چرا مسعود رجوی بشدت از هم بندی هایش نفرت داشت؟
مثلا اگر در مناسبات وبیرون مناسبات همه از شخصی مثل فرمانده فتح الله(مهدی افتخاری) به عنوان فرمانده عملیات فرار رجوی وبنی صدر تعریف می کنند رجوی در این تصمیم گیری خود را در حاشیه می بیند ومجبور است به صورت ذاتی وآنچه او فکر می کند بایستی آن شخص را منزوی ودر ته خط بکشد.
از کمپ سالمندان رجوی در آلبانی چه خبرها؟
در نشست ها و بحث های درون تشکیلاتی و چشم انداز سازی های فرقه ای به اسیران رجوی نوید داده شده که زمینی به اندازه طول و عرض اشرف نه یک متر کمتر و نه یک متر بیشتر از دولت آلبانی خریداری شده که اشرفی در آلبانی بنا نهاده شود
اعتماد خانواده ها را خدشه دار کردید!
بجای این همه حرف خود عمل می کردید اینها همش بهانه بود تا آقای رجوی خوش باشد و همان جلسات رقص رهائی را راه بیندازد. و هدیه بدهد و با دادن القاب الکی به زنان آنان را به خودش نزدیک می کرد بگذریم که مریم رجوی به او در این زمینه کمک می کرد آنها می گفتند حالا رهائی هم وجود دارد بگذار همه زنان از آن بهره مند شوند.
نیازی به پیامهای مسخره مریم قجر داعشی نمی باشد
برای اثبات دروغ بودن حرف مریم قجر داعشی به خانواده خودم سرک می کشم تا ببینم آیا گفتاری که در مناسبات اشرف گفته می شد درست بوده یا خیر. اولاً اینکه کسی از خانواده چه نزدیک و چه دور کسی دستگیر نشده است. کسی از خانواده ما معتاد نبود و… بعد از آمدن به ایران و دیدن واقعیت های موجود برایم کاملاً روشن شد که تمام این سالیان رجوی جز دروغ چیز دیگری به ما نگفت.
بمناسبت سال نو مسیحی
اینگونه وانمود میکند که مجاهدین همه ادیان را برسمیت میشناسند و ما در بین نیروهای سازمان افراد مسیحی داریم و هیچ فرقی هم بین مسلمان و مسیحی و لائیک و… وجود ندارد! بایستی به صراحت بگویم که این هم یکی از دروغ های شاخ دار مجاهدین است!
نامه ای به دوستان مستقر در آلبانى
سلام به دوستانم در کشور آلبانى که هنوز در قید تشکیلاتى رجوى گرفتار هستند. خواهران و برادرانى که سالیان با هم در یک سنگر بوده و بر علیه دشمنى مشترکى در حال مبارزه بودیم، غافل از اینکه دشمن اصلى مان و مردم ایران همین رهبرى سازمان و شوراى فرماندهى آن بوده و خواهد بود…
سی مهر، نقابی بر چهره زن ستیزانه مجاهدین
آنچه که بسیار مضحک می نماید ادعاهای فرقه رجوی در باره آزادیهای زنان در تشکیلات جهنمی شان و داعیه داری پرچمدار بودن در مبارزات برابری خواهانه جنسیتی و تلاش برای آزادی زنان از قید و بند های ارتجاعی است!
نگاهی به کارنامه مریم قجر
مریم قجر عضدانلو در 30 مهر سال 1370 از طرف مسعود رجوی این مردک زنباره به عنوان به اصطلاح رئیس جمهور شورای ملی مقاومت انتخاب گردید.همان سال در جلسه ای که با حضور اعضا برگزار شده بود تعدادی از جمله هدایت متین دفتری مخالف اینکار بودند ولی نمی دانست رجوی حرفش یک پا دارد
اتفاقا شما رجوی ها، بدترین اهانت ممکن را بر زنان روا داشتید!
بلی این زنان آزاد بودند که هروقت رجوی اراده نمود وتمایل پیدا کرد، درخدمت کارهای غیر اخلاقی او قرار گیرند و تواما همراه مردان به بردگی جسمی مشغول شوند! آیا با این وضع، زنان تشکیلات رجوی، ستم مضاعفی را تجربه نکردند؟!
چرا خواب های امپراطوری و کاخ نشینی رجوی محقق نشد؟
رجوی گور به گور شده که هرچه توان داشت در ضربه زدن به ایران و ایرانی به کار برد و هر کجا دشمن ایران را می یافت نوکر و سر سپرده می شد و هنوز هم درس عبرت نگرفته و هر روز قلاده اش دست کسی و درب منزل کسی پارس می کند، چطور انتظار داشت که به امپراطوری برسد.
بیوه ی درمانده ی مسعود رجوی
با بررسی سوابق و شواهد از درون فرقه رجوی در می یابیم که مریم رجوی قربانی اصلی مسعود رجوی ست. او اولین کسی است که تحت آموزه های فرقه ای مسعود رجوی شستشوی مغزی داده می شود و تبدیل به عروسک خیمه شب بازی او می شود. او به طرز وحشتناکی تحت سیطره ی کنترل ذهن مسعود رجوی در می آید
سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین
در پهنه تشکیلات نیز موضوع ریاست جمهوری مریم قجر بعنوان یکی از بندهای انقلاب ایدئولوژیک مطرح گردید که تک تک اعضای مجاهدین مجبور بودند بمانند بندهای قبلی از آن عبور کنند تا به گفته رهبران مجاهدین بتوانند در دوران جدید بار و مسئولیت بیشتری را به دوش بکشند. ضمن اینکه این انتخاب کارکردهای دیگری هم داشت.