زوزه های جانسوز شخص رجوی!
قبلا رجوی با برپائی نشستهای صوتی سعی میکرد با شیادی تمام اعضاء اسیر را با وعده های مختلف برای ماندن در اشرف تشویق بکند و با دادن خبرهای دروغ به اعضا طوری وانمود میکرده که گویا محور عالم اردوگاه بد نام اشرف و رجوی به همراه این اسیران هم در مرکز ثقل این محور قرار دارد وهر اتفاقی در ایران و عراق و اروپا و امریکا رخ میدهد با اراده این مرد کوتله بوده و تمامی معادلات عالم از رجوی و اردوگاه بد نام اشرف می گذرد!
زمان برای محاکمه رجوی فرا رسیده است
باید حساب لایه رهبری سازمان مجاهدین را از اعضاء معترض و مخالف در فرقه رجوی را که اکثرا خواستار جدایی از این فرقه هستند جدا کرده و بستری را برای انتخاب آزدانه این افراد برای زندگی در یک جامعه آزاد فراهم کرد کما آنکه لایه رهبری کننده سازمان مجاهدین و در راس آن مسعود و مریم رجوی که نقشی در ترور و خشونت و نقض حقوق بشر داشته اند باید به دست عدالت سپرده شوند.
دادگاه های بین المللی در انتظار محاکمه شما به عنوان جنایتکار جنگی هست
شما که با شیادی و رندی خاص خودتان رهبری این سازمان را بدست گرفتید و ازهمان ابتدا با دجالیت غیر قابل وصف جوانان پر شور این میهن را فریب دادید و سپس آنان را به خاک دشمن ایران و ایرانی یعنی عراق برده و با انواع ستمهای روحی و جسمی آنان را به خدمت دیکتاتور ترین مرد عرب روانه کردید. جوانی آنان را طعمه رؤیاهای و آرزوهای ضد میهنی خود کردید و جانثار خاک پای صدام حسین شدید.
نامه قربانعلی حسین نژاد به مارتین کوبلر
رهبران فرقه به شدت در درون سازمان در اشرف و لیبرتی چنانکه من خودم شاهد بودم با هر گونه فکر کردن به کشور ثالث مبارزه می کردند و افراد را مجبور می کردند که روزانه اگر در ذهنشان آرزوی رفتن به کشور ثالث داشته باشند آنرا نوشته و جلوی دیگران بخوانند تا مورد توهین و تحقیر و ناسزا با این اتهام که راحت طلب و خواستار زندگی عادی و طرفدار بورژوازی است قرار بگیرند.
رجوی همه چیز را منتسب به خود می دانست و این نشانه قدرت طلبی کامل اوست
آقای ابوئی که دل پری از رهبران مجاهدین دارد و تاکنون نیز دچار خسران جبران ناپذیری از طرف رجوی ملعون گشته است اظهار داشتند: در همان ابتدای کار به بچه هایم گفتم که فعالیت سازمان به این صورت (مبارزه مسلحانه) درست نیست و درگیر کردن خود با نظامی که مردمش از همه چیز خود می گذرند، انتقال قدرتی را باعث نمی شود. او هم چنین اظهار کرد برای نجات فرزندانم به ملاقات آنان در عراق می روم تا آنها را از جهنم رجوی در عراق آزاد کنم.
مسعود رجوی به محاکمه نزدیک میشود
رهبری مجاهدین به خوبی دریافت مظلوم نمایی و تهدید کردن حاکمان ملت عراق نه فقط بی فایده است بلکه هیچ کسی برای مجاهدین اهمیتی که رهبری مجاهدین در توهم آن بود قائل نیستند از این رو رهبری مجاهدین مجبور شد خروج مجاهدین را نه یک جا بلکه مرحله ای بپذیرد هر بار بعد از خروج گروه 400 نفره و انتقال آنها به کمپ موقتی که عراقی ها برای خارج کردن مجاهدین از کمپ اشرف طراحی کردند، رجوی هر بار بر خارج نشدن مابقی اعضاء تاکید کرده بود ولی هر بار بعد از فشار با خروج گروه 400 نفره دیگر موافقت کرده است.
سماجت ها، لجاجت ها و رجوی ها
پذیرش ورود جامعه جهانی به مسایل مجاهدین و حضور 25 ساله اش در خاک عراق شکست بزرگ استراتژیکی بود که نشان دهنده این است که هر سرکشی و قلدری مجاهدین سریعا سر از بالاترین مجامع حقوقی جهانی درآورده و این برای مجاهدین خیلی بیش از گذشته سنگین تمام میشود طوری که انسان را به یاد شعار قدیمی می اندازد که « مجاهدین زیر بار زور نمی روند مگر اینکه سمبه خیلی پر زور باشد » این داستان حکایت امروز و فردای مجاهدین و رهبر ورشکسته و در هم شکسته آنان است که هر روز مجبور به اتخاذ موضعی است که با مواضع دیروز اش در تضاد و مقابله است.
عصرانه و افطار در اورسوراواز
مریم رجوی در یک نشست داخلی در اورسوراواز که در سطح خاصی هم برگزار شده ضمن آماده سازی ذهن اعضا برای ایجاد خشونت و تبلیغ کشته شدن و جنگیدن برای حفظ اشرف به هر قیمت , گفته است که مجاهدین خلق از بدو تاسیس با خون بهترین کادرهایشان توانسته اند از موانع مهم و سرفصلی بگذرند , او به خون حنیف و اشرف و موسی و فرماندهان دیگر در مقاطع مختلف اشاره کرده و گفته که اگر قرار باشد ما را به صلیب بکشند من اولین نفر در این صف خواهم بود
افشاگری جدید عضو جدا شده شورای فرماندهی گروه مجاهدین
مریم سنجابی در افشاگریهای جدید خود گفت: سازمان مجاهدین طی یک نامه تنظیم شده به تاریخ 4 مرداد 1391 با استناد کردن به یک سری قوانین” گروه کار- بازداشتهای خودسرانه” خواسته است تا با به پا کردن گرد و خاک و هیاهو تبلیغاتی باز هم از پاسخ دادن به خیانتهایی که در طی این سالها نسبت به اعضایش روا داشته طفره رفته و در نهان همچنان به دسیسه و فریب و خرابکاری و بند کشیدن آنها ادامه دهد.
اعلام هراس رجوی از چشم انداز نابودی تشکیلاتی
این تنها برداشتی است که می توان از امتناع مجاهدین برای فرستادن باقی مانده اشرف به کمپ لیبرتی داشت و به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که دولت عراق طرح و برنامه ای برای برخورد خشن با این گروه دارد و اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد، طبیعی است که بهانه گیری های مجاهدین و به بن بست کشیدن پروسه جابجایی به بهانه نبود امکانات رفاهی در لیبرتی به مراتب از اظهارات معاون وزارت خارجه آمریکا تحریک کننده تر است..
داستان ما با رجوی!!!!
عجب داستانی با رجوی داشتیم. در نشست های مختلف چماق را بر سر ما می کوبید که سلاح ناموس من است. سلاح را دو دستی تحویل آمریکا داد. بی ناموس شد.یک زمانی قُمپز در می کرد و روی سن ژست می داد پادگان اشرف پایتخت مجاهدین است، پایتخت که نباشد مجاهد معنی و مفهوم ندارد. اشرف را هم دارد از دست می دهد.
شکستهای پی در پی فرقه مجاهدین در قلعه اشرف و قلعه اورسورواز
.. دلقک قلعه اورسورواز در یک ژست تنفر انگیزدیگری قایقی از عکسهای کشته شده های نگون بخت اشرف پر از گل کرده و با ادا و اطوار حیله گرانه خاص خودش آن را به آب رودخانه می دهد! به کشته دادن و گرفتن زندگی افراد بی گناه فقط به خاطر ژست گرفتن و خودنمایی یک زن عقده ای جلوی یک مشت آمریکایی و فرانسوی باز نشسته که بگوید هستند کسانی که برای من می میرند و برای پول گرفتن بیشتر از عربستان و اسرائیل که گویا کسانی هستند که از جانشان برای اینها بگذرند! ولی همین زن عقده ای از شدت تنفر ملت ایران نسبت به خودش و شوهر فراریش به خوبی آگاه است و برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت همواره به دنبال خونریزی است و هر چند وقت یکبار تعدادی از گروگانها را قربانی می کند تا…