تکلیف طلاقهای اجباری در فرقه رجوی، تحت حمایت صدام، چه می شود؟
یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که رهبری مجاهدین خلق به کمک صدام حسین برای نیروهای خود و بخشی از خانواده های ایرانی خلق کرد، همان طلاق جمعی اعضاء در حوالی سال 1990 بود. این طلاق که در ابتدا قرار بود آزمایشی و ایدئولوژیک باشد، بعد از چند سال وارد فاز جدید و سرانجام به حرمسرای خصوصی امامشاه مجاهدین بدل شد. یعنی زنان به خاطر گرفتن رده عضویت، همسران خود را ترک کردند. در همان زمان که صدام حسین زنده بود و برهمه اعمال و رفتار مجاهدین خلق اشراف کامل داشت و تا هم اکنون که آقای المالکی در عراق حکومت می کند، قانون خانواده در عراق تغییر نکرده است
پیام بهزاد علیشاهی به دوستان اسیرش در قرارگاه مجاهدین
منتظر کدام حادثه مانده اید؟ بزرگترین طوفانهای سیاسی ایران و عراق و منطقه را در نورید ولی شما همانجا که بودید ماندید ؛ این زمینگیر شدن نیست؟. پس تأمل و تعلل برای چه؟ سازمان و مسئولانش شما را میترسانند که اگر بروید مزدور میشوید و معتاد میشوید و هزار برچسب ناروای دیگر ؛ آنها سعی میکنند که شجاعت مستقل بودن و مستقل فکر کردن رااز شما بگیرند و وانمود کنند که بدون سازمان نمیتوانید زنده بمانید.
سیمای فرقه رجوی و شگردها
این روزها سازمان با تدوین سلسله برنامه های تلویزیونی سعی در حضور نوک قله عناصر سرخورده و گاها آماده برای فرار اعضا و سایر نفرات سرکوبگر ولی وارفته خود نموده است. این روشهای بیرونی کردن بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور از سوی رجوی خائن طرح و شروع گردیده است.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت اول
چند روز پس از بازگشت خانواده های آذربایجانغربی از اشرف که سران مجاهدین آنان را از دیدار و ملاقات با عزیزانشان محروم کردند و کمترین اهمیتی به درخواست آنان ندادند، در دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی نشستی برای بررسی پیامدها، تجربه های بدست آمده و نتایج این سفر ترتیب داده شد.اعضای خانواده ها در گفتگوی صمیمانه و روشنگرانه به جمعبندی نقطه نظرات خویش پرداختند.
دنیای محدود رهبر عقیدتی مجاهدین
رهبر عقیدتی مجاهدین علیرغم نقش کاریزمایی که برای خود متصور است در دنیای خیالی خویش از ضعف های روانی و ذهنی مفرطی رنج می برد. او دچار پارادوکس شده است موقعیت پارادوکسیکال ذهنی و رفتاری رهبر مجاهدین را بشدت آزار می دهد. این امر مشهود را می توان در گفتار و نحوه ی رفتار وی در حین سخنرانی ش که این روزها در سیمای آزادی پخش می گردد، به روشنی دریافت.
نامه حسن پیرانسر به هیلاری کلینتون، وزیر خارجه امریکا
خانم کلینتون برای من بسیار اسفناک و دردناک است که میبینم کشور شما در خاک خود به تروریستهایی که میتوانم به جرات بگویم که نه تنها کمتر از القاعده نیستند بلکه بسیار پیچیده تر از انها میباشند جا و مکان داده و حتی انها از مزایای شهروندی کشور شما استفاده و سواستفاده میکنند و برایم بسیار تعجب آور است که تعدادی از پارلمانترهای شما حتی از این سازمان تروریستی حمایت میکنند!!
هشدار: رجوی دیکتاتور دستور خونریزی و کشتار را صادر نمود
پایداری حماسی خانواده ها در برابر این دیو گردن کش، آنقدر سترگ بود که مسعود رجوی سرانجام مجبور گردید فرمان رویارویی را به کلیه افراد فرقه صادر کرده و به این ترتیب زمینه را برای هر جنایتی آماده کند. وی با گردن کشی رسما اعلام نمود که دولت و قوه قضائیه عراق را به رسمیت نمی شناسد.
نامه سرگشاده علیرضا نقاش زاده به وزیر امور خارجه آمریکا
این جانب که از دوران کودکی در این فرقه زندگی کرده بودم، پس از شناخت ماهیت تروریستی و ضد انسانی این فرقه تصمیم به جدایی از مناسبات گرفتم. ولی بنا به قوانین رهبر فرقه که دستورات وی به مثابه دستورات خداست جدایی از این فرقه حکم اعدام داشت و یا این که سالیان متمادی فرد مربوطه که خواهان جدایی بود میبایست در زندان فرقه میماند. شیوه دیگرهم تحویل دادن ناراضیان به زندان مخوف ابوغریب بود. زندانی که اسم آن و خاطره آن وجدان هرانسانی را آزرده میکند.
خاطرات الهه قوام پور از اعضاء جدا شده مجاهدین – قسمت دوم
در نشستهایی که داشتیم بچه های معصوم هر کدام مانند ادم بزرگ مورد بحث قرار میگرفتند و بسیار درد ناک است که بخواهم انها را ریز کنم و بنویسم ولی بر خورد ما در مقابل این بچه های معصوم بسیار دگم و ارتشی بود هر روز ساعت ۱۱ بچه ها غذایشان را میخوردند و ساعت ۱۲ به خواب ناز میرفتند و در بعضی از مواقع بعضی از بچه ها نمیخوابیدند و مربیان سعی میکردند انها را بخوابانند چهل و پنج دقیقه گاهی زمان میبرد که انها بخوابند برای بچه ایکه چهل و پنج دقیقه بیدار بود و حالا که خوابش برده بود بعد از یک ربع او را بیدار میکردند
خانواده ها و خشونت سازمان یافته ی دار و دسته ی رجوی
همواره و از آغاز تاریخ بشر فرقه هایی چون مجاهدین و القاعده سودای مناسبات و جامعه ی تک ساختی را در ذهن پرورانده اند و جهانی را در اندیشه ی بسته ی خود به تصویر کشیده اند که به بهانه ی تامین حوائج و تدارک بهزیستی انسان، بی رحمانه آدمی را تحت سیطره ی همه جانبه قرار داده و طرح خواسته ی افراد و حق انتخاب آزادانه ی آنها معروض فشارهای بازدارنده ی فرقه ای بوده، زیرا فرقه هایی چون مجاهدین هرگز ضرورت احترام به مطالبات و حقوق انسانها را باور نداشته اند.
نامه سرگشاده علیرضا میر عسگری به آقای اد ملکرت
بعدها که پا به دنیای آزاد گذاشتم و رابطه ام با خانواده وصل شد؛ متوجه شدم که خانواده ام بارها درخواست دیدار و تماس با من را داشتند که مسئولین سازمان مجاهدین مانع از این تماس شده و نه تنها نامه های نوشته شده توسط خانواده ام رابه من نداده بلکه از جانب من نامه هایی جعلی به خانواده ام نوشته که مبنی بر اعلام رضایت من از حضور در پادگان اشرف و عدم رضایت من برای دیدار یا تماس با خانواده ام بوده است.
مریم رجوی و خیالات او با صفی از پاریس تا تهران با مردان غربی
اکنون مریم رجوی سعی کرده در کنار شهرداران و سناتورها و پارلمانترهای اروپایی و آمریکایی صفی را تا تهران ادامه دهد و سعی می کند که در کنار آنان عکس یادگاری بگیرد تا این گونه نشان دهد که زنان شورای رهبری مدتی برای مسعود رقص رهایی می کردند اکنون وی برای این مردان رقص رهایی کند تا شاید به کمک این از ما بهترون صفی حقیقی تا تهران را تشکیل دهد.