درب خانه عنکبوت بسته میشود
در روزهای آینده درب قرارگاه اشرف بسته خواهد شد.موقعیتی که سالیان سال به مکانی امن برای رجوی تبدیل شده بود.شاید گفتن این جمله ساده باشد که درب قرارگاه اشرف بسته میشود اما برای کسانی که بیش از دو دهه منتظر فرا رسیدن چنین روزی بودند شنیدن این جمله معنای بسیار و البته بسیار بسیار لذت بخش خواهد بود! چه جوانانی که آرزوی رسیدن چنین روزی را داشتند اما رجوی جنایتکار آنها را به زیر خاک سرد فرستاد!
آب در هاون کوبیدن فرقه رجوی – قسمت پنجم
روزگاری مسعود رجوی برای ادامه نشست های خود و نشان دادن قدرت خود در نشست های درونی به نیروهای در زنجیر دستور انجام عملیات در مرزها را می داد. این عملیات ها اگرچه برای رهبران فرقه بار منفی داشت اما بدلیل نیاز داخلی و سرکوب نیروها، تشکیلات پیه آن را به تن می مالید تا بتواند آنچه می خواست در نشست های درون تشکیلاتی بدست آورد
به بهانه سالگرد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک سازمان – قسمت دوم
رجوی با تاسیس سازمانی در سال 54 که به دنبال شکاف در رهبری سازمان و اقدام تقی شهرام برای ایجاد یک سازمان مارکسیستی صورت گرفت در واقع ابتدای شکل گیری رهبری خود محور در سازمان بود که بعد ها با گذشت زمان دیدیم چگونه این رهبری با تصمیم گیری فردی و شخصی خود در ضدیت با مردم قرار گرفت ما به وقایعی در سازمان اشاره کردیم که نشان دهنده این طرز رهبری بود و اینکه رجوی خود را بیشتر برجسته کرده و از اراده و قدرت فرماندهان و اعضاء خود رفته رفته بکاهد تا به موجوداتی مطیع تبدیل شوند.
مریم قجر، ضحاک مار بدوش است
او می گفت وقتی برادرم را مجددا به عراق بردند برایم زنگ زد، ولی نگذاشتند او زیاد صحبت کند و انگار تلفن را به زور از دستش می گیرند و آنرا قطع کردند و انگار وی را با ترفند به عراق بردند که هنوز در این آتشکده و جهنم گیر افتاده است. خانم سهرابی می گفت مریم ضحاک مار بدوش است که بچه های ما را بلعیده است.او همچون تمامی خانواده هایی که فرزندان شان در اشرف اسیر هستند می پرسید: رجوی ملعون خودش کجاست؟
سنگ روی یخ شدگی رهبری مجاهدین
مسعود رجوی در مورخه 19/3/1391 مجدد به میدان آمده و گفت در کارزار موفق قضایی مجاهدین از نبرد هزار برابر سربلند بیرون آمده اند. او ضمن ترسیم سه تابلو نهایتا اظهار داشت وزارت امریکا طبق برآوردها به تبعیت از رای دادگاه، مجاهدین را از لیست بیرون خواهد آورد!!؟. این درحالی بود که در تاریخ 29/3/1391 خانم ویکتوریا نولاند طی اعلام بیانیه وزارت امورخارجه امریکا سران جنایتکار سازمان تروریستی مجاهدین را در بهت و شگفتی فرو برد.
دموکراسی و آزادی به روایت مریم قجر
او در مورد آزادی زنان و لزوم رعایت حقوق آنها روده درازیها کرده و خواهد کرد، در حالیکه درزندان اشرف واقعیت سرسخت دیگری رقم میخورد. و اعضای قربانی آن از ابتدایی ترین حقوق انسانی و اساسی خود محرومند. به جرأت باید گفت که در زندان اشرف محرومترین اعضا،همانا زنان هستند و تشکیلات حاکم بر زنان بسا ضدانسانی تر وشدیدتر کنترل و اعمال می شود. که همه اینها ناشی از ترس سران فرقه از فرار اعضا می باشد واین دقیقا عکس شعارهایی بود که در مورد آزادی سرداده اند، وگوشها را کر کرده اند.
در قرارگاه اشرف قحطی عاطفه و احساسات است
درباره خانواده نباید فکر کرد چرا که راه میبرد به زندگی و تمایلات دنیوی، حالا که به ذهنها راه مییابد چه باید بکنیم، باید آن را بنویسیم و در نشستهای غسل هفتگی بخوانیم تا بفهمی که این کار زشتی است. این که به عواطف فکر کنی باعث میشود احساس و عاطفه تو به شهدای راه آزادی کم میشود، عاطفه و عشقت نسبت به رهبری کم میشود چرا که به مادرت فکر کردهای، بنابراین مادر حکم مزدور را دارد، مادر مزدور جمهوری اسلامی است که ذهن تو را از چارچوب مورد دلخواه اشرف و رهبری آن جدا میکند و به وادی دیگری میبرد.
به بهانه سالگرد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک سازمان – قسمت اول
در انقلاب ایدئولوژیک خود ساخته مسعود رجوی در سال 63 که پس از نا کامی ها و بعد از 30 خرداد 60 در امر رسیدن به حکومت برای وی پدید آمد. سازمانی که در انحراف کامل از خطوط اولیه خود – که آنهم از ابتدا کج بود – به یک سر فصل در انحراف خود رسید و آن جدا شدن کامل از مسیر مبارزه و مخالفت بود و بدین طریق به محوطه ای و حوزه ای وارد شد که اشتباهات رهبری توجیه پذیرشوند. در این حال موجودیت زیر زمینی و فرقه ایی سازمان به اوج خود رسید که هیچ ربطی به مبارزه سیاسی و حتی مسلحانه نداشت. در این صورت رهبری میتوانست تمامی کارهای خودش را با سس ایدئولوژیک و صد البته کاملاً وارونه بخورد اعضاء بدهد.
چه کسی امروز شتر حضرت صالح را پی می کند؟
شتر حضرت صالح نیز در تمثیل و به روز شده اش، همان عقل و درایت در سایه اخلاق و اسلام محمدی می تواند باشد. هر چند به ظاهر شعار خوبی می دادی، حال بگو ببینم در مقام عمل، قرار داد کاپیتالاسیون را که سالها پیش، آن زمان که تو بچه بودی و دهانت بوی شیر میداد، چه کسی به منبر رفت ومذمت نمود؟ و حالا چه کسی با پاچه خواری راهگشای احیای آن است؟ چه کسی اخلاق اسلامی را زیر پا نهاد و دختران و زنان عضو فرقه را با انقلاب من در آوردی خود از دست شوهرانشان گرفت وبه عقد خود در آورد؟ و یا در مجالس میهمانی آمریکائیها, با پوشاندن دامن بالای زانو، وادار به پذیرایی از آنها نمود؟
از کاخ دجله تا دادگستری پاریس
آنانی که از کاخ دجله سر بر آورده اند، جملگی این شانس و اقبال را نداشته اند که تنها پایشان به دادگستری پاریس برسد. بلکه کسان دیگری در میانه راه بدون حداقل امکانات و فرصت دفاع از خود و خانواده، آنچنان به فلاکت و زبونی رسیدند که مورد عبرت خاص و عام شده اند. با این حال، مریم عضدانلو، شانس آورده است که به سرنوشت دیگر دجله نشینان گرفتار نشده و هم اکنون در پاریس زندگی می کند. ولی باز هم فرصت اصلاح و تغییر وجود دارد، اگرچه بسیار سخت است. زندگی در فرانسه، به این معنا نیست که آدم تنها زبان فرانسه را یاد بگیرد و از همه امکانات و موهبت های قرن بیست و یکم کشور فرانسه استفاده کند و به باورهای قرون وسطی و بر پا کردن دیکتاتوری در ایران، ایمان داشته باشد.
رجوی هیچگاه اهل پرداخت بهاء از جیب خودش نبود
بیاد دارم زمانی رجوی با چه فیس و فوسی در سالن اجتماعات قرارگاه اشرف فریاد میزد که یا ما آخرین نفر رژیم را میکشیم یا آنها آخرین نفر ما را خواهند کشت! در آن روزگاران او سرمست از قدرت پوشالی که بواسطه حمایتهای بی دریغ دیکتاتور سابق عراق از او میشد قرار داشت. بی شک در آخرین لایه های ذهن کثیفش هم فکر نمیکرد روزی برسد که او در سوراخ موش مخفی شود و به زیر زمین برود. اما اکنون که شاید فقط ده سال از آن روزها میگذرد میبینیم که آخرین نفرات فرقه او را باچه افتضاح بازی از قرارگاه اشرف بیرون کردند و آنها دست به دامان کشورهای اروپایی و امریکایی شده اند که آنها را بپذیرند! بیاد حرف قدیمی افتادم که میگوید چوب خدا صدا ندارد اگر بزند علاج ندارد!
خانم مریم رجوی! دیدار ما بماند در یک دادگاه عادلانه
خانم مریم رجوی مگر شما ساز و دهل در قلعه اشرف بعد از پیروزی رئیس جمهور جدید فرانسه راه نیانداخته بودید که یک گام به سرنگونی!!؟ نزدیک شده ایم؟ بعد هم بنده های خدا اسیران قربانی در اشرف را از خواب شبانه بیدار کرده و در سانسور خبری خیال می کردند، تهران را فتح کرده اند و با بادکنک و بوق های ماشین در نیمه شب مجبور به شادی و سرور!! شدند. پس چه شد؟ هنوز یک ماه از انتخاب رئیس جمهور جدید فرانسه نگذشته، پس چرا دادگستری فرانسه شما را به دادگاه برای بازجویی و بازپرسی فرا خوانده است، آنچنان که خود اعتراف می کنید که در صدد بازسازی پرونده 17 ژوئن برآمده اند.