جمع آوری مقامات سابق و اسبق آمریکایی با صرف هزینه های میلیونی
به جای اینکه تنها چند صد حامی و هوادار از نسل جدید و قدیم وطن خود به همراه داشته باشند، بدلیل اینکه مردم ایران هیچ علاقه و تمایلی به یک گروه فرقه ای و بدنام تروریستی ندارند، همراه و یار و یاوری در این زمینه نمی یابد و باز هم مثل همیشه به حمایت مقامات سابق و تاریخ در رفته خارجی آن هم از نوع امریکایی و عضو ـ سی. ای. اِی ـ پناه می برد و بدون هیچ شرمی صفحات اینترنتی خودش را هم از اسامی آنان پر می کند.
حضور باب فیلنر شهردار سن دیگو در جشن مجاهدین برای وی دردسر ساز شد
فیلنر همچنین با انتقاداتی در خصوص عملکردش در دریافت اعانه های مشکوک به شهر سن دیگو مواجه است. فیلنر پیشتر نیز با هزینه گروه های وابسته به شورای ملی مقاومت سفرهایی داشته است. وی در ژوئن ۲۰۱۱ به عنوان یکی از اعضای کنگره آمریکا به پاریس سفر کرده بود. مدارک دولت فدرال نشان می دهد که در ژوئن ۲۰۰۷ نیز سفر مشابهی داشته است.
مجاهدین و ادامه ی حیات بهر قیمت
اینک بعد از خارج شدن از لیست سیاه خود ساخته آمریکایی ودرپی آن وگام بعدی ایجاد دفتری درآمریکا (که همه ی این اتفاقات ازپیش قابل پیش بینی بود) دیگر برای همیشه ادعای مبارزه با امپریالیسم که با این ترفند عده ی زیادی از جوانان انقلابی را به بیراهه کشاند وباعث گمراهی آنان شد را زمین گذاشته واینک چاره ای ندارد برای خوش خدمتی به اربابان خویش اماده پذیرش هرگونه پروژه ی مزدوری بی چون وچرا باشد.
جلسه ویلپنت، برگردانی از لیبرتی
آن روی سکه نمای پرزرق و برق ویلپنت، واقعیت دردناکی است که در لیبرتی جریان دارد. علیرغم گذشت نزدیک به یکسال از انتقال به این مکان هنوز کشوری به صورتی جدی حاضر به پذیرش آنها نشده است. لیبرتی به تلهای برای نفرات تبدیل شده است. تلهای از نوع زندان و بدون دفاع. شاید رجوی فکر نمیکرد که در مقابل توافق با آمریکا، عراق و سازمان ملل اینطور رو دست بخورد. باید بگوید آیا دادن این خونها و شرایط جدیدی که برای نفرات در لیبرتی به وجود آمده در مقابل خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی ارزشش را داشته است یا خیر.
انتخابات ایران، عقب نشینی لابی ضد ایرانی و ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز سقوط آزاد
با توجه به نتیجه انتخابات اخیر در ایران، مسعود رجوی امیدوار است که این دفتر لابیگری واشنگتن بتواند محل تمرکز بیشتر محافل ضد ایرانی در غرب بشود. پیروزی اخیر یک رییس جمهور اصلاح طلب و یک مذاکره کننده پراگماتیک طبعا خبر بسیار بدی برای مجاهدین خلق و دیگر جنگ طلبان است ولی همه امیدشان هم از بین نرفته است. مطبوعات خبری غرب و سرتیتر ها بیشتر به واکنش عصبی اسرائیل توجه می کنند تا به خواسته های انتخاب کنندگان ایرانی و نظراتشان.
مجاهدین در آینده سیاسی ایران جایگاهی ندارند
در این گزارش آمده است:”تحقیق سال 2009 موسسه رند مجاهدین خلق را به عنوان جنبشی فرقه ای توصیف می کند که دارای ساختاری نظامی بوده و جدایی جنسیتی و وفاداری شبه مذهبی به رهبران مستقر در پاریس از ویژگی های بارز آن است.”«جرمی گولکا»، به نقل از «پاتریک کلاوسون»، مدیر موسسه تحقیقاتی «سیاست خاور نزدیک» واشنگتن می نویسد:” امیدوارم در دولت امریکا کسانی باشند که درک کنند مجاهدین خلق چیزی نیست که آینده سیاسی ایران به آن تکیه داشته باشد.”
از مبارزه ی ضد امپریالیستی , تا لابی گری برای امریکایی ها
آقای مسعود رجوی! اگر دین نداری و نمی دانی استکبار یعنی چه و مستکبرین زمان را نمی توانی ویا نمی خواهی تشخیص بدهی لااقل مانند بنیان گذار اولیه ی این سازمان محمد حنیف نژاد آزاده باش، نه مانند تقی شهرام اپور تونیست، یا بدتر از آن! تزِ هدف وسیله را توجیه می کند نه در خط مشی اسلام انقلابی که از آن دم می زدی بوده و نه حتی افکار التقاطی رهبران اولیه ی سازمان، چنین روشی را توصیه نمی کردند.
رهبری مجاهدین خلق قربانی آمریکا؟!
خشم مجاهدین خلق در قبال دولت امریکا به نظر نوعی پاسخ عجولانه است برای تطهیر رهبریت سازمان به ویژه در چشم نمایندگان کنگره، چرا که این بار از معدود مواردی است که یک مقام دولتی سعی می کند نمایندگان کنگره را متوجه خطر سازمان کند و البته این اقدام لابی سازمان را برای انجام اقدامات جدی تر و اعمال نفوذ بیشتر در کنگره تحریک کرده است. پس از بازگشایی دفتر سازمان در واشنگتن گام بعدی ثبت نام برای لابی در حکومت امریکا بود.
لابی گری مجاهدین به چه قیمت؟
مجاهدین که برای زنده بودنشان به هر گوشه و کناری سر می زنند و یکبار با شورشیان سوریه همسو شده و به آنها کمک می کنند در کشتن مردم بی گناه و یا با طالبان همسو شده و در ترور و آدمکشی شرکت می کنند، امروزها که بحث انتخابات در کشورمان داغ شده و همچون سالهای قبل مردم عزیزمان به پای صندوقهای رای خواهند رفت و فرد اصلح را انتخاب می کنند، این دشمنان ضد بشری به پای دشمن دیرینه اسلام یعنی امپریالیست که روزگاری مسعود رجوی خائن ان را سرلوحه مبارزات خودش معرفی می کرد رفته و با فکر و حیله آنها اقدام به بازگشایی دفتر شورای به اصطلاح ملی مقاومت در نیویورک نموده بود
دامن پوشیدن رجوی مقابل امپریالیست ها
سازمانی که سابقه زیادی در جنایت و خیانت علیه مردم ایران و عراق دارد اکنون سعی دارد با پز دموکراسی خودش را مبرا از همه این خیانت ها بداند تا در مقابل غرب یک وجهه مدرن غرب پسند، دموکراتیک و مدافع حقوق بشر نیز به خود می گیرد. سئوال این است زمانی سازمان از شعار مبارزه با امپریالیسم شروع کرده بود اکنون نام سازمان خود را به عنوان لابی در آمریکا به ثبت می رساند و مدعی می شود در پی ترویج سیاستی برای آمریکا در قبال ایران است که مبتنی بر حقوق بشر، عدم اشاعه هستهای و ترویج دمکراسی است!! حال باید قضاوت کرد که رجوی برای خوش خدمتی به غرب بعد از خلع سلاح دامن پوشیده و سعی می کند باز هم با فریبکاری به خیانت های خود ادامه دهد
فرقه رجوی و استراتژی بادی ازهرجهت
قانونمندیهای حاکم برهستی را بنگرید که چگونه این فرقه را از اوج ادعاهای ضدامپریالیست نمایی و دمکرات پناهی به کنج عزلت دست نشاندگی و مزدوری امپریالیستها کشانده است. فرقه رجوی که هویت و ماهیت را تواما باخته است این روزها برای عرضه کردن هرچه بیشترخود به اربابانش درمنتهای ذلت سیاسی دست در دست ارتجاعی ترین و دست نشانده ترین گروهها و کشورهای مرتجع و وابسته گرا گذاشته است و برای کشته شدن مردم سوریه و ریخته شدن خون آنها و البته خشنودی محافل استعماری در سیمای ضدآزادی اش سوت و کف می زند
نزدیک شدن رجوی به آمریکا تا کجا؟
جای شگفتی بسیاری است که افرادی که اسمشان در لیست تروریستی قرار گرفته است در سالنهای ساختمان دولتی کنگره قدم میزنند و با کارمندان و نمایندگان وزارت خارجه صحبت میکنند. به گفته کارمندان، تنها نفرات فرقه رجوی هستند که آنها را در ساختمان کنگره مشاهده میکنیم. در دهههای اخیر، صرفنظر از این که کدام حزب سیاسی بر قدرت بوده است، دولت آمریکا بطور معمول از دیکتاتورها و گروههای تروریستی قبل از این که علیه آنها اقدام کند، حمایت کرده است.