جنایات مجاهدین از زبان عضو سابق فرقه رجوی
این عضو جدا شده با تأکید بر تنبیه شدید روحی، فیزیکی و جسمی افراد در این فرقه تروریستی اظهار داشت: نفراتی که به زعم سرکرده این گروه با سازمان زاویه دارند و به اصطلاح حلقه ضعیف در سازمان محسوب میشوند و یا قصد جدایی از فرقه رجوی را دارند، به شدت از سوی مسئولین گروه مورد اذیت و آزار، شکنجه روحی – روانی و برخی محدودیتها قرار میگیرند.
مجاهدین برای تردد در اشرف ویزا میگرفتند!
علیرغم اینکه سرکردگان مجاهدین سعی میکردند اشرف را به عنوان یک شهر! معرفی کنند، زندگی فرقهای با محدودیتهای تشکیلاتی در پادگان اشرف چه سختیها و محدودیتهایی داشته است.بر اساس این خبر، سند دیگر پیدا شده در اشرف، دفترچه بسیار کوچکی است که یکی از اعضای مجاهدین خاطرات خود را در آن مینوشته است.در قسمتهایی از این دفتر خاطرات، از شکنجه یکی از اعضای مجاهدین سخن گفته شده که به قول نویسنده، جرم وی ملاقات چند دقیقهای او با همسر سابقش در همان پادگان اشرف بوده است.
مصاحبه با آقای حامد مرادی رها شده اخیر از زندان رجوی
هرگز در طول این ده سال که در قرارگاه اشرف بودم نمی توانستم با خانواده ام در خرم آباد تماس بگیرم و اصلا این را که می خواهم با خانواده ام تماس بگیرم نمی توانستم بگویم برای اینکه در این فرقه هر گونه اندیشیدن به خانواده و هر گونه عواطف خانوادگی ممنوع و حرام است. همچنین هیچگونه امکان ارتباط با بیرون مانند اینترنت و تلفن و رادیو و مطبوعات و کانالهای ماهواره ای به جز کانال تلویزیونی خود سازمان که آنهم فقط موقع غذا خوردن در سالن امکان پذیر است وجود ندارد.
در فرقه رجوی مفهومی به نام آزادی وجود ندارد
درتشکیلات سازمان مجاهدین، خانواده به عنوان نقطه فساد تعریف شده وهمه اعضای آن از زمان عضویت باید به این مسایل پایبند باشد و به همین خاطر از سال 1370تا به امروز شما درتمام پست های بین المللی بررسی کنید و اگر توانستید حتی یک نامه از آن نفرات مستقر در اشرف که به آدرس خانواده هایشان درایران پست شده بیابید؛ آن موقع بگویید که امروز این نفرات با خانوده خود نمی توانند ارتباط برقرار کنند. واقعیت این است که رهبران فرقه بنا به نیاز و میل خود هر گاه خواستند نفرات را مجبور کردند با خانواده هایشان از طریق نامه و تلفن ارتباط برقرار کنند
نامه سرگشاده خانم سلطانی به خانم ریتا زوسموت رئیس سابق مجلس آلمان
سازمان مجاهدین هیچ جائی در جامعه ایران ندارد و کسی آنها را دوست ندارد آنها در ایران اقدام به ترورهای کور کردند و بمب گذاری در محلهائی که مردم معمولی و بیگناه در آن کشته شدند. آنها در جنگ دولت عراق بر علیه ایران در جنگ شرکت کردند و ترورهای مقامات ایرانی را سازماندهی می کنند آنها در طی سالهای 2002 و دستگیری مریم رجوی در فرانسه خودسوزیهائی را سازماندهی کردند و اعضاء را تشویق به خودسوزی کردند.
رجوی ضحاک وار یکی دیگر از قربانیان خود را به کام مرگ کشاند
متاسفانه باخبر شدیم که محمد حمادی یکی از اعضای اسیری که اخیرا از فرقه رجوی جدا شده بود بعد از سالها اسارت و شکنجه در فرقه، در بدو ورود به خاک میهن و در جمع خانواده چشم براه خود به دلیل ابتلا به تومور مغزی دار فانی را وداع گفت. بی شک مرگ غم انگیز ودردناک محمد برگ دیگری از هزاران سند جنایت وخباثت رجوی خائن و جنایتکار است، که امروز رقم خورد. در واقع مرگ قربانیان و اعضای اسیر که با کمال تاسف هرروز و به شکلهای مختلف دراین فرقه اتفاق می افتد
اسارت فکری انسانها، نوع جدید برده داری
کسانی که در فرقه حضور یافتند و در حقیقت در دام فرقه گرفتار شدند، بدلیل سوژه روند بازسازی قرار گرفتن، وابستگی به فرقه بآنها تحمیل می شود در محتوا یک برنامه بازسازی فکری شامل مراحل، (تخلیه ذهن – پرداخت ذهن و ورود اطلاعات و….) پالایش و پیوست! روی آنها اعمال می شود و این پدیده بطور عام به” مغزشویی” شناخته می شود. و می توان لفظ” برده نوین” را به این فرد اطلاق کرد.
برده داری نوین در فرقه رجوی
رهبران فرقه ها همچون” رجوی” ادعا می کنند دارای مسئولیت خاصی در زندگی بوده و مسلح به دانش ویژه ای هستند. اغلب حراف و جذاب نیز هستند، رهبران فرقه ها تمایلی به اعمال اراده و تسلط بر دیگران دارند، جذبه و نفوذ خاصی در کلامشان وجود دارد! رهبران فرقه دست خود را روی مشکلات واقعی جامعه می گذارند و جوان با باور به این مشکل به فرقه می پیوندد. رهبران فرقه تمرکز را بر عشق، فداکاری و وفاداری به خود بنا می کنند.
اعضای پادگان اشرف، از حقوق اولیه خود نیز بی اطلاعند!
نمایندگان سازمان ملل که وظیفه بررسی پرونده اعضای مجاهدین در عراق را برای پذیرش پناهندگی به عهده دارند، بزرگترین چالش پیش رو را بی اطلاعی این افراد از حقوق اولیه خود می دانند. بر پایه این خبر هر چند مراحل بررسی درخواست پناهندگی این افراد هنوز آغاز نشده اما گفتگوهای پراکنده نمایندگان سازمان ملل با اعضای مجاهدین نشان می دهد که ماحصل سه دهه القائات ذهنی سرکردگان این گروه و زندگی در زندان اشرف باعث شده که این افراد از کلیه قوانین و مناسبات عرف بین المللی از جمله قوانین مربوط به پناهندگی و حقوق انسانی خود بی اطلاع باشند.
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و پنج
بچه ها به من گفتند فریب محدثین را خوردند به عنوان اینکه مهمان مادران یا پدرانشان هستند به عراق آمدند در حالی که سازمان قصد داشت برای همیشه ما در عراق بمانیم حتی در ارتش آزادیبخش هم اجازه نمی دهند تا هرگاه خواستیم مادر یا پدرمان را ببینیم حال به ما می گویند باید برای همیشه در عراق بمانید و حق خروج از قرارگاه را ندارید دیگر خارجه دوستی نداریم، زندگی طلبی نداریم و از این جور شعر و قصه ها برای ما تعریف می کنند!!؟
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت چهاردهم
بند”ب” یعنی دیدن عنصر زن در حریم رهبری، عکس این هم به مردها صدق می کرد. در این مرحله هر کس، هر شخصی را چه ایرانی، چه خارجی، باید در حریم رهبری می دید و این اوج زیاده طلبی یا همان مسند نشینی مسعود را می رساند که می خواست از این طریق نقطه ضعفهای هر فرد را پیدا کند و سپس روی آن کار کند تا بتواند بر نیروهایش مسلط شود و تحت سیطره خود در آورد و اینجا با دادن و گرفتن رده تشکیلاتی تعادل فکری نفرات را از بین ببرد و از این طریق بتواند اهداف خودش را به نفرات تحمیل کند
گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول
ابتدا می خواستم از دید علمی صرف به بررسی آنچه که به عنوان رفع تضاد جنسی و تحت واژه انقلاب ایدئولوژیک رهبران مجاهدین راه انداخته اند، بپردازم اما دیدم فاجعه ای که در جریان است و آنچه بر سر انسانهایی که تحت هر عنوانی در این تشکل و گروه هستند بوجود آمده است چنان احساسات انسانی مرا برانگیخته است که نمی توانم فقط در قالب یک بحث و تحلیل علمی بدان بپردازم و سخن بگویم. ابتدا باید از عمیق ترین حس خود فریاد بزنم واعتراف کنم آنچه که رهبر مجاهدین آقای رجوی بر سر هموطنان من آورده است آنقدر بیرحمانه و فجیع بوده که اطلاق نام هموطن را بر وی ممنوع می کند