نامه قربانعلی حسین نژاد به مارتین کوبلر
رهبران فرقه به شدت در درون سازمان در اشرف و لیبرتی چنانکه من خودم شاهد بودم با هر گونه فکر کردن به کشور ثالث مبارزه می کردند و افراد را مجبور می کردند که روزانه اگر در ذهنشان آرزوی رفتن به کشور ثالث داشته باشند آنرا نوشته و جلوی دیگران بخوانند تا مورد توهین و تحقیر و ناسزا با این اتهام که راحت طلب و خواستار زندگی عادی و طرفدار بورژوازی است قرار بگیرند.
رجوی همه چیز را منتسب به خود می دانست و این نشانه قدرت طلبی کامل اوست
آقای ابوئی که دل پری از رهبران مجاهدین دارد و تاکنون نیز دچار خسران جبران ناپذیری از طرف رجوی ملعون گشته است اظهار داشتند: در همان ابتدای کار به بچه هایم گفتم که فعالیت سازمان به این صورت (مبارزه مسلحانه) درست نیست و درگیر کردن خود با نظامی که مردمش از همه چیز خود می گذرند، انتقال قدرتی را باعث نمی شود. او هم چنین اظهار کرد برای نجات فرزندانم به ملاقات آنان در عراق می روم تا آنها را از جهنم رجوی در عراق آزاد کنم.
مسعود رجوی به محاکمه نزدیک میشود
رهبری مجاهدین به خوبی دریافت مظلوم نمایی و تهدید کردن حاکمان ملت عراق نه فقط بی فایده است بلکه هیچ کسی برای مجاهدین اهمیتی که رهبری مجاهدین در توهم آن بود قائل نیستند از این رو رهبری مجاهدین مجبور شد خروج مجاهدین را نه یک جا بلکه مرحله ای بپذیرد هر بار بعد از خروج گروه 400 نفره و انتقال آنها به کمپ موقتی که عراقی ها برای خارج کردن مجاهدین از کمپ اشرف طراحی کردند، رجوی هر بار بر خارج نشدن مابقی اعضاء تاکید کرده بود ولی هر بار بعد از فشار با خروج گروه 400 نفره دیگر موافقت کرده است.
سماجت ها، لجاجت ها و رجوی ها
پذیرش ورود جامعه جهانی به مسایل مجاهدین و حضور 25 ساله اش در خاک عراق شکست بزرگ استراتژیکی بود که نشان دهنده این است که هر سرکشی و قلدری مجاهدین سریعا سر از بالاترین مجامع حقوقی جهانی درآورده و این برای مجاهدین خیلی بیش از گذشته سنگین تمام میشود طوری که انسان را به یاد شعار قدیمی می اندازد که « مجاهدین زیر بار زور نمی روند مگر اینکه سمبه خیلی پر زور باشد » این داستان حکایت امروز و فردای مجاهدین و رهبر ورشکسته و در هم شکسته آنان است که هر روز مجبور به اتخاذ موضعی است که با مواضع دیروز اش در تضاد و مقابله است.
عصرانه و افطار در اورسوراواز
مریم رجوی در یک نشست داخلی در اورسوراواز که در سطح خاصی هم برگزار شده ضمن آماده سازی ذهن اعضا برای ایجاد خشونت و تبلیغ کشته شدن و جنگیدن برای حفظ اشرف به هر قیمت , گفته است که مجاهدین خلق از بدو تاسیس با خون بهترین کادرهایشان توانسته اند از موانع مهم و سرفصلی بگذرند , او به خون حنیف و اشرف و موسی و فرماندهان دیگر در مقاطع مختلف اشاره کرده و گفته که اگر قرار باشد ما را به صلیب بکشند من اولین نفر در این صف خواهم بود
افشاگری جدید عضو جدا شده شورای فرماندهی گروه مجاهدین
مریم سنجابی در افشاگریهای جدید خود گفت: سازمان مجاهدین طی یک نامه تنظیم شده به تاریخ 4 مرداد 1391 با استناد کردن به یک سری قوانین” گروه کار- بازداشتهای خودسرانه” خواسته است تا با به پا کردن گرد و خاک و هیاهو تبلیغاتی باز هم از پاسخ دادن به خیانتهایی که در طی این سالها نسبت به اعضایش روا داشته طفره رفته و در نهان همچنان به دسیسه و فریب و خرابکاری و بند کشیدن آنها ادامه دهد.
اعلام هراس رجوی از چشم انداز نابودی تشکیلاتی
این تنها برداشتی است که می توان از امتناع مجاهدین برای فرستادن باقی مانده اشرف به کمپ لیبرتی داشت و به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که دولت عراق طرح و برنامه ای برای برخورد خشن با این گروه دارد و اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد، طبیعی است که بهانه گیری های مجاهدین و به بن بست کشیدن پروسه جابجایی به بهانه نبود امکانات رفاهی در لیبرتی به مراتب از اظهارات معاون وزارت خارجه آمریکا تحریک کننده تر است..
داستان ما با رجوی!!!!
عجب داستانی با رجوی داشتیم. در نشست های مختلف چماق را بر سر ما می کوبید که سلاح ناموس من است. سلاح را دو دستی تحویل آمریکا داد. بی ناموس شد.یک زمانی قُمپز در می کرد و روی سن ژست می داد پادگان اشرف پایتخت مجاهدین است، پایتخت که نباشد مجاهد معنی و مفهوم ندارد. اشرف را هم دارد از دست می دهد.
شکستهای پی در پی فرقه مجاهدین در قلعه اشرف و قلعه اورسورواز
.. دلقک قلعه اورسورواز در یک ژست تنفر انگیزدیگری قایقی از عکسهای کشته شده های نگون بخت اشرف پر از گل کرده و با ادا و اطوار حیله گرانه خاص خودش آن را به آب رودخانه می دهد! به کشته دادن و گرفتن زندگی افراد بی گناه فقط به خاطر ژست گرفتن و خودنمایی یک زن عقده ای جلوی یک مشت آمریکایی و فرانسوی باز نشسته که بگوید هستند کسانی که برای من می میرند و برای پول گرفتن بیشتر از عربستان و اسرائیل که گویا کسانی هستند که از جانشان برای اینها بگذرند! ولی همین زن عقده ای از شدت تنفر ملت ایران نسبت به خودش و شوهر فراریش به خوبی آگاه است و برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت همواره به دنبال خونریزی است و هر چند وقت یکبار تعدادی از گروگانها را قربانی می کند تا…
رجوی، رهبر مجاهدین خلق و اشتهای سیری ناپذیری برای قدرت
نتیجه هم برای او و صد البته برای شرکای خارجی اصلا مهم نیست در سوگ آنها نه از لردهای بیانیه صادر کن خبری خواهد بود ونه بر سر در پارلمان اروپا پرچم سیاه نصب خواهد شد. آقای رجوی می خواهد از تمام امکانات موجود برای رسیدن به هدفش که ماندن در عراق است استفاده کند، و شرکا بدنبال استفاده ابزای از این اهرم برای رسین به منافع نامشروع خود می باشند…
واقعیت حرف کوبلر
چطور شده است که شما تاب شنیدن واقعیت های موجود را ندارید؟ چرا سعی دارید با فرار به جلو مسئولیت جنایات خود را بر عهده دیگران بیندازید؟ و در این زمینه تا جایی پیش می روید که به سخنان برحق نماینده سازمان ملل این گونه حمله می کنید. البته این مواضع از شما و همسر فراریتان بعید نبوده و نیست چرا که شما همیشه می گفتید هرکس از ما نیست برماست. الان که مهلت داده شده سازمان ملل نیز رو به پایان است
ماه رمضان و سور و سات ویژه مریم قجر
یادش بخیر زمان قدیم وقتی ماه رمضان از راه می رسید بجای اینکه برای ما اعضای سازمان که در اشرف بودیم مبارک باشد بسیار سخت و جانکاه بود چرا که ماهی بود که می بایست به مدت سی روز برای شیوخ های هوادار دولت صدام و کانال های سازمان و افسران بلند مرتبه عراقی و… کارگری داده تا آنان بتوانند به ماهیت انسان دوستانه رجوی جنایت کار پی برده و به تعریف و تمجید از وی بپردازند!!