تلکس
حرف اضافه فرقه رجوی در خصوص حقوق بشر
کسانیکه در شکنجه گاه های شما توسط شکنجه گرانی همچون مهدی ابریشمچی حسین ابریشمچی مرتضی اسماعیلی حمید یوسفی سپیده ابراهیمی اسدالله مثنی و…. از شدت شکنجه از پا درآمدند و از بین رفتند و اجسادشان را شبانه در بیابانهای اشرف چال کردید به چه جرمی این حکم را برایشان در نظرگرفتید؟! همگی آنها تنها یک جرم داشتند و آن این بود که فرقه تروریستی شما راقبول نداشتند
ابر فرقه – قسمت دوم
تقریباً تمامی اعضا، تقابلات و مقاومت های شدیدی را شروع کردند ولی در سیستم بستۀ تشکیلات رجوی در اشرف نهایتاً تصفیه های گسترده ای صورت گرفت و خیلی از اعضا از رجوی جدا شده و عازم کشورهای دیگری شدند. اما دستگاه کنترل ذهن در عراق با اهرم های انقلاب ایدئولوژیک و عملیات جاری شکل گرفت و جوهرۀ تسلط سازمان بر نیروهایش در قالب از بین بردن دفاع روانی افراد با نشست های طولانی مدت و مستمر صورت پذیرفت.
ملاقات با خانواده مرحوم ابوئی
در پی اطلاع یافتن از فوت آقای ابویی راد از خانواده های فعال انجمن نجات استان مازندران توسط چند تن از دوستان بازگشته برای عرض تسلیت به دیدار خانم ابویی به منزل شان در بابل رفتیم. وی با دیدن بچه ها بسیار خوشحال شد و تشکر نمود. ابتدا خانم ابویی مقداری از همسرش صحبت کرده و در ادامه نیز هر کدام یک از بچه ها از وضعیت فرقه رجوی و نفراتی که در لیبرتی اسیر می باشند صحبت نمودند.
نامه دوم خانواده کریم نعلبندی به فرزند اسیرشان
نامه دوم خانواده کریم نعلبندی به فرزند اسیرشان برادرش میگوید تا زمانی که برادرم را فرقه رجوی آزاد نکرده ما از تلاش برای رهایی او دست بردار نخواهیم بود.
بصیرت بازیافته – قسمت هفتم
همچنانکه فوقا اشاره کردم بعد از تجاوز رژیم صدام به خاک کویت ومتعاقب آن، حملات بسیارشدید قوای آمریکایی با همیاری 32 کشورجهان ازجمله کشورانگلیس علیه عراق که فقط مردم محروم و بیدفاع عراق قربانیان آن بودند، ارتش شکننده صدام بتدریج متلاشی شد و صدام با توان نظامی ضعیف، عملا نمی توانست پاسخگوی تهاجمات هوایی آمریکا وچه بسا تهاجمات احتمالی زمینی برآید. لذا با توسل به سازمان مجاهدین، نیروهای خودرا ازمناطق شمالی کشوربه مناطق جنوبی گسیل داشت وبدین طریق ارتش آزادیبخش! رجوی، جایگزین ارتش صدام درمناطق شمالی عراق بمنظورسرکوب نیروهای بومی وخصوصا گروهای کردی شد و عملا درآن برهه، کمک قابل توجهی به بقای صدام داشت که امروزبایستی پاسخگوی آن جنایات باشد.
زن در ایران یا زن در فرقه ی رجوی؟ کدام یک به دنبال آزادی یواشکی است؟
مطالعه ی مصاحبه و خاطرات زنان جدا شده از این فرقه، گواه ظلمی است که طی چنددهه بر زنان عضو فرقه ی رجوی رفته است. ظلمی که نه تنها شامل حجاب و حتی پوشش اجباری یعنی یونیفرم ها و روسری های یک شکل و یک رنگ می شد، بلکه ازدواج و طلاق اجباری، کار اجباری، گزارش روزانه ی افکار و رؤیاها به صورت اجباری، شرکت اجباری در نشست های شستشوی مغزی، بیرون آوردن رحم و نهایتاً رابطه ی جنسی اجباری با شخص مسعود رجوی… را نیز در بر می گیرد.
داستان فرقه ی کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عواطف انسانی ست – به کجا مراجعه کنم؟
آیا نباید اعضای گروه مجاهدین در یک فضای باز سیاسی و از تریبون آزاد جهانی بدون هیچ ترس و واهمه ای نقطه نظراتشان را اعلام کنند؟ اگر این بچه ها با میل خود در این گروه فعالیت میکنند پس چرا نجات یافته گان از این جهنم تمایلی به ادامه ی همکاری با این فرقه ی تروریستی ندارند؟
حضور فرمانده لشکر فدایی مسعود رجوی در آلمان، تهدیدی برای دمکراسی است
نفس حضور رهبر یک فرقه تروریستی در آلمان، اگر چه بر روی کاغذ از لیست گروه های تروریستی طبقه بندی شده خارج شده باشد، تاسف برانگیز است و در عین حال تهدید و خدشه ای بر دمکراسی حاکم بر کشور آلمان می باشد، چرا که مریم رجوی قصد دارد با این حضور تبلیغاتی و پر خرج در آلمان کماکان توجه افکار عمومی را برای اسارت هر چه بیشر قربانیان و اسیران این فرقه در عراق و کمپ لیبرتی جلب کند. مجاهدینی که مریم رجوی آنها را نمایندگی می کند فجایع بسیاری تا کنون در داخل عراق و خارج از عراق و بطور مشخص خودسوزی های ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ را در خیابان های پاریس آفریده است.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هشتم
اگر به سوابق موجود در سازمان نگاه کنیم انقلاب را برای همین اسرا اعلام کرد و گفت این انقلاب برای اردوگاهی ها می باشد و درمان درد شما همین انقلاب است و هر چی بعد از این پیش آید به پای انقلاب می کشانند حتی اگر یکی می گفت سر استراتژیک سازمان حرف دارم و یا در تشکیلات به یکی از مسئولین انتقاد دارم سریعاً به نفر می گفتند مشکل تو «زن» است نه خط مشی تشکیلات سازمان.
عملیات کرد کشی وشیعه کشی مجاهدین در عراق – قسمت اول
مسعود ومریم رجوی با شرکت مستقیم در جلسات شورای رهبری و انقلاب عراق در جریان تمامی جزئیات شرایط خطیر قرار گفتند(سخنرانی درونی مسعود رجوی در نشست آذر 69) طبق توجیه رجوی رژیم بعثی از آنجایی که خوب می دانست مورد تهاجم آمریکا قرار می گیرد و مجبور خواهد شد تمامی نیروهایش را به مرز کویت ببرد لذا یک خطر درونی دیگری را از جانب معارضین در چشم انداز بررسی کرده بود. صدام دقیقاً می دانست از شمال و جنوب توسط اکراد و شیعیان در خطر است.
فرقه ی رجوی آرام نمیگیرد تا مگر خبر خشنی بشنود و یا بسازد!
درقاموس رجوی ها، هرشخص وجریانی که بنفع او عمل نکند وحتی بی تفاوت دربرابرش باشد،” مزدور” است!این درحالی است که در سراسر جهان، پلیس حق حضور در مدنی ترین اعتراضات رادارد وکسی صرف حضور پلیس در محل را کار بد تلقی نمیکند واساسا در تحرکات واعتراضات قانونی ودارای بالاترین مجوز برگزاری، حضور پلیس الزامی است واین حضور تعجب کسی را بر نمی انگیزد و اغلب هم به آرامش خاطر شرکت کنندگان درمراسم و تماشاچیان کمک میکند.
آقای ابریشمچی برو بمیر!!
تو اصلا ذره ای احساس انسانی در وجودت هست که داری از کشته شدن مردم یا خسارات مادی و معنوی حرف میزنی؟! تو با چه رویی بعد از سه دهه مزدوری کردن برای دشمن شماره یک مردم ایران یعنی صدام و بعد از سه دهه فروختن سری ترین اطلاعات کشوری که متاسفانه تو آنجا به دنیا آمده ای در تلوزیون ظاهر میشوی و صحبت از صلح و حقوق بشرو… میکنی؟! اینکه میگویم تو شاگرد اول مدرسه وقاحت فرقه رجوی هستی که همینطوری نیست!!