تلکس
نگاهی کوتاه به خیمه شب بازی مریم رجوی در کشور آلمان
ننگ و رسوایی خیمه شب بازی برلین، چنان عیان بود که نیازی نیست به جزییات آن پرداخت. حضور سخنرانان مزدور و اجاره ای در این خیمه شب بازی، خود گویای واقعیت همه این ماجرا است. تحریم این خیمه شب بازی توسط ایرانیان مقیم آلمان، در حالی که کشور آلمان یکی از بزرگترین میزبانان ایرانیان در کشورهای اروپایی است. عدم حضور انجمن های زنان ایرانی و انجمن های زنان معتبر کشور آلمان و اروپا، خود گواه و گویای شکست این خیمه شب بازی است. البته پر کردن سالن از پناهنده هایی که به وعده پول و مسافرت رایگان به برلین و اقامت در هتل و بعضا دریافت هدایا برای مریم رجوی که برای سخنرانی یک مزدور اجاره ای تا 20 هزار دلار می پردازد، شاید کار بسیار سختی نباشد.
خیانت نابخشودنی به خلق
رهبری فرقه تروریست گفته ما اولین جرقه تحریم را در 13 سال پیش علیه ایران زدیم و اکنون هم که ایران (ملت ایران) در عذاب تحریم هاست این راندمان کارمقاومت و مجاهدین است. صد البته که برکسی پوشیده نیست رجوی دشمن ملت ایران است و او کسی است که وقتی یک چوپان مرزی ایران آدرس محل حساسی که در منطقه مرزی بوده را به تیم های خرابکار رجوی نداده او را دست و پا بسته در بیابان گرم تابستانی رها کرده و طبق گزارش تیم برگشتی به اشرف، چوپان وطن پرست از تشنگی مرده بود و رجوی به آن تیم احسنت و تبارک الله گفت.
تحلیلی ازحال وآینده سازمان – قسمت دوم
چند روز قبل سازمان مجاهدین با یک حرکت که در همسویی با مخالفان مذاکره با نشان دادن یک سایت که آن هم محل کارگاه درست کردن گاو صندق بوده است، خودزنی کردند واز طرفی این خودزنی نشان دادکه رجوی امروزه نان دولت اسرایئل را می خورد واین برای ملت ایران چندش آور است واین مسئله خانواده ها را مصمم کرد دست بکار شوند واگر بیانیه های خانواده ها را درسایت انجمن نجات یا دردیگر سایت ها خوانده باشید می بینید که آنها درپی دست یافتن به راه حل هایی هستند تا فرزند خود را از دست رجوی رها کنند. این نوع حرکت اگر کمک کننده داشته باشد به افشاگری بین الملی می انجامد وفکر می کنم لیبرتی با دست همان خانواده ها که رجوی آنها را نقطه فساد می داند بسته خواهد شد.
انتقال گروهی دیگر از ساکنین لیبرتی به آلبانی
در پی توافق سازمان ملل با دولت آلبانی مبنی بر انتقال تعدادی از اعضای گروه مجاهدین به عنوان پناهنده به این کشور، مقدمات انتقال حدود 120نفر دیگر از اعضای حاضر در کمپ لیبرتی به کشور آلبانی فراهم شده است. اعضای مجاهدین که به کشور آلبانی منتقل می شوند در کمپ پناهندگی در «تیرانا» پایتخت این کشور نگهداری میشوند.
بصیرت بازیافته – قسمت هشتم
واقعا من ازسرساده لوحی واعتماد مطلقی که دردستگاه مغزشویی به سازمان داشتم بی آنکه کمترین شکی به وعده های دروغین مهوش سپهری داشته باشم قبول کردم وترتیب اعزام من به اتفاق گروهی دیگربه عراق ریخته شد وازآلمان عازم خاک اردن شدیم تا ازآنجا با خودرو به عراق بازگردانده شویم. به مجرد ورود به پایگاهی دراردن که مسولیت آن با حوری سیدی بود دستورداده شد که کت وشلواروپیراهن شخصی را تحویل انبارداده ویکدست لباس فرم برای داخل پایگاه ویک دست لباس عربی (برای عادی سازی درمسیراردن به عراق) برای اعزام به عراق تحویل بگیریم وبدین صورت درهمین نقطه فهمیدیم که جملگی کلک خوردیم ومجددا بی آنکه بخواهیم توسط رجوی به عراق دپورت شدیم.
مهدی پور واحد هم؟
من شخصا که شما را میشناسم، باور ندارم با صمیم قلب این حرف ها را نوشته باشی وحداکثر حکم مامور ومعذور بودن را با خود حمل میکردی که باعث شده به سازمان های حقوق بشری که دائما ازوجود آنها سوء استفاده میکنید تا خیمه وبارگاه رجوی را همچنان حفظ کنید، این قدر مورد حمله قرار گیرند و بازهم تکرار اتهام معروف” مماشات” است که به اربابان رجوی چسبانده اید. (من فعلا جرات نمیکنم که آنها را ارباب شخص شما خطاب کنم).
دادخواهی خانواده های اعضای گرفتار در فرقه بدنام رجوی درآلبانی
حال ما خانواده های دردمند ورنجدیده ازظلم وجوررجوی ازمجامع حقوق بشری وسایروجدانهای بیداربشری خصوصا جداشده های مقیم اروپا انتظارداریم ضمن انتشاردادخواهی ما درانظارجهانیان آنچانکه شایسته است ودرتوان دارند با روشنگری به عزیزانمان کمک نمایند که درواپسین روزهای زمستان 1393 وتحول طبیعت درسال جدید ازشررجوی کنده شده وبه دنیای آزاد بپیوندند و با ما حداقل یک تماس تلفنی داشته باشند تا ما نیزبا گذر ازرنجهای فراوان وچشم انتظاری کشنده قدری به آرامش برسیم.
نامه سرگشاده سیروس غضنفری به وزیر خارجه ایالات متحده
بما درسازمان گفته بودند که هر روز باید به پاسگاه رفته خودتان را معرفی کنید که ابدا چنین نبوده است. خلاصه بعد از 11 سال به این نقطه رسیدم که القای فکری مسعود رجوی برعلیه من و امثال من برای این بود که ما را در آن کمپ نزد خود نگه دارد و خودش را به عنوان رهبر سیاسی به دنیا معرفی کند و امروز من هم به شما این نامه را می نویسم که شما کمک کنید دیگر دوستان در اسارت ما که توسط رهبران این گروه مغزشوئی شده اند و القای فکری آنها باعث شده فقط کمپ های اشرف ولیبرتی را سمبل هستی دنیا بدانند، آزاد شوند.
در اوج فراخوانی نیرویی رجوی ها، فقط صد ایرانی در برنامه فرقه شرکت کردند
از رجوی ها که تخصص دارند، شکست را پیروزی، مزدوری را استقلال طلبی، ترور و جنایت را عملیات انقلابی و جاسوسی را افشاگری بنامند و از سوی دیگر حضور میلیونی مردم ایران در صحنههای مختلف همچون راهپیمایی 22 بهمن را به حضور کمتر از 10 هزار نفر تقلیل بدهند!! انتظاری غیر از این نبوده و نیست. کسانی که بیش از سی سال است بدلیل ماهیت خود از سوی ایرانیان طرد شده در ایران حضور ندارند و اگر به لطف ارباب قدیم شان صدام و اربابان جدیدشان نتایاهو و دستگاه های امنیتی غربی و عربی نبود از تاریخ نیز برای همیشه محو شده بودند.
آقای مسعود یکبارهم شده شما هم پروسه خود را درمقابل جمع بخوانید؟
مسعود با ریاکاری و جاه طلبی از نیروهایش استفاده ابزاری می کند و تبلیغات سیاسی راه می اندازد و از اربابان خود پول می گیرد. حال ببینید در آن بیابانهای خشک و خالی بایستی بچه ها بالاترین فشارهای طاقت فرسای روحی و جسمی را بپذیرند و تحمل کنند و خانم مریم قجر و جمعی از نزدیکان خود در پاریس و اروپا در رفاه و خوش گذرانی باشند. بنظرم مسعود کثیف ترین آدمی است که هم ردیف هیتلر وگوبلز قرار گرفته
مریم رجوی٬ شیطان مجسم!
هشتم مارس روز جهانی زن نامگذاری شده است.روزیکه مریم رجوی هرساله با برپایی یک شوء تکراری و مسخره و دور خودجمع کردن زنان سالخورده از کوچه و خیابانهای محل سکونت خود در فرانسه که البته به صرف شیرینی و شام میباشد سعی براین دارد خودش را نخستین و تنها حامی زنان در جهان نشان بده…زنان برای اثبات خودشان به سازمان حتی از فرزندان خود هم بگذرند و دست به کارهایی مانند شکنجه زندانیان مرد در سازمان بزنند! برای نمونه زنانی مانند سپیده ابراهیمی ٬عذرا علوی طالقانی(سوسن) فهیمه اروانی ٬ بتول رجایی و… زنانی بودند که در شکنجه گاه های فرقه رجوی دست به این کارها زدند
لزوم اقدام فوری برای نجات زنان از قرارگاه های مجاهدین خلق
هشتم مارس روز جهانی زن و روز پاسداشت دستاورد های ساسی، اجتماعی و اقتصادی زنان دنیا ست. بنا به تعریف سازمان ملل متحد، این روز فرصتی ست برای حمایت از دستاورد های زنان، شناخت چالش های پیش روی آنان و توجه بیشتر به حققوق آنان و برابری جنسیتی و همراه کردن مردم جهان برای ایفای نقش خود در راه رسیدن به این اهداف….زنان در درون حصار های بسته ی این فرقه هیچ گونه دستاورد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نداشته اند. آنها همواره در شرایط نقصان و شکست و انزوا ی فرقه ای نگه داشته شده اند.