تبرئه همدستان صدام در انگلیس لکه ننگی بر ماهیت دموکراسی است
وی با بیان اینکه براساس حقوق بین الملل و حتی حقوق داخلی کشورها هیچ جرمی نباید بدون مجازات باقی بماند، با اشاره به جنایات بیشمار این گروه علیه مردم بیگناه ایران و همچنین عراق خصوصا اکراد در طول سالهای گذشته و در قالب همکاری این گروه با رژیم سابق عراق، اظهار داشت: خارج کردن این گروه از فهرست گروههای تروریستی در حالی که خانوادههای قربانیان جنایات این گروه هرگز مورد مشورت و یا اعلام نظر قرار نگرفتهاند بسیار بحث برانگیز و لکه ننگی بر ماهیت دموکراسی در اروپا و خصوصا انگلیس است.
آن اتفاق فقط با یک تماس تلفنی افتاد
پس از قطع تماس تلفنی در یک حرکت خودم را در فرانسه در خانه تیمی مجاهدین یافتم. البته انجامش به این آسانی که گفتم نبود ولی برای کسی که برای رسیدن به آمالش وطن و خانواده اش را پشت سر میگذارد آسان مینمود. پس از دو سال خودم، همسر، چهار فرزندم را در عراق و دربست در اختیار رجوی که خود آلت دست صدام حسین دیکتاتور عراق بود دیدم.
دوست یا دشمن! – نامه به رئیس جمهور عراق
اگر نگاه مختصری به فعالیت های 4 سال گذشته مجاهدین در عراق بیافکنیم،تعامل گروه ها و افراد بازمانده از حکومت صدام حسین با مجاهدین در عراق، از یک سو منجر به تشتت و اختلاف در بین گروه های عراقی و از طرف دیگر زمینه مساعدی برای رشد تروریزم در عراق شده است.مجاهدین با بکارگیری عناصر باقیمانده از صدام حسین و متشکل کردن آنان تحت عناوین مختلف ؛سازمان ها و احزاب سایه در عراق زمینه ساز درگیری های زیادی بین مردم عراق شده اند.
حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی از گروه مجاهدین به علت خصومت با ایران است
الساعدی با اشاره به اینکه حضور اعضای این گروه تروریستی در خاک عراق می تواند به روابط حسن همجواری عراق و ایران آسیب برساند، افزود: علت حمایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی از این گروه با وجود اعتراف آنها به تروریستی بودن آن، بر اساس این نظریه که”دشمن دشمنم دوستم است”، میخواهند ایران را هدف قرار بدهند. وی گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد دشمنی وهمی و خیالی در خاورمیانه و عراق، منحرف کردن توجهها به سوی آن و سرپوش گذاشتن بر دشمن حقیقی که رژیم صهیونیست است، هستند.
زدن یا خوردن، نیاز این است
روزگاری برای خودشیرینی نزد اربابش صدام، موشک گراد را از عراق به داخل مرزها میبرد و به شهرهای مرزی در ایران شلیک میکرد چون میدانست که صدام از هر انفجاری در شهرهای ایران و هر میزان کشته و زخمی شدن ایرانیان خوشحال میشود،امروز اما این سازمان نه موشک گراد دارد نه اجازه عبور از مرز و نه نفر و توانی برای اینکار، از طرفی هم برای بیرون آمدن از لیست تروریستی میداند که بجای موشک زدن باید موشک بخورد، بله به این ترتیب است که موشک خوردن تبدیل به یک نیاز مفرط و حیاتی برای سازمان میشود، چیزی که هم سازمان را مظلوم نشان میدهد و هم مطرح میکند،گرچه از بدشانسی در هر دو زمنیه هم ناموفق بوده است.
چهرهها و گفتهها – مصاحبه با سعید شاهسوندی
واقعیت این است که براساس اطلاعات کاملا موثق و دقیق در هردو عملیات (آفتاب وچلچراغ) ابتدا، ارتش عراق با توپخانه سنگین ساعتهای متمادی مناطق و مراکز تجمعی را که قرار است توسط ارتش آزادیبخش آقای رجوی مورد حمله قرار گیرد، مورد توپ باران شدید قرار میدهد. یکی از شاهدان عینی و شرکت کننده در این عملیات به خود من چنین گفت:”صحنهای که میدیدم بارانی از آتش بودکه از سوی عراق به طرف قرارگاههای ارتش ایران میرفت و از آن طرف تک و توک توپی شلیک میشد.”
مشروعیت ترور
این گروه تروریستی نه تنها شهروندان بی گناه ایران را می کشد بلکه برای دو دهه، وسیله ای بوده است در دستان صدام حسین،. طی تهاجمات جنگی صدام حسین علیه ایران، مجاهدین خلق دست در دست سازمان های جاسوسی عراق علیه مردم ایران کار می کردند. سه سال بعد، پس از این که ارتش عراق در کویت طی عملیات های” طوفان صحرا” درهم کوبیده شد، این سازمان به صدام یاری رساند تا شورش های مردمی در شمال و جنوب کشور را سرکوب کند. اشتباه نکنید این همکاری ها فقط شامل سرکوب قیام شیعیان نمی شد بلکه همکاری در کشتار حلبچه را نیز در پی داشت.
سخنی کوتاه با
نتیجه ای که از صحبت های جدا شدگان اخیر می توان گرفت این است که این فرقه در درون بطور جدی با مشکل مواجه شده وبرای جلوگیری از فروپاشی دست به هر شیادی وحقه بازی می زند،چشم اندای که در انتظار این گروه است و در واقغ انتظاری غیر از این هم نمی توان داشت تنها چشم انداز فروپاشی است.
فرقه رجوی را درعراق به دام قانون بیندازیم
با هرچه سنگین ترشدن این پرونده سرانجام سیستم قضایی عراق مجبور به اقدام خواهد گردید وطبیعی است که با دستگیری افراد تحت پیگردی چون عباس داوری و مژگان پارسایی و صدیقه حسینی شمارش معکوس جهت تلاشی کامل این فرقه تروریستی- مذهبی- فاشیستی وتعین تکلیف نهایی این از خلق بریدگان آغا ز خواهد گردید……
کسانی که فرمان قتل داده اند هنوز در اورپا آزادند
که یعنی من خودم دستورش را دادم ولی الان تاکتیکی باید محکومش کنیم چون دنبال دردسر نیستیم، ولی مجاهدین که بیشتر از ژنرالهای صدام و خود صدام به بقای او مطمئن بودند با بعهده گرفتن مسئولیت این ترور شروع به جشن و پایکوبی کردند البته آنروز فکر نمیکردند روزی باید بابت این ترور کارشان به دادگاه بکشدو امروز در نهمین سالگردش کاملا سکوت پیشه کرده اند، و روی این افتخارشان را پوشانده اند.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.
دو استراتژی متفاوت
استراتژی مجاهدین با تکیه به خشونت بیش از دو دهه در همکاری تنگاتنگ با سیستم مخوف پلیسی امنیتی صدام حسین تحت نام مبارزه برای مردم ایران جز رسوایی چیز دیگری از خود به یادگار نگذاشته است. در ظرف استراتژی مجاهدین با پشتوانه عظیم مالی، تسلیحاتی و سیاسی از طرف صدام حسین و دولتهای هم پیمان دست به چند رشته عملیات مشترک نظامی به خاک ایران زدند که همگی با پاسخ سخت نظامی متقابل همراه بود. رهبری مجاهدین برای سرپوش گذاشتن شکست های پی در پی نظامی و برای توجیه آن و برای ادامه سرسپردگی خود به سیستم صدام حسین و باقی ماندن در خاک عراق دست به سیستم نوینی از مغزشویی در درون خود زدند که اولین قربانیان این سیستم مغزشویی انسانهای بودند که از بدی روزگار به مجاهدین پیوستند.