنی بر اینکه این افراد آماده انتقال هستند. پس از آن، اتفاقات عجیب و در عین حال جالبی رخ داد. دقت کنید! ابتدا به فرد گفته می‌شد که بروید به یک نشستی که &#8220;خواهر مژگان&#8221; گذاشته است. به هر کسی که این عبارت گفته می‌شد، غرق در تعجب می شد زیرا نشست با مژگان پارسایی معادل نشست با رهبری سازمان بود. وی در جایگاه رهبری سازمان بود. نشست با او بسیار مهم تلقی می شد، بخصوص وقتی که می فهمیدی از میان نفرات یگانی که در آن مستقر هستی فقط تو باید به این نشست بروی!</p>
<p>وقتی من به این نشست رفتم تنها فردی بودم که از میان دویست نفری که با هم زندگی می‌کردیم، با خواهر مژگان جلسه داشتم. بنابراین برایم غافلگیر کننده بود. به این نشست رفتم و دیدم که از سایر یگان‌ها هم کسانی آمده بودند که فکر کنم جمعا دویست نفری می‌شدیم. خانم پارسایی بعد از یک خوشامد گویی گرم و صمیمانه گفت که &#8220;کی میدونه برای چی اومدین اینجا&#8221;؟ این روال در سازمان بود که معمولا مسئول نشست با یک سوال از حاضرین شروع می‌کرد که : کی میدونه برای چی جمع شدیم؟ هدف این بود که ذهن ها را فعال کنند تا حاضرین به صحبت‌های مسئول نشست با دقت توجه کنند. در آن نشست هم این سنت پا بر جا بود. بعد از گفتگوهای کوتاهی توسط افراد خانم پارسایی گفت که :</p>
<p>&#8221; با تلاش های شبانه روزی خواهر مریم قرار شده که شماها که در این نشست حاضر هستید به آلبانی منتقل بشوید. وی در ادامه گفت خواهر مریم خیلی زحمت کشیده تا شماها که هر کدامتان مشکلات جسمی خاصی دارید برای مداوا به آلبانی منتقل بشوید. وی ضمن اینکه این موضوع را مطرح می‌کرد گفت: &#8220;البته اگر کسی خواست که نرود با خودش است و ما در این خصوص هیچ اجباری نداریم!&#8221;</p>
<p>بعد که نشست تمام می‌شد و افراد به مقرهای خودشان برمی‌گشتند، بلافاصله به فرد گفته می شد که فرمانده با تو کار دارد. منظور فرمانده یگان بود. بعد که می‌رفتی به نزد فرمانده، او شروع میکرد: &#8220;خب اوضاع و احوال چطور است؟ از نشست خواهر مژگان چه خبر؟ چه گرفتی از نشست؟&#8221; فرد باید توضیح می‌داد. سرانجام هم می‌پرسید که خودت چه تصمیمی گرفتی‌؟ فرض بر این بود که فرد بگوید: &#8220;نه من به هیچ وجه شما را تنها نمی گذارم. من به هیچ جای دیگری به جز اشرف تعلق ندارم. کسانی هستند که واجب تر از من هستند. خون من رنگین تراز بقیه نیست.&#8221; خلاصه اینکه فرد باید می‌گفت که من از اشرف بیرون نمی روم.</p>
<p>این مطلوب‌ترین پاسخی بود که باید فرد بعنوان یک &#8220;مجاهد خلق &#8221; می‌گفت. اگر بغیر از این میگفت، صحبت‌های روشنگرانه برای او شروع می شد تا فرد را اصطلاحا آگاه کرده و از رفتن به آلبانی منصرف نمایند، در غیر اینصورت فرد را &#8221; بریده &#8221; می‌خواندند. اما من سماجت کردم وگفتم که من به آلبانی خواهم رفت. حالا هر اسمی می‌خواستند بگذارند، برایم مهم نبود زیرا تصمیم خودم را گرفته بودم که در اولین فرصت خطم را از سازمان جدا کرده و پی زندگی مطلوب خودم بروم. از این همه دروغ و تزویر خسته شده بودم. در آن هنگام وقتی سماجت و لجاجت مرا دیدند دست از فشار برداشتند.</p>
<p>همانطور که می بینید مژگان پارسایی بصراحت نگفت که نروید. فقط تلویحا گفت که رفتن اجباری نیست. ولی در لایه نزیک مسئولین با فرد تیزتر و روشن‌تر صحبت می‌شد. تازه دروغش بعدا مشخص شد که تلاشی از سوی مریم رجوی در کار نبود بلکه این کمیساریای عالی پناهندگان بود که بعد از مصاحبه‌هایی که با من داشت اسم مرا برای انتقال داده بود.</p>
<p>مورد پنجم : به هر کسی که در حال انتقال از عراق به آلبانی بود حدود دویست دلار داده شد که اگر نیاز بود خرج کند، اما بعد گفته شد که این پول ها را در آلبانی تحویل مسئولان خودتان بدهید. یعنی اصلا برایشان مهم نبود که این افرادی که در حال جابجایی هستند نیاز به یک مینیمم پول تو جیبی دارند. در واقع از این شیوه استفاده کردند تا به خارج ازاشرف پول منتقل نمایند.</p>
<p>مورد ششم : بعد از انتقال از &#8220;کمپ لیبرتی&#8221; به فرودگاه بغداد به ما گفته شد که خواهر مریم با تمام مشکلاتی که به لحاظ هزینه‌های استقرار خودش در فرانسه را دارد، تصمیم گرفت که هواپیمای اختصاصی بگیرد تا ما خیلی راحت به آلبانی منتقل شویم. ولی به محض اینکه نفر کمیساریا آمد به حاضرین گفت که این هواپیما که متعلق به خطوط هوایی کشور اوکراین است را کمیساریا، اتحادیه اروپا و آمریکا گرفته و هزینه‌هایش را پرداخت کرده‌اند.<br />
بعدا در آلبانی نماینده کمیساریای عالی پناهندگان نیز همین جمله را گفت که شما به کمک و هزینه‌های کمیساریای عالی پناهندگان، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا به این کشور منتقل شدید.</p>
<p>مورد هفتم : بعد از رسیدن به کشور آلبانی ما را به یک کمپی که مربوط به وزارت کشور آلبانی بودند منتقل کردند. در آنجا نیز گفته شد که تلاش‌های خواهر مریم باعث شد که ما را به اینجا بیاورند. در صورتیکه اصلا اینطوری نبود، باز با کمک‌های کمیساریای عالی پناهندگان بود که ما را به آن کمپ موقت منتقل کردند.</p>
<p>مورد هشتم : بعد از آن کمپ که حدود دو سه ماهی در آنجا بودیم ما را به منطقه‌ای در حومه شهر منتقل کردند. اصطلاحاً گفته می شد &#8220;آپارتمان ها&#8221;! منطقه‌ای بود مملو از آپارتمان‌های هفت هشت طبقه. آنجا هم گفته شد خواهر مریم تلاش کرده و ما را به اینجا منتقل کرده که بعد کمیساریا در آنجا گفت که این آپارتمانها را کمیساریا برای شما تهیه کرده است.</p>
<p>خداوندا! این حجم دروغ برای چه بود؟ مثلا می‌خواستند بگویند که مریم رجوی خیلی به فکر ما است. در حالیکه همین مریم رجوی در زمان شروع جنگ بی سر و صدا از عراق فرار کرد و ما را در وسط دنیایی از بمب و بمباران رها کرد و رفت.<br />
هدف از تمامی این دروغ‌های سرانِ تشکیلات این بود که فرد را به نقطه‌ای برگردانند که مطلقا به فکر رفتن از تشکیلات نیفتد، اما کسانی مثل من تصمیم خود را گرفته و عزممان را برای جدا شدن جزم کرده بودیم.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68830">دروغ‌های سریالی رجوی در روند انتقال به آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68830/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حضور مجاهدین خلق، جنجالی دیگر در جایگاه ژئوپولیتیک آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68827</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68827?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 10:37:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68827</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چند روز گذشته به دلیل اعتراضات گسترده در پایتخت آلبانی، تیرانا، علیه طرح توسعه &#8220;جزیره سازان&#8221;، این کشور مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. جزیره سازان یک محیط تالابی بکر است که پرندگان مهاجر در آن رشد می‌کنند. معترضان آلبانیایی، قانونی بودن و شفافیت این پروژه و تصمیمات دولتی مربوط به آن را به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68827">حضور مجاهدین خلق، جنجالی دیگر در جایگاه ژئوپولیتیک آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چند روز گذشته به دلیل اعتراضات گسترده در پایتخت آلبانی، تیرانا، علیه طرح توسعه &#8220;جزیره سازان&#8221;، این کشور مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. جزیره سازان یک محیط تالابی بکر است که پرندگان مهاجر در آن رشد می‌کنند. معترضان آلبانیایی، قانونی بودن و شفافیت این پروژه و تصمیمات دولتی مربوط به آن را به چالش کشیده‌اند. با توجه به اینکه این طرح توسعه به شرکت‌های تحت کنترل جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، مربوط می‌شود، اعتراضات برجسته‌تر شده‌اند.</p>
<p>جزیره سازان، از نظر زیست‌محیطی به دلیل مسیر مهاجرت پرندگان و حیات وحش دریایی مانند لاک‌پشت‌های دریایی منطقه‌ای حساس شناخته می‌شود. گروه‌های زیست‌محیطی هشدار می‌دهند که بولدوزرها و بیل‌های مکانیکی پیش از اعتراضات، پاکسازی شن و ماسه، جنگل‌های کاج و زیستگاه‌های ساحلی را آغاز کرده‌اند. تصمیم دولت در سال ۲۰۲۴ مبنی بر اعطای وضعیت &#8220;سرمایه‌گذار استراتژیک&#8221; به شرکت وابسته به کوشنر (Affinity Partners) امکان تصویب سریع، دور زدن مناقصه رقابتی استاندارد و مجوزهای کاربری زمین را فراهم کرد. منتقدان معتقدند که این امر عملاً موانع قانونی معمول را دور زده است.</p>
<p>ادی راما، نخست وزیر آلبانی، از این پروژه به عنوان یک سرمایه‌گذاری استراتژیک که می‌تواند کشورش را به یک مقصد برتر گردشگری مدیترانه تبدیل کند، دفاع کرده است. او حتی در یک موضع گیری عجیب ایران را مسئول به راه افتادن اعتراضات در کشورش دانسته است. در واکنش به این اتهام زنی، سخنگوی وزارت امورخارجه ایران، اسماعیل بقایی خطاب به راما گفت: &#8221; بهتر است برای درک و شعور مردم خود، به‌عنوان یک ملت با فرهنگ و دارای تاریخ غنی، احترام قائل باشید. آنها آنقدر زیرک و فهیم هستند که راست را از ناراست تشخیص دهند. اگر می‌خواهید حاکمیت ملی خود را بفروشید، به خودتان مربوط است. نیازی نیست به ما توضیح بدهید.&#8221;</p>
<p>اما دفتر دادستانی ویژه آلبانی علیه فساد و جرایم سازمان‌یافته (SPAK) تحقیقاتی را در مورد تصمیمات اتخاذ شده در سال ۲۰۲۴ که وضعیت قانونی زمین در منطقه ویوسا-نارتا و اطراف سازان را تغییر داده است، آغاز کرده است. مقامات اسپاک در حال بررسی این موضوع هستند که آیا مناطق حفاظت‌شده به‌طور خاص برای فعال کردن پروژه مرتبط با کوشنر طبقه‌بندی مجدد شده‌اند یا خیر.</p>
<p>نشریه استرالیای کانبرا دیلی (Canberra Daily) به بررسی جایگاه تاریخی آلبانی در منطقه بالکان و تلاش ابرقدرت‌ها برای نفوذ در این منطقه پرداخته است. نویسندگان این مقاله تحقیقی، دیجان هینیک و گابریل موئنز، میزبانی آلبانی از سازمان مجاهدین خلق را یکی دیگر از چالش‌های آلبانی در جریان‌های ژئوپولیتیکی برشمرده‌اند. در بخشی از این مقاله آمده است:</p>
<p><strong>مسلم است که جنجال پیرامون توسعه پیشنهادی جزیره سازان توسط نهادهای مرتبط با جارد کوشنر، توجه مجددی را به جایگاه دیرینه آلبانی در تقاطع سیاست منطقه‌ای، نفوذ خارجی و منافع استراتژیک جهانی جلب کرده است. در واقع، اگرچه اختلاف فعلی ریشه در نگرانی‌های زیست‌محیطی، حقوقی و حاکمیتی دارد، اما با وقایع قبلی در تاریخ سیاسی بالکان، از جمله پروژه توسعه مرتبط با کوشنر که اخیراً در صربستان لغو شد، مأموریت اکتشافی صهیونیستی در سال ۱۹۳۵ به آلبانی و نقش اخیر آلبانی در میزبانی از مجاهدین خلق، یک گروه مخالف ایرانی، نیز طنین‌انداز است. روی هم رفته، این وقایع نشان می‌دهد که چگونه جغرافیا و جهت‌گیری سیاسی آلبانی بارها آن را در جریان‌های ژئوپلیتیکی وسیع‌تری قرار داده است.</strong></p>
<p><strong>جنجال آلبانیایی‌ها شباهت زیادی به رویدادهای صربستان دارد، جایی که دولت اخیراً توسعه املاک و مستغلات مرتبط با کوشنر را در ستاد نظامی سابق یوگسلاوی در بلگراد می‌شد، لغو کرد. مخالفت عمومی در صربستان بر نگرانی‌ها در مورد مذاکرات غیرشفاف، ارزیابی املاک دولتی و پیامدهای نمادین انتقال املاک مهم تاریخی به سرمایه‌گذاران خارجی سیاسی متمرکز بود. جرقه اصلی که اعتراض عمومی علیه املاک و مستغلات مرتبط با کوشنر را شعله‌ور کرد، این واقعیت بود که ستاد نظامی یوگسلاوی دو بار توسط نیروی هوایی ایالات متحده در طول لشکرکشی ناتو در سال 1999 بمباران شد و سرمایه‌گذار آمریکایی، به طرز طعنه‌آمیزی، قول داد که برای افرادی که در بمباران ساختمان‌ها جان باختند، یادبودی بسازد.</strong></p>
<p><strong>تحلیلگران سیاسی استدلال کرده‌اند که تغییر موضع دولت صربستان، ترکیبی از فشار عمومی، عدم قطعیت قانونی و ریسک سیاسی را نشان می‌دهد، به ویژه با توجه به حساسیت کمپین غیرقانونی ناتو در سال 1999. از آن زمان، گروه‌های جامعه مدنی آلبانی به پرونده صربستان به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه چنین توافق‌هایی می‌توانند در صورت عملکرد مؤثر سازوکارهای پاسخگویی نهادی متوقف شوند، استناد کرده‌اند.</strong></p>
<p><strong>شباهت‌های بین این دو پرونده، الگویی از بی‌اعتمادی عمومی، نگرانی‌های زیست‌محیطی و حساسیت سیاسی پیرامون پروژه‌های بزرگ خارجی مرتبط با چهره‌های بانفوذ سیاسی را آشکار می‌کند.</strong></p>
<p><strong>در حالی که این توسعه صرفاً یک پروژه تجاری است که با انگیزه‌های سیاسی و با انگیزه‌های سودجویانه هدایت می‌شود، بحث جزیره سازان، علاقه علمی به یک دوره کمتر شناخته شده از تاریخ بین دو جنگ جهانی را احیا کرده است: مأموریت اکتشافی صهیونیست‌ها در آلبانی در سال ۱۹۳۵. در این دوره، رهبران صهیونیست، که با محدودیت‌های بریتانیا در فلسطین تحت قیمومیت مواجه بودند، چندین مکان جایگزین برای اسکان احتمالی یهودیان را بررسی کردند. تساهل مذهبی، تراکم کم جمعیت و دسترسی به مدیترانه، آلبانی را به کاندیدای جذابی برای اسکان مجدد تبدیل کرد. اگرچه این پیشنهاد هرگز فراتر از بحث‌های اولیه پیش نرفت، اما نقش بعدی آلبانی را در طول هولوکاست، زمانی که این کشور به تنها سرزمین اشغالی نازی‌ها در اروپا تبدیل شد که جمعیت یهودیان در آن به دلیل پایبندی گسترده به قانون &#8220;بسا&#8221;(besa) آلبانی افزایش یافت، پیش‌بینی کرد. قانون آلبانیایی &#8220;بسا&#8221;، یک اخلاق عرفی برای آبرو و حفاظت، نقش مهمی در ترغیب خانواده‌های مسلمان و مسیحی به پناه دادن به پناهندگان یهودی ایفا کرد. این میراث به روایتی اساسی در روابط مدرن آلبانی و اسرائیل تبدیل شده است که اغلب توسط هر دو دولت به عنوان گواهی بر یک قرابت اخلاقی ریشه‌دار تاریخی مورد استناد قرار می‌گیرد. گفتمان دیپلماتیک معاصر آلبانی و اسرائیل اغلب از این میراث تاریخی یاد می‌کند و آن را به عنوان گواهی بر همدلی دیرینه بین دو ملت مطرح می‌کند.</strong></p>
<p><strong>دفاع نخست وزیر از پروژه سازان با این استدلال که این پروژه منافع بلندمدتی برای بخش گردشگری آلبانی دارد، نشانه‌ای از تأثیر ملاحظات سیاسی خارجی بر تصمیمات سیاست داخلی است. به عنوان مثال، پذیرش مجاهدین خلق، یک سازمان مخالف ایرانی که در ابتدا از ایران و سپس از عراق تبعید شده بود، توسط آلبانی، بُعد آموزنده‌ای به موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور می‌افزاید. حضور مجاهدین خلق، با توجه به تاریخچه بحث‌برانگیز آن و شناخته شدن این گروه به عنوان یک گروه افراطی توسط دولت ایران، موضوع بحث و جدل بوده است. میزبانی از مجاهدین خلق، آلبانی را در مرکز یک مثلث ژئوپلیتیکی حساس شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل قرار داده است. تصمیم آلبانی منعکس کننده استراتژی گسترده‌تر آن برای همسویی با منافع امنیتی غرب، به ویژه در دوره پس از ۲۰۱۴ است.</strong></p>
<p><strong>تلاقی این وقایع، مناقشه جزیره سازان، مأموریت صهیونیستی در سال ۱۹۳۵ و حضور مجاهدین خلق، یک مضمون تکرارشونده در تاریخ سیاسی آلبانی را برجسته می‌کند: موقعیت استراتژیک این کشور بارها آن را به مکانی برای منافع خارجی، آزمایش‌های ژئوپلیتیکی و حاکمیت مورد مناقشه تبدیل کرده است.</strong></p>
<p><strong>در حالی که بازیگران و شرایط خاص در طول دهه‌ها متفاوت هستند، روندهای اصلی همچنان ثابت هستند. انتخاب‌های سیاسی آلبانی، چه در مورد استفاده از زمین، سرمایه‌گذاری خارجی یا مشارکت‌های امنیتی، توسط تعامل بین ساختارهای حاکمیتی داخلی و فشارهای گسترده‌تر بین‌المللی شکل می‌گیرند. بنابراین، نتیجه جنجال جزیره سازان نه تنها سرنوشت یک پروژه توسعه واحد را تعیین می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که چگونه آلبانی در چشم‌انداز پیچیده ژئوپلیتیکی قرن بیست و یکم حرکت می‌کند.</strong></p>
<p><strong>اما پیام اصلی که باید از این جنجال برداشت کرد این است که گاهی اوقات طمع شرکت‌ها حتی بر نیات سیاسی خیرخواهانه نیز غلبه می‌کند. در واقع، پروژه سازان صحت گفته مهاتما گاندی را ثابت می‌کند که &#8220;زمین، برای برآوردن نیازهای هر انسان به اندازه کافی فراهم می‌کند، اما برای طمع هر انسان، نه.&#8221;</strong></p>
<p>بدین ترتیب، به نظر می‌رسد که ادعاهای نخست وزیر آلبانی درباره آنچه نقش ایران در شکل گیری اعتراضات می‌نامد، بیش از همه فرافکنی تصمیم‌گیری‌های غیر شفاف دولتش است. تصمیماتی که مبتنی بر سرسپردگی به اسراییل و آمریکا، تن دادن به امپریالیسم به طمع پول به هر قیمتی، در پناه فرهنگ انسان دوستی مردمش است. فراموش نکنیم که اسکان تشکیلات چندهزارنفره مجاهدین خلق با وجود سوابق تروریستی و فرقه‌ای آن، در قلب کشور آلبانی، در حالی که عراق دستور اخراج آنها را داده بود و هیچ کشوری حاضر به پذیرش آن نبود، زیر عنوان &#8220;اسکان انسان دوستانه&#8221; انجام شد.</p>
<p>با توجه به فعالیت‌های مستمر مجاهدین خلق در تلاش برای بی ثبات کردن حکومت ایران و نقش اثبات شده آن در بروز خشونت در اعتراضات ایران از طریق فعالیت در فضای مجازی، تحولات منفی در روابط ایران و آلبانی لاجرم به نظر می‌رسد. کنش و واکنش میان هکرها و ارتش سایبری رجوی و حکومت ایران، پیامد تصمیمات حریصانه و ریاکارانه دولتمردان آلبانی است.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68827">حضور مجاهدین خلق، جنجالی دیگر در جایگاه ژئوپولیتیک آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68827/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:39:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68823</guid>

					<description><![CDATA[<p>نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823">جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند.</p>
<p>برای درک بهتر، می‌توان محتوای اظهارات جداشدگان مجاهدین خلق را در دو لایه تحلیل کرد:</p>
<p>مشروعیت‌زدایی از سازمان: با تکیه بر تجارب تلخ و گزنده از مناسبات درون تشکیلاتی و فضای اختناق آمیز و نمایشِ چهره‌ای غیردموکراتیک و خشن از تشکیلات، سازمان را نه به عنوان یک جریان سیاسی، بلکه به عنوان یک فرقه مخرب در افکار عمومی ترسیم می کنند.<br />
اعتباربخشی به روایت منتقدین: روایتِ جداشدگان در واقع تأییدِ درستیِ مواضع منتقدین مجاهدین خلق است. وقتی فردی که سال‌ها در داخل سازمان بوده، از «شستشوی مغزی» یا «فقدان آزادی» سخن می‌گوید، این روایت برای مخاطبِ عام بسیار تأثیرگذارتر از بیانیه‌های رسمیِ نهادهای سیاسی و حکومتی است.</p>
<h3>رسانه‌های بین‌المللی</h3>
<p>رویکرد این رسانه‌ها (مانند بی‌بی‌سی، رادیو فردا یا گزارش‌های نیویورک‌تایمز و گاردین و &#8230;) متفاوت است. آن‌ها معمولاً با نگاهی «تحقیقی» و «انتقادی» به موضوع نگاه می‌کنند:</p>
<p>تمرکز بر «حقوق بشر»: تمرکز این رسانه‌ها بیشتر بر نقض حقوق فردی اعضا در داخل تشکیلات، وضعیتِ کمپ‌ها (مانند کمپ اشرف در عراق و آلبانی) و فشارهای روانی است که بر جداشدگان وارد شده است.<br />
روایتِ «قربانی بودن»: این رسانه‌ها جداشدگان را نه لزوماً به عنوان همکارانِ جمهوری اسلامی، بلکه به عنوان «قربانیانِ یک ایدئولوژی افراطی» تصویر می‌کنند. برای این دسته، جدایی از سازمان، موضوعی مربوط به آزادی‌های فردی و حقوق انسانی است، نه لزوماً پیوستن به جبهه‌ی مقابل.</p>
<h3>فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی</h3>
<p>این فضا پرآشوب‌ترین لایه در بازتاب این جدایی‌هاست:</p>
<p>جنگِ روایت‌ها: در شبکه‌های اجتماعی (مانند توییتر/X، سازمان مجاهدین خلق بسیار فعال است و بلافاصله پس از هر جدایی، تلاش می‌کند فرد جداشده را با عناوینی نظیر «نفوذی»، «خائن» یا «مزدور» تخریب کند (اصطلاحاً ترور شخصیت).<br />
نقشِ «شاهدانِ دیجیتال»: جداشدگان نیز در این فضا با انتشار خاطرات، ویدئوها و اسناد، تلاش می‌کنند «روایتِ شخصی» خود را از سرکوب‌های داخلی سازمان بازگو کنند. این کار باعث شده که لایه‌های پنهانِ سازمان برای نسل‌های جوان‌تر که آشنایی تاریخی با آن ندارند، تا حدی عیان شود.</p>
<h3>تحلیلِ تأثیرات این رسانه‌ای‌شدن</h3>
<p>رسانه‌ها در این میان دو کارکردِ متضاد دارند:</p>
<p>آگاهی‌بخشی: بسیاری از ابعادِ زندگیِ درونی سازمان (که سال‌ها مخفی و رازآلود بود) توسط همین جداشدگان از تشکیلات رجوی و بازتاب‌های رسانه‌ای مستقل برای جامعه فاش شده است.<br />
پروپاگاندا: رسانه‌های وابسته به مجاهدین خلق اجازه نمی‌دهند که «جدایی» به عنوان یک فرآیند پیچیده انسانی باقی بماند. وقتی یک جداشده در رسانه‌ای ظاهر می‌شود، بلافاصله در «اردوگاهِ دشمن» دسته‌بندی می‌شود. این امر باعث می‌شود که حقیقتِ تجربه‌ی آن فرد (که ممکن است ترکیبی از درد، ندامت و سرگردانی باشد) قربانیِ اهدافِ پروپاگاندای فرقه رجوی شود.</p>
<h3>نکته پایانی</h3>
<p>به دلیل همین نقشِ رسانه‌ای، جداشدگانِ مجاهدین خلق اغلب در یک «موقعیتِ پارادوکسیکال» قرار می‌گیرند: آن‌ها برای اینکه دیده شوند و صدایشان شنیده شود، باید از بلندگوهای رسانه‌ای استفاده کنند. اما به محض استفاده از این بلندگوها، برچسبِ «نفوذی» یا «مزدور» (از سوی سازمان) یا «پروژه‌بگیر» (از سوی برخی دیگر) به آن‌ها زده می‌شود. این فشار رسانه‌ای، خود عاملی است که تعدادی از جداشدگان را به سمتِ سکوتِ کامل یا انزوای اجتماعی سوق می‌دهد.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823">جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:25:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68822</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان نظر یا حداقل حقوق انسانی برای زندانیان سیاسی و امنیتی وجود ندارد. اما گاه خودِ این جریان، ناخواسته اسنادی منتشر می‌کند که روایت تبلیغاتی‌اش را زیر سؤال می‌برد.</p>
<p>نمونه اخیر آن، انتشار پیامی منتسب به یک زن از زندان مرکزی یزد در سایت رسمی مجاهدین است؛ فردی که بنا بر ادعای خود این رسانه‌ها، به دلیل ارتباط و وابستگی به این گروه، به هشت سال و نیم حبس محکوم شده است. نکته قابل توجه آنجاست که این فرد در یک تماس تلفنی توانسته آزادانه با بیرون از زندان ارتباط برقرار کرده و پیامی با مضامین کاملاً سیاسی و حتی توهین‌آمیز علیه مسئولان جمهوری اسلامی منتقل کند؛ پیامی که سپس بدون هیچ محدودیتی در رسانه رسمی این سازمان منتشر شده است.</p>
<p>همین موضوع، نخستین پرسش جدی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند: اگر آن‌گونه که مجاهدین ادعا می‌کنند، زندان‌های ایران محیطی کاملاً بسته، سرکوبگر و فاقد هرگونه امکان ارتباطی هستند، چگونه یک زندانی امنیتی قادر است چنین تماسی برقرار کرده و پیام سیاسی خود را به رسانه‌های خارجی منتقل کند؟ این اتفاق، ناخواسته نشان می‌دهد که برخلاف تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز و تبلیغاتی، حتی زندانیان امنیتی نیز از حداقلی از امکان تماس و ارتباط برخوردارند؛ موضوعی که خودِ مجاهدین سال‌ها آن را انکار کرده‌اند.</p>
<p>اما تناقض اصلی زمانی آشکارتر می‌شود که شرایط درون تشکیلات این سازمان مورد توجه قرار گیرد. پرسش اساسی این است که آیا همان میزان آزادی ارتباطی که امروز مجاهدین ناچار به اذعان غیرمستقیم آن در زندان‌های ایران شده‌اند، در درون ساختار بسته و فرقه‌ای خود این سازمان نیز وجود دارد؟</p>
<p>واقعیت آن است که طی سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از وضعیت اعضای سازمان در اردوگاه مانز آلبانی منتشر شده که همگی بر وجود محدودیت‌های شدید ارتباطی تأکید دارند. اعضای ساکن در این اردوگاه، حتی در مواردی از ساده‌ترین حق انسانی یعنی تماس آزادانه با خانواده، ارسال نامه یا ارتباط مستقل با دنیای بیرون محروم بوده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها سال‌هاست هیچ ارتباط مستقیمی با فرزندان یا بستگان خود در این تشکیلات ندارند و هرگونه تماس، تحت کنترل کامل ساختار سازمانی انجام می‌شود.</p>
<p>این تناقض، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چگونه جریانی که خود در درون مناسبات تشکیلاتی‌اش کمترین تحملی نسبت به آزادی ارتباط، استقلال فردی و حق انتخاب اعضا ندارد، مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ایران می‌شود؟ آیا می‌توان ادعای آزادی‌خواهی را از گروهی پذیرفت که اعضای خود را در حصاری بسته و دور از ارتباط طبیعی با خانواده و جامعه نگه می‌دارد؟</p>
<p>از همین زاویه است که بسیاری از تحلیلگران، پروژه رسانه‌ای مجاهدین درباره وضعیت حقوق بشر و زندان‌ها در ایران را نه یک کنش حقوق بشری مستقل، بلکه بخشی از یک عملیات سیاسی و تبلیغاتی سازمان‌یافته ارزیابی می‌کنند؛ پروژه‌ای که عمدتاً در راستای فشارهای خارجی علیه ایران تعریف شده و همسو با اهداف سیاسی حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی این جریان حرکت می‌کند.</p>
<p>بی‌تردید نقد وضعیت زندان‌ها یا بررسی عملکرد نهادهای مختلف در هر کشوری، امری طبیعی و حتی ضروری است؛ اما زمانی که یک جریان سیاسی با استانداردی دوگانه عمل می‌کند و حاضر نیست همان معیارهایی را که برای دیگران مطالبه می‌کند، در درون تشکیلات خود رعایت کند، اعتبار ادعاهایش به‌شدت زیر سؤال می‌رود.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نتیجه ماجرای اخیر این باشد که گاهی بزرگ‌ترین تناقض‌ها نه توسط منتقدان، بلکه از دلِ روایت‌ها و تبلیغات خودِ جریان‌های سیاسی آشکار می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:10:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68821</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران تأکید می‌کرد، اما در سطح تحلیلی، بیش از آنکه نشانه‌ی تحول واقعی در راهبرد سازمان باشد، بیانگر کوششی تبلیغاتی برای انطباق با نظم جدید منطقه‌ای و بین‌المللی پس از سقوط رژیم صدام حسین بود.</p>
<p>از منظر تاریخ سیاسی سازمان، چنین چرخشی را نمی‌توان جدا از میراث طولانی خشونت سازمان‌یافته، عملیات مسلحانه، و ترور سیاسی ارزیابی کرد. سازمان مجاهدین خلق از آغاز فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسیر خود را بر مبنای تقابل قهرآمیز با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تعریف کرد و بدین‌سان، منطق حذف فیزیکی و ارعاب را بر منطق رقابت سیاسی و اجتماعی ترجیح داد. در نتیجه، هرگونه ادعای بعدی درباره‌ی گذار به کنش دموکراتیک، ناگزیر با پرسش بنیادین درباره‌ی مسئولیت تاریخی سازمان در قبال خشونت‌های گذشته مواجه می‌شود.</p>
<p>تحولات پس از سقوط صدام حسین این تناقض را آشکارتر ساخت. با خلع سلاح نیروهای سازمان در عراق، از هم پاشیدن زیرساخت‌های نظامی پیشین، و سپس انتقال تدریجی اعضا به آلبانی، روشن شد که سازمان دیگر از ظرفیت عملیاتی سابق برای ایفای نقش به‌عنوان یک بازیگر شبه‌نظامی برخوردار نیست. در چنین شرایطی، تولید گفتمان‌های تازه نظیر «راه‌حل سوم» را باید بخشی از راهبرد بقا و بازسازی وجهه دانست، نه لزوماً محصول یک بازاندیشی انتقادی در بنیان‌های ایدئولوژیک و رفتاری سازمان.</p>
<p>از این منظر، مسئله‌ اصلی در ارزیابی سخنان مریم رجوی، نه صرفاً محتوای اعلامی آن، بلکه شکاف میان ادعای &#8220;تغییر دموکراتیک&#8221; و سابقه‌ی ساختاری سازمان است. سازمانی که در طول دهه‌ها بر مدار خشونت، اطاعت تشکیلاتی، و بازتولید اقتدار کاریزماتیک رهبر عقیدتی عمل کرده است، تنها در صورتی می‌تواند مدعی تحول واقعی شود که ابتدا نسبت خود را با گذشته‌ی مسلحانه، تروریستی و حذف‌گرایانه‌ی خویش به‌روشنی تعیین کند.</p>
<p>با این حال، شواهد تاریخی و سیاسی نشان می‌دهد که چنین بازنگری‌ای در سطح رهبری سازمان به‌طور جدی صورت نگرفته است. استمرار زبان ایدئولوژیک، تداوم ساختارهای بسته‌ی تشکیلاتی، و اتکای مکرر به بازنمایی‌های تبلیغی، حاکی از آن است که تغییرات مورد ادعا بیشتر در سطح تاکتیکی و رسانه‌ای رخ داده‌اند تا در سطح استراتژیک و معرفتی. در نتیجه، &#8220;راه‌حل سوم&#8221; را باید تلاشی برای عبور از بن‌بست سیاسی سازمان دانست؛ تلاشی که بدون نقد صریح گذشته و پذیرش مسئولیت تاریخی، ظرفیت آن را ندارد که به یک تحول اصیل و معتبر در مناسبات سازمان با سیاست، جامعه و مفهوم دموکراسی منجر شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68820</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68820?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 06:59:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68820</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفتم که یکی از تعاریف خیانت چنین است: «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن‌ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.» و خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68820">رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68785">قسمت قبل</a> گفتم که یکی از تعاریف خیانت چنین است: «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آن‌ها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.» و خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت را مخالفت با حق از طریق نقض عهد مخفیانه معنا کرده‌اند.</p>
<p>سپس شروع کردم به برشمردن نمونه هایی از عملکرد رجوی که با این تعریف و معنا انطباق دارد و در قسمت قبل به موارد زیر اشاره نمودم:</p>
<p>* خیانت اول: این خیانت لو دادن حنیف نژاد و تعدادی از اعضای اولیه مجاهدین خلق به ساواک بود که در نتیجه آن حنیف نژاد دستگیر و اعدام شد و سازمان مجاهدین نیز ضربه بزرگی خورد.<br />
* خیانت بزرگ : رجوی می خواست خودش را رهبر انقلاب مردم ایران بر علیه سلطنت جا بزند، اما وقتی دید نمی تواند مردم و مقامات کشور را بفریبد تا به آنچه می خواهد برسد، در صدد سرنگونی جمهوری اسلامی برآمد که حاصل آن از یک سو کشتار مردم و مقامات ایران از طریق بمب گذاری و ترور کور توسط مجاهدین خلق بود و از سوی دیگر موجب شد تعداد زیادی از نفرات مجاهدین خلق دستگیر یا کشته شوند.</p>
<p>حال به نمونه های دیگر از سلسه خیانت های رجوی می پردازم.</p>
<h3>خیانت به وطن با مزدوری برای دشمن متجاوز</h3>
<p>هنگامی که صدام فرمان حمله ارتشش به ایران را داد، رجوی اگرچه برای فریبکاری در ظاهر آن را محکوم کرد اما در حقیقت آن را فرصت بزرگی برای خود می دانست. زیرا علاوه بر درگیر شدن نیروهای نظامی ایران، بخش عظیمی از انرژی دولت ، مردم و حامیان جمهوری اسلامی نیز درگیر آن بود. به این ترتیب رجوی که به گفته خودش از قبل با تشکیل میلیشا دنبال درست کردن ارتش برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی بود، با بهره گیری از این فرصت برای شروع جنگ مسلحانه دست به آماده سازی زد و سرانجام در ابتدای تابستان 1360 با بمب گذاری و ترور کور جنگ مسلحانه برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی را علنی نمود.</p>
<p>مجاهدین خلق به دستور رجوی از همان سال 1360 همکاری هایی را با دولت متجاوز صدام شروع کردند اما هنوز قبح این خیانت آنقدر زیاد بود که توان علنی کردن آن را حتی برای نیروهای خودشان هم نداشتند. برای همکاری علنی با دشمن، نیاز به یک تبلیغات سنگین با هدف قبح زدایی از همکاری با صدام بود. رجوی در آن مقطع نمی توانست به تطهیر صدام بپردازد. اما با توجه به اینکه آمریکا و برخی دولت های غربی با ایران دشمنی می کردند، موضع گیری ضد ایران در غرب نه تنها هزینه نداشت بلکه باعث تسهیل و دریافت امکانت هم می شد. بنابراین رجوی برای زمینه سازی جهت علنی کردن رابطه با صدام برای رسیدن به اوهام شیطانی خود، تمرکز کارش را بر معرفی ایران به عنوان «جنگ طلب» و طرفی که خواهان صلح نیست شروع نمود. او برای اینکه ایران را دشمن صلح نشان دهد به تبلیغات وسیع دست زد و می گفت «صلح طناب دار جمهوری اسلامی ایران است» و «این جنگ با سرنوشت جمهوری اسلام گره خورده و جنگ سرپوش جمهوری اسلامی برای سرکوب داخلی است» و «جمهوری اسلامی بدون جنگ نمی تواند سرپا بماند».</p>
<p>رجوی با معرفی ایران به عنوان طرف جنگ طلب و در نتیجه معرفی صدام به عنوان طرفی که خواهان ادامه جنگ نیست و صلح می خواهد، راه همکاری و مزدوری برای صدام را باز کرده و به عنوان زائده جنگ از جنگ ارتزاق نمود. هدف نهایی رجوی این بود که بتواند علناً به عراق برود و در آنجا از امکانات این کشور در مسیر اقدامات ضد ایرانی خود بهره بگیرد. ارتباطات غیر علنی رجوی و مجاهدین خلق با دولت متجاوز صدام ادامه داشت تا اینکه روز 19 دی 1361 طارق عزیز به عنوان نایب نخست وزیر عراق (یکی از مهمترین مقامات کشوری که به قصد اشغال خاک به ایران حمله کرده بود) در محل اقامت رجوی در فرانسه با وی ملاقات نمود و به این ترتیب یک خیانت بزرگ تاریخی که از سالها قبل زمینه سازی شده بود علنی گردید. اما این هنوز همه داستان خیانت رجوی نبود.</p>
<p>در مسیر قبح زدایی از این خیانت بزرگ، رجوی و طارق عزیز در پایان دیدار خود بیانیه ای را نیز صادر کردند. در قسمت بعدی به مهمترین نکات مطرح شده در دیدار رجوی با طارق عزیز و بیانیه ای که دو طرف آن را امضا کردند و تماما در جهت تطهیر صدام و تجاوز او به خاک ایران و معرفی ایران به عنوان عامل جنگ و ادامه آن بود را مورد بررسی قرار خواهم داد.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68820">رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68820/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هشدار بابت پیوند تروریست های مجاهدین خلق با جریان‌های تجزیه‌طلب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68817</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68817?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 08:50:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68817</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان تروریستی مجاهدین خلق، پس از، از دست دادن توان عملیاتی و نظامی گذشته خود، تلاش کرده است نقش جدیدی در میان برخی گروه‌های مسلح تجزیه طلب تعریف کند. سازمانی که روزگاری با عنوان &#8220;ارتش آزادی‌بخش ملی&#8221; از یک ساختار نظامی گسترده سخن می‌گفت، امروز دیگر نه توان میدانی گذشته را دارد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68817">هشدار بابت پیوند تروریست های مجاهدین خلق با جریان‌های تجزیه‌طلب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان تروریستی مجاهدین خلق، پس از، از دست دادن توان عملیاتی و نظامی گذشته خود، تلاش کرده است نقش جدیدی در میان برخی گروه‌های مسلح تجزیه طلب تعریف کند. سازمانی که روزگاری با عنوان &#8220;ارتش آزادی‌بخش ملی&#8221; از یک ساختار نظامی گسترده سخن می‌گفت، امروز دیگر نه توان میدانی گذشته را دارد و نه ظرفیت بسیج نیروی انسانی در مقیاس دهه‌های قبل. با این حال، آنچه همچنان برای این تروریست ها باقی مانده، تجربه تشکیلاتی، تبلیغاتی و شبکه‌سازی سیاسی است؛ تجربه‌ای که اکنون در اختیار برخی جریان‌های مسلح و تجزیه‌طلب قرار می‌گیرد.</p>
<p>تروریست های مجاهدین خلق در سال‌های اخیر بیش از آنکه یک بازیگر عملیاتی باشد، به یک مرکز هماهنگی سیاسی، رسانه‌ای و تبلیغاتی تبدیل شده اند. به بیان دیگر، اگر در گذشته خود نقش مستقیم در اقدامات نظامی را ایفا می‌کرد، امروز تلاش می‌کند نقش «اتاق فکر» و هماهنگ‌کننده را برای مجموعه‌ای از گروه‌های پراکنده بر عهده بگیرد.</p>
<p>عمده گروهک های مسلح فعال در مناطق مرزی شرق و غرب ایران فاقد ساختار سیاسی منسجم، برنامه مدون و کادرهای آموزش‌دیده در حوزه سیاست هستند. از نگاه آنان، این گروه‌ها عمدتاً بر ظرفیت‌های محلی، قومی یا قبیله‌ای تکیه دارند و به همین دلیل در حوزه سازماندهی و تبلیغات با ضعف‌های جدی روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، تروریست های موسوم به مجاهدین خلق می‌توانند برای این جریان‌ها نقش یک مربی تشکیلاتی را ایفا کند؛ سازمانی که هرچند توان نظامی گذشته خود را از دست داده، اما هنوز از تجربه چند دهه فعالیت مخفی، عضوگیری، تبلیغات و شبکه‌سازی برخوردار است.</p>
<p>یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها مسئله جذب و به‌کارگیری جوانان است. تجربه تاریخی تروریست های بی اخلاق سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این تشکیلات طی دهه‌های گذشته موفق شده بود هزاران جوان را با شعارهای آرمان‌گرایانه و وعده های کاریابی و تحصیل در اروپا و آمریکا جذب کند. بخشی از این نیروها در نهایت سال‌های طولانی از عمر خود را در اردوگاه اشرف در عراق و سپس در اردوگاه‌های مستقر در آلبانی سپری کردند و در همین اردوگاه ها هم مُردند؛ افرادی که فرصت زندگی عادی، تحصیل، تشکیل خانواده و حضور مستقل در جامعه را از دست دادند.</p>
<p>از همین منظر، این زنگ خطر وجود دارد که الگوهای عضوگیری و تأثیرگذاری روانی که در گذشته توسط مجاهدین خلق به کار گرفته می‌شد، ممکن است امروز به اشکال جدیدی در میان این گروه‌های مسلح تکرار شود. نگرانی اصلی آن است که جوانان کم‌تجربه، به‌ویژه در مناطق محروم یا مرزی، هدف وعده‌ها و تبلیغاتی قرار گیرند که در نهایت آنان را وارد چرخه خشونت و اقدامات مسلحانه می‌کند.</p>
<p>در این میان، گزارش‌ها و روایت‌هایی نیز درباره شیوه‌های جذب نیرو در برخی گروه‌های تندرو در مناطق مرزی منتشر شده است. بر اساس این روایت‌ها، برخی خانواده‌ها مدعی شده‌اند فرزندانشان با وعده تحصیل علوم دینی یا فرصت‌های آموزشی در کشورهای همسایه جذب شبکه‌هایی شده‌اند که در نهایت آنان را به سمت فعالیت‌های مسلحانه سوق داده‌اند. در برخی از این روایت‌ها، والدین اظهار کرده‌اند که برای مدت طولانی از محل حضور فرزندان خود بی‌اطلاع بوده‌اند و تنها پس از انتشار تصاویر یا پیام‌های تبلیغاتی این گروهک ها در آستانه انجام عملیات های تروریستی متوجه شده‌اند که آنان در مسیر فعالیت‌های خشونت‌آمیز قرار گرفته‌اند.</p>
<p>واقعیت غیرقابل انکار این است که: گروهک های مسلح برای ادامه حیات خود نیازمند جذب نیروی انسانی جدید هستند و مهم‌ترین هدف آنان نیز معمولاً جوانان هستند. جوانانی که گاه به دلیل مشکلات اقتصادی، محرومیت‌های اجتماعی، هیجان‌طلبی یا فقدان آگاهی سیاسی، بیش از دیگران در معرض تأثیرپذیری از تبلیغات افراطی قرار می‌گیرند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق که امروز با انبوهی از افراد با سنین بالا در درون کمپ هایش مواجه است توان نظامی اش کاملاً افول کرده است، تلاش دارد از سرمایه تشکیلاتی و تجربیات انباشته چند دهه گذشته برای حفظ نقش و نفوذ سیاسی استفاده کند. امروز خطر اصلی نه در توان نظامی این سازمان، بلکه در انتقال تجربه‌های عضوگیری، تبلیغات ایدئولوژیک، شبکه‌سازی مخفی و مشروعیت‌بخشی به خشونت سیاسی است؛ تجربه‌هایی که اگر در اختیار نسل جدیدی از گروهک های مسلح قرار گیرد، می‌تواند به بازتولید چرخه افراط‌گرایی و خشونت در منطقه منجر شود.</p>
<p>از این منظر، مهم‌ترین راه مقابله با چنین روندی افزایش آگاهی عمومی، توسعه فرصت‌های آموزشی و اقتصادی، تقویت پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از سوءاستفاده از ناامیدی و ناآگاهی جوانان است؛ زیرا هر جا که خلأ آگاهی و امید شکل بگیرد، زمینه برای جذب نیرو توسط جریان‌های افراطی نیز فراهم خواهد شد.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68817">هشدار بابت پیوند تروریست های مجاهدین خلق با جریان‌های تجزیه‌طلب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68817/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 08:04:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68815</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تحولات سیاسی معاصر ایران، کمتر جریانی به اندازه سازمان مجاهدین خلق با بحران مشروعیت اجتماعی و تضاد میان شعار و عمل مواجه بوده است. گروهی که سال‌ها خود را مدافع آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده، اما بخش مهمی از افکار عمومی ایران، آن را با مفاهیمی چون خشونت، ترور، وابستگی خارجی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815">مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تحولات سیاسی معاصر ایران، کمتر جریانی به اندازه سازمان مجاهدین خلق با بحران مشروعیت اجتماعی و تضاد میان شعار و عمل مواجه بوده است. گروهی که سال‌ها خود را مدافع آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده، اما بخش مهمی از افکار عمومی ایران، آن را با مفاهیمی چون خشونت، ترور، وابستگی خارجی و خیانت به منافع ملی به یاد می‌آورد.</p>
<p>امروز و در شرایطی که منطقه شاهد فجایع انسانی گسترده در غزه، لبنان و حتی ایران است و کودکان و غیرنظامیان قربانی جنگ، ترور و ناامنی می‌شوند، انتظار طبیعی از هر جریان مدعی انسان‌دوستی، محکومیت صریح خشونت علیه مردم بی‌گناه است. اما رفتار سیاسی و رسانه‌ای مجاهدین خلق در بسیاری از این رخدادها نشان داده که معیار آنان نه انسانیت، بلکه منافع سیاسی و بهره‌برداری تبلیغاتی است. سکوت در برابر کشتار غیرنظامیان، عبور سرد و بی‌تفاوت از رنج مردم و تمرکز صرف بر پروژه‌های سیاسی، برای بسیاری از ایرانیان نشانه‌ای روشن از فاصله این گروه با واقعیت‌های انسانی و اجتماعی جامعه ایران است.</p>
<p>در طول ماه‌ها و سال‌های اخیر که افکار عمومی جهان شاهد تصاویر دردناک کشتار مردم فلسطین، ویرانی غزه و کشته شدن هزاران کودک و زن بی‌دفاع بوده است، رهبران مجاهدین خلق نه‌تنها موضعی شفاف و قاطع علیه این جنایت‌ها اتخاذ نکردند، بلکه عملاً ترجیح دادند در برابر این حجم از خشونت و خونریزی سکوت اختیار کنند.</p>
<p>همین سکوت در قبال حملات و کشتار غیرنظامیان در لبنان و همچنین فجایعی که جان کودکان و مردم بی‌گناه را در ایران گرفته، از جمله حادثه تلخ مدرسه میناب و کشته شدن 168 دانش آموز بیگناه بدست ارتش آمریکا، از نگاه بسیاری از مردم نشانه‌ای آشکار از استاندارد دوگانه و فقدان صداقت در ادعاهای حقوق بشری این سازمان است.</p>
<p>منتقدان مجاهدین خلق معتقدند جریانی که خود را مدافع آزادی و انسانیت معرفی می‌کند، نمی‌تواند نسبت به کشته شدن کودکان بی‌گناه با بمب‌ها و حملات نظامی سکوت کند و همزمان مدعی دفاع از حقوق بشر باشد. از نگاه آنان، این سکوت صرفاً یک بی‌تفاوتی سیاسی نیست، بلکه بخشی از همسویی راهبردی این گروه با پروژه‌ها و منافع قدرت‌هایی همچون آمریکا و رژیم صهیونیتسی است که سال‌ها منطقه را درگیر جنگ، آشوب و ناامنی کرده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از مردم ایران، مجاهدین خلق را نه یک جریان مستقل سیاسی، بلکه &#8220;ستون پنجم&#8221; دشمنانی می‌دانند که امنیت و ثبات ایران و منطقه را هدف گرفته‌اند.</p>
<p>بخش مهمی از نگاه منفی جامعه ایران به مجاهدین خلق، ریشه در حافظه تاریخی مردم دارد. همکاری این سازمان با حکومت صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق، مسئله‌ای نیست که بتوان آن را از حافظه ملی پاک کرد. در سال‌هایی که مردم ایران زیر بمباران و حملات نظامی قرار داشتند، حضور این گروه در کنار ارتش عراق و مشارکت در عملیات‌های نظامی علیه ایران، از نگاه بسیاری مصداق آشکار عبور از مرزهای وطن‌دوستی و قرار گرفتن در کنار دشمن خارجی بود. همین سابقه باعث شد که سازمان مجاهدین خلق، حتی در میان بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی نیز نتواند جایگاه اجتماعی قابل توجهی به دست آورد.</p>
<p>از سوی دیگر، پرونده ترورها و اقدامات خشونت‌آمیز این سازمان نیز همچنان یکی از اصلی‌ترین دلایل نفرت عمومی نسبت به آن به شمار می‌رود. کشته شدن شهروندان، مسئولان و افراد غیرنظامی در عملیات‌های مسلحانه دهه‌های گذشته، زخمی است که هنوز در حافظه جمعی جامعه ایران باقی مانده است. به همین دلیل، هنگامی که رهبران این سازمان از حقوق بشر سخن می‌گویند، بخش بزرگی از جامعه این سخنان را نه صادقانه، بلکه نوعی بهره‌برداری سیاسی تلقی می‌کند.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌هایی که منتقدان برای تطهیر چهره این سازمان به آن اشاره می‌کنند، تلاش مستمر برای معرفی عناصر مرتبط با اقدامات خرابکارانه، جاسوسی یا عملیات‌های خشونت‌آمیز تحت عنوان &#8220;زندانی سیاسی&#8221; است. در بسیاری از موارد، مجاهدین خلق می‌کوشند افرادی را که به اتهام همکاری اطلاعاتی، ارتباط با سرویس‌های بیگانه یا مشارکت در اقدامات تروریستی بازداشت شده‌اند، در قالب فعال سیاسی یا قربانی نقض حقوق بشر معرفی کنند!</p>
<p>از نگاه منتقدان، این رویکرد نه دفاع واقعی از حقوق بشر، بلکه تلاشی برای لاپوشانی چهره خشن تروریسم و ایجاد جنگ روانی و تبلیغاتی علیه افکار عمومی است؛ روشی که مرز میان کنش سیاسی و اقدامات امنیتی و خشونت‌آمیز را عمداً مخدوش می‌کند.</p>
<p>تناقض دیگر در رفتار مجاهدین خلق، نوع رابطه و همسویی آنان با قدرت‌های خارجی است. گروهی که روزگاری شعار مبارزه با امپریالیسم سر می‌داد، امروز آشکارا به حمایت سیاسی و رسانه‌ای دولت‌ها و جریان‌هایی تکیه دارد که مردم ایران آنان را عامل فشار، تحریم و تهدید علیه کشور می‌دانند. این وابستگی سیاسی و رسانه‌ای، بیش از پیش تصویر یک جریان مستقل مردمی را از میان برده و ذهنیت &#8220;ابزار بودن برای پروژه‌های خارجی&#8221; را در افکار عمومی تقویت کرده است.</p>
<p>در این میان، تلاش مستمر مجاهدین برای بازسازی چهره خود از طریق رسانه‌ها، لابی‌های خارجی و تبلیغات سیاسی نیز نتوانسته واقعیت کارنامه گذشته آنان را پاک کند. جامعه ایران، به‌ویژه نسل‌هایی که تجربه مستقیم دهه‌های پرتنش گذشته را داشته‌اند، همچنان این سازمان را با عنوان &#8220;منافقین&#8221; به یاد می‌آورند؛ لقبی که ریشه در تصور عمومی از دوگانگی میان شعارها و عملکرد واقعی این گروه دارد.</p>
<p>بنابراین مسئله اصلی این است که مشروعیت سیاسی، صرفاً با ادعا و تبلیغات به دست نمی‌آید. هر جریان سیاسی برای آنکه بتواند خود را مدافع آزادی و حقوق بشر معرفی کند، پیش از هر چیز باید نسبت خود را با خشونت، تروریسم، وابستگی خارجی و جان انسان‌ها روشن کند. نمی‌توان از انسانیت سخن گفت اما نسبت به خون کودکان بی‌گناه بی‌تفاوت بود؛ نمی‌توان ادعای آزادی‌خواهی داشت اما سابقه همکاری نظامی با دشمن یک ملت را نادیده گرفت؛ و نمی‌توان مدعی دفاع از مردم بود اما در حساس‌ترین مقاطع تاریخی در کنار فشارها و پروژه‌های خارجی علیه همان مردم ایستاد.</p>
<p>امروز بخش بزرگی از جامعه ایران، مجاهدین خلق را نه یک آلترناتیو سیاسی، بلکه جریانی منزوی و فاقد پایگاه مردمی می‌داند که کارنامه گذشته‌اش همچنان سنگین‌تر از آن است که با تبلیغات رسانه‌ای پاک شود. به همین دلیل نیز هر بار که این سازمان تلاش می‌کند خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند، افکار عمومی بیش از هر چیز گذشته خشونت‌بار، همکاری‌های بحث‌برانگیز آنان با مراکز قدرت ضد ایرانی ، سکوت‌های معنادار و همسویی‌های سیاسی آن را به یاد می‌آورد.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815">مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
