میراث خشونت

از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ی مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در […]

از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ی مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در آن حذف فیزیکی رقیب و ایجاد رعب، جایگزین رقابت مشروع سیاسی می‌شود.

این میراث صرفاً به گذشته تعلق ندارد، بلکه در ارزیابی ادعاهای امروز نیز نقش تعیین‌کننده دارد. سازمانی که خود را مدعی دموکراسی معرفی می‌کند، ناگزیر باید نسبت خود را با گذشته‌ی خشونت‌بارش روشن سازد. این امر مستلزم پذیرش مسئولیت، نقد صریح خطاهای راهبردی، و فاصله‌گیری آشکار از هر نوع منطق تروریستی است. در غیاب چنین بازنگری‌ای، ادعای دموکراسی به سطحی از شعار سیاسی تقلیل می‌یابد.

افزون بر این، ساختار درونی سازمان نیز خود یکی از دلایل تداوم این ابهام است. گزارش‌های متعدد از مناسبات بسته‌ تشکیلاتی، کنترل شدید بر زندگی اعضا، و محوریت «رهبر عقیدتی» نشان می‌دهد که سازمان نه‌تنها در عرصه‌ی بیرونی، بلکه درون خود نیز بر پایه‌ی مناسبات سلسله‌مراتبی و اقتدارگرایانه عمل کرده است. در نتیجه، مسئله صرفاً خشونت بیرونی نیست، بلکه نحوه‌ی تولید و بازتولید اطاعت در درون تشکیلات نیز اهمیت دارد.

تحولات سیاسی سال‌های بعد نشان داد که سازمان مجاهدین خلق، علی‌رغم همه‌ی کوشش‌ها برای بازسازی چهره‌ی خود، همچنان در حاشیه‌ی سیاست رسمی باقی ماند. انتقال نیروها از عراق به آلبانی، کاهش نقش میدانی، و بهره‌گیری ابزاری برخی بازیگران خارجی از سازمان، همگی مؤید آن است که مجاهدین خلق نتوانست جایگاه پایدار و مستقلی بوجود آورد.

در سطحی عمیق‌تر، این ناکامی را باید نتیجه‌ی فقدان بازاندیشی واقعی دانست. سازمانی که بدون پذیرش مسئولیت تاریخی، بدون نقد خشونت، و بدون اصلاح ساختار درونی، نمی‌تواند اعتماد سیاسی و اجتماعی تولید کند.

آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)