تلکس
استمداد خانم ربابه کربلایی صباغ از دولت آلبانی و مجامع بین المللی برای دیدار با برادرش
خانم ربابه کربلایی صباغ خواهرعلیرضا کربلایی صباغ که قریب به سی سال است در فرقه رجوی گرفتار واسیر شده طی نامه ای به دولت و نخست وزیر کشور آلبانی و مجامع بین المللی از قبیل دبیر کل سازمان ملل،کمیساریای حقوق بشر و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی از آنها برای دیداری ولو چند دقیقه با برادرش استمداد کرده
اخراج از عراق پیروزی یا شکستی سنگین و خفت بار برای فرقه رجوی؟ – قسمت دوم
رجوی ها از همان زمانی که زیر فشار دولت و مردم عراق و خانواده های متحصن در بیرون اشرف و همچنین تناقضات و مشکلات اعضای تشکیلات مجبور به قبول انتقال به لیبرتی شدند، بدنبال بر هم زدن انتقال اعضا به لیبرتی و در ادامه ممانعت از انتقال آنها به خارج از عراق بوده اند. به برخی از موضعگیری های سران فرقه و حامیان آنها در این ارتباط توجه کنید:
آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت ششم
مرحومه طیبه حامی دراولین دیدارمان دردفترانجمن نجات گیلان ازسفرخود به عراق ودیداربا فرزندشان گفتند” سالیان بود که اصلا خبرنداشتم محمود من زنده است یا اینکه درجنگ با صدامیان شهید شده است ولی به هرحال امیدواربودم که روزی درتبادل اسرا برمیگردد. ولی درهمان ایام متاسفانه به ما خبردادند که محمود اغفال شده وبه اسارت رجوی خدانشناس درآمده است
پیام تسلیت انجمن نجات خراسان رضوی به خانواده غلامی
با نهایت تاسف و تالم با خبر شدیم درجان قاینی مادر غلامرضا غلامی خیرآبادی اسیر فرقه رجوی در حالی از جهان دیده فروبست که متاسفانه داغ دیدن غلامرضا را برای همیشه با خودش به خاک برد. این مادر در حالیکه بیش از 40 سال بیوه داری کرده بود بیش از 30سال چشم انتظار غلامرضا بود ولی با کمال تاسف و اندوه فرقه رجوی باز هم مثل همیشه با ترفند و دروغ حتی یک تماس این اسیر فرقه اش با مادرش را از او دریغ کرد.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست
من در مصاحبه هایم بارها درخواست کردم و دوباره می گویم مریم خانم از شما خواهش می کنم بیایید یک دادگاه تشکیل دهید، همه ما آن جا می آییم تا معلوم شود آیا خلق قهرمان بدهکار است که تمام بمب های صدام را روی سرشان می ریختند؟ سازمان تیم های شناسایی می فرستاد و شناسایی می کردند، بعد رجوی می گفت با صدام برادر است، تحویلش می داد تا ارتش صدام سر آدم های بی گناه در شهرهای ایران بمب بریزد.
مجاهدین در دفاع مقدس – قسمت اول
اسیر عراقی گفت: ما به کمک مجاهدین وارد خاک ایران شده ایم و در هر واحد رزمی عراق تعدادی مجاهد وجود دارند که در گمراه کردن ایرانیها و تبلیغات کمک بزرگی به عراقیها نموده اند.
سرلوحه مکتب مجاهدین بی اعتمادی است و بی اعتمادی
در تشکیلات فرقه رجوی برخی موارد وفاکت هایی که بی اعتمادی از بالا به پایین را عملی میکرد بطور خلاصه به شرح زیر می باشد البته این بی اعتمادی ها واجرای آنها راندمان منفی و پنهان از پایین به بالا داشته که در تقابل ها و نهایت در اعتراض علنی و جدایی ها و ریزش نیرو و خلاصه شکست استراتژی های رهبری فرقه بوده است.
اگر مجاهدین بر سر کار می آمدند…
در رد صلاحیت سرکردگان این گروه برای حاکمیت همین بس که آن ها حتی نتوانستند سرنوشت کمتر از 5000نفر اعضای زیر سلطه شان را بدون دغدغه رقم بزنند و ضعف صلابت و البته جهل مسعود رجوی سالهای پر مخاطره و دردناکی برای این عده فریب خورده رقم زد که خاطرات و افشاگری جداشدگان از این گروه مصداق بارز بی کفایتی دیوانه ایست که ادعای حاکمیت دارد.
منافع آقای مهدی سامع و باند رجوی وجه اشتراکی با منافع مردم ندارد!
البته اعلام بی طرفی ازطرف باند رجوی هم که دراصل یک لشکر ارتش صدام بود، مدت ها وقت میخواست که مقبول افتد که افتاد و نیروهای ائتلاف متوجه شدند که باند رجوی نه تنها بی طرف، که میتواند به آلت دست آنها درامور جاسوسی وبرهم زدن اوضاع عراق تبدیل گردد که چنین شد و ائتلاف نه تنها این بیطرفی؟؟!! را پذیرفت، بلکه متحدی برای خودش دانست ودر برخورد با خانواده های مراجعه کننده که درخواست ملاقات میکردند، جانب مسئولین اردوگاه را گرفته وبرخورد زشت وتوهین آمیزی با خانواده ها میکرد!
درخصوص مصاحبه مریم قجر با خبرنگار اسکای نیوز
نکته بسیار جالب دیگر صحبتهای مریم رجوی این بود که ایشان درخصوص آزادی ادیان و زنان حرفهایی زدند که هرکس آنها را نشناسد اینگونه میپندارد که عجب ایشان روشنفکر و آزادیخواه است! او در شرایطی مدعی آزادی ادیان است که در سازمان هرگز بچه هایی که سنی بودند یا مسیحی بودند٬ مانند دیگر نفرات شمرده نمیشدند و نمیتوانستند به مواضع بالاتر مسئولیت ارتقاء پیدا کنند! این افراد هرگز اجازه نداشتندکه مراسم خاص خودشان را برگزار کنند و بصورت کاملا پیچیده و البته غیر مستقیم٬آنها را مجبور میکردند که دین خود را تغییر دهند.
خبرسازی های مجاهدین
سازمان مجاهدین آنگونه از اخبار داخل کشور خبرسازی میکند که پنداری این مسائل فقط مربوط به ایران میشود و دیگر کشورهای جهان هرگز با چنین مسائلی روبه رو نیستند! مثلا در اخبار خود آنچنان با آب و تاب میگوید که تجمع اعتراضی کارگران فلان شهر مقابل استانداری یا مثلا آمار اعتیاد در کشور باین اندازه بالا رفته است و … اکنون بحث دفاع از اشکالات و مشکلاتی که مردم با آن رو به روی هستند نیست. کاملا بدیهی است که هر کشوری بسته به موقعیت و شرایط خودش٬ با مسائلی درگیر است و پنهان کردن آن مسائل هم نه تنها کمکی به حل آن نمیکند٬ شاید در پاره ای مواقع بدتر هم باشد.