تلکس
منصورشعبانی درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک – جلسه دوم – قسمت سوم و پایانی
دریکی ازهمان صحنه ها من میکروفون گرفتم و باهاشون صحبت کردم که معنی این کارها یعنی چه!؟ دیدم آنان خیلی متاثرشدند لذا من انگیزه گرفتم ومیکروفون را ول کردم ورفتم دم سیاج که گماشته های رجوی بودند. ازنزدیک یعنی دوقدمی آنان چهره به چهره باهاشون صحبت کردم وگفتم این رسم و رسوم رو کی بنا کرده که شما بخواین به مادرتون ویا پدروسایراعضای خانواده تون سنگ پرتاب کنید وبه تهمت وافترا بکشید. من معلم قرآن هستم وهمیشه حجاب داشتم وعفت وپاکی جزء شخصیتم هست.
نامه خانواده علی مهدوی از استان ایلام
علی جان، سال هاست که رفته ای و ما را تنها گذاشته ای، داغی بزرگ، غمی به وسعت آسمان، دلتنگی های بی پایان برای ما مانده و چشم انتظاری هایمان، به امید روزی که دوباره تو را ببینیم و تو را محکم در آغوش بگیریم و به خاطر سال های دوریمان یک دل سیر گریه کنیم و با هم اشک بریزیم. آخر دیگه خسته شدیم از تنهایی و گریه کردن و یک گوشه نشستن، نمی دانی این سال ها به ما چقدر سخت گذشت، غم نبودن تو همواره از چهره ما فریاد می کشد. مادرمان هر روز گریه می کند و چشم به در که شاید روزی تو از راه بیایی تو را در آغوش بگیرد، هر چند که الآن صبرش تمام شده و کارش از چشم دوختن به در گذشته.
زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی – قسمت سوم
نمیدانم چه مدتی در فکر بودم، فقط یادم میاید که غرق افکارخودم بودم که دستی روی شانه هایم احساس کردم و یکی ازمسولین گفت محمد باید برویم مقر و من به خودم امدم. وقتی شب با دوستانم صحبت کردم دیدم علی ودیگر دوستانم درشوکی عمیق بودند وبرایشان دیدن این صحنه غیر باور و غیر اخلاقی بود. یادم میاید علی گفت دیدی محمد چطوربه نفر فحش میدادند وچه حرفهای میزدند اخر انقلاب چی هست و ما کجای دنیا امده ایم واین مجاهدین کی هستند و کسی ازمرام اینها خبر ندارد وکسی بداند اینجا چه خبراست هیچ کس نمی اید.
جنگ نیابتی رجوی با کانون عشق وعاطفه مادر و خانواده به توسط اعضای نگونبخت
براستی رجوی چرا از خانواده می هراسد در کدام مرام و مسلک در کل عالم هستی میتوان کسی را یافت که بدینگونه در ضدیت با خانواده باشد بی شک یافت می نشود.اما رجوی خودش از زبان خودش هیچگاه نمی گوید در ضدیت با کانون خانواده و مادر است و برای اینکه پای خودش را از این مسئله بیرون بکشد از عناصر نگونبختی استفاده میکند که کاملا از دنیای بیرون بی خبر هستند نمی دانند همان مادری که او گرگ خطابش میکند شبانه روز با چشمانی گریان در انتظار دیدار فرزندش است مگر این مادر چه میخواهد به این گوهر بی بدلیل بگوید که وحشت به جان رجوی افتاده ولی بی شک و بدون هیچ تردیدی حتی همین شخص یا اشخاصی که اینگونه به مادر خویش اهانت میکنند اگر لحظه ای مادرشان را در اغوش بکشند خواهند فهمید که رجوی سالهاست دارد دروغ میگوید.
حمایت آشکار فرقه رجوی از عملیات های تروریستی اخیر داعش
بعد از عملیات های تروریستی در کشورهای کویت، تونس و فرانسه انتظار از سران فرقه این بود که این عمل تروریستی را محکوم نمایند ولی چشم خود را روی این حمله تروریستی داعش بسته و سعی نمودند که توسط عوامل جیره خوار و قلم بدست خود به نام سیروس مختاری مقاله با عنوان انفجار تروریستی در مسجد شیعیان در کویت در سایت های خود درج نموده تا این گونه بتواند این انفجارهای را همانند گذشته به حکومت ایران نسبت بدهند.
کدومش رو باور بکنیم؟؟؟ – قسمت دوم
قسم حضرت عباس یا دم خروس محکوم کردن فرقه رجوی به حمله ناجوانمردانه هلی کوپتر های متجاوزین بعثی را در خلال جنگ 8 ساله یا سوار شدن بر هلی کوپتر های اهدایی صدام حسین به فرقه رجوی و گرفتن عکسهای یادگاری در خلال جنگ 8 ساله آنان در کشور عراق را؟؟
علامه جان! شما ابتدا کشور های خودتان را آزاد ومستقل کنید!
شما که بااین گشاده دستی هر توقعی ازاعراب را دارید، چگونه است با این نفوذتان؟! کمکی به انتقال این اسرای رجوی به کشورهای امن تر نمیکنید؟! درجواب آن قسمت ازایراد شما باید گفت که کسی غیر از گماشتگان رجوی، بر لیبرتی نظارت ندارد واگر سرکوبی درکار است وشما معترض آن، به دوستان خود توصیه کنید که چنان نکنند!
سیروس غضنفری: واقعا هم آقای مسعود طوسی بخش بدنبال زندگی خصوصی اش بود!
مسعود جان توازچه زمانی وزارت اطلاعات شناس شده ای که ادعا میکنی زمام امور خانواده ها درهنگام مراجعه به ملاقات های شما ها دردست آنست! من وتو محققا میدانیم که اکثریت قریب به یقین خانواده ها بطور جمعی به کمپ های ما مراجعه میکردند و اگر ملاقاتی هم اتفاق میافتاد، کسی ازایران آمدگان، درفکر تعریف وتوصیف دولت و… نبود وآزادانه محبت هایشان بود فقط که نثار ما می شد!
رجوی بدنبال چیست؟
آیا پدران و مادرانی که عمری از زندگی خود را برای بزرگ نمودن فرزندانشان زحمت کشیده اند و اکنون سران جانی فرقه رجوی انها را با شستشوهای شدید مغزی اغفال نموده اند، مستحق چنین کسالتی هستند که این چنین بر روی تخت بیمارستان باشند؟
نماینده مجلس اعلای اسلامی عراق: وجه مشترک داعش و مجاهدین تفکر انحرافی آنهاست
نماینده مجلس اعلای اسلامی عراق در ایران وجه اشتراک گروه تروریستی مجاهدین و داعش را انحرافی بودن تفکر آن ها دانست و گفت: ارتباط با اجنبی،خشونت و قساوت بیش از حد نیز ویژگی مشترک این دو گروه تروریستی است.
مادر ستیزی!
اخیراً سایتهای جنجالی مجاهدین مقاله ای را با آب و تاب منعکس کرده اند، انگار مقاله سرلوحه مکتب شان بوده باشد، اسم پر طمطراقش را”مادر! یا گرگ در لباس میش؟” و اسم نویسنده بخت برگشته اش را احمد عبدی، گذاشته اند. از ابتدا تا انتهای مقاله، در وصف رد عواطف و انسانیت و مسئولیتهای مادر است. انگار نویسنده و دیگر اعضاء و رهبران فرقه از کرات دیگر به زمین رسیده اند. نویسنده که از ابتدا تا انتهای نوشته، حرص و کینه امانش را بریده است،
هفت تیر، انفجار خشم خلق یا پایه ریزی تروریزم در خاورمیانه!؟
هفت تیر نقطه عطف دیگری بود. حدود دو ماه بعد هم دفتر نخست وزیری منفجر شد. از آن پس همه شهرها و خیابان های ایران صحنه انفجار و حرکت های تروریستی بود. نه خانه ها امن بود و نه مساجد و خیابان. موسی خیابانی از آن به عنوان”انفجار خشم خلق” یاد کرد. بعدها مسعود رجوی در نشست های مختلف از آن با افتخار یاد می کرد… سی سال و اندی بعد از این حوادث تروریستی شاهد کشتارهایی مشابه در همه جای خاورمیانه هستیم.