تعیین زمان و تاریخ سرنگونی توسط مسعود رجوی

تردید ندارم تمام کسانیکه به میزانی وقایع سازمان مجاهدین خلق را دنبال میکنند با پدیده تعیین زمان و تاریخ توسط مسعود رجوی در رابطه با سرنگونی جمهوری اسلامی آشنایی دارند. تاریخ هایی که هر ساله تحت عناوین مختلفی برای زمان های مختلف از جمله بهمن ماه آن سال مطرح میگردد.
حتما دیده اید که برعکس پیش پینی های جناب مسعود رجوی هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتد و بر عکس مردم بفکر خریدهای عیدشان هستند تا اینکه وقعی به حرف مسعود رجوی بنهند.
راستی چرا مسعود رجوی اینکار را هر ساله انجام میدهد؟ یعنی او بفکر آبروی نداشته خودش نیست؟ یعنی آیا او نمیداند که سرنگونی فقط یک شعار نیست و نمیتوان آنرا همینطوری گفت و بعد به روی مبارک هم نیاورد؟
چرا او خیلی خوب اینها را میداند. ولی از آنجا که یک حس زیرکی در خود می بیند هر ساله با دادن یک زمان و تاریخ برای سرنگونی یک هدف عمده را دنبال میکند. آن هدف حفظ و نگهداری نیروهای فعلی سازمان است تا بدین وسیله مستمر بگوید که نیروها به وی وفادار هستند و تا پای جان ایستاده اند. اما نیروها را چه میشود که بعد از این همه وعده و وعیدهای کذب کماکان دل به تاریخهای موهوم خوش میکنند در حالیکه می بینند که همیشه دروغ از آب در می آید.
واقعیت این است که یکی از سیاستهای ضد انسانی و ضد بشری مسعود و مریم رجوی و سایر سردمداران سازمان مجاهدین خلق همواره این بوده که به نیروها بگویند که شما ها تا زمانی بدرد میخورید که در سازمان هستید و بمحض خروج از سازمان از طرف خانواده و آشنایانتان مطرود هستید و بمثابه تف سربالا میباشید، مگر اینکه در رکاب مسعود و مریم رجوی باشید و به آنها وفادار بمانید. یک نیروی سازمان در این شرایط چه باید بکند. عضو سازمان بخود تلقین میکند که شاید این بار تاریخ داده شده و درست از آب در بیاید و جمهوری اسلامی سرنگون شود. ولی از آنجا که با شگردهای مغزشویی قدرت تفکر منطقی از افراد گرفته شده به این نمی اندیشند که آخر مگر سرنگونی یک نظام به این سادگی است؟ مگر با شعار می شود این کار را انجام داد؟ مگر با دعا می شود کار پیش برد؟ طبعا نمی شود.
اما در سالهای قبل، بعد از هر بار مفتضح شدن زمان ها و تاریخ های اعلام شده از جانب مسعود رجوی، مریم هم به یاری او می آمد و علت تحقق نیافتن وعده شوهرش را طی نشستهایی مفصل خود نیروها می دانست و النهایه به این نتیجه میرسید که باعث و بانی تحقق نیافتن وعده سرنگونی همچون همیشه کوتاهی نیروها و اعضای سازمان بوده است.
آیا مسعود و مریم رجوی دیواری کوتاه تر از دیوار اعضای سازمان پیدا نمی کنند؟ همین امر دستاویزی میشود تا مدتی طی نشستهای متعدد، نیروهای سازمان را وادار کنند تا توی سر خودشان بزنند و طی گزارش نویسی ها و گزارش خوانی های مکرر خود را سرزنش نمایند و با هزار دلیل و برهان ساختگی مسعود و مریم را تبرئه کنند و خود را مقصر قلمداد نمایند.
این شیوه سالهاست که ادامه دارد و تکرار میشود و زیر فشارهای مغزشویی جواب داشته و همیشه عامل تمامی شکستهای این سالها هیچ کسی جز نفرات خود سازمان منهای رجوی ها نبوده است.
از طرفی تعیین زمان و تاریخ برای سرنگونی توسط مسعود رجوی، یک مصرف خارجی نیز دارد و آن این است که هواداران ساده را نیز فریب داده و با فرصت طلبی و طی برنامه هایی تحت عنوان “همیاری” پولهای آنان را گرفته و به جیب میزند. البته نه اینکه رجوی به این پول ها نیازی داشته باشد بلکه تظاهری است برای اینکه مشخص نشود پول های اصلی از کجا می رسند.
اگر هواداران پول بدهند بیشتر وابسته می شوند و بیشتر دروغ های رجوی را قبول می کنند و اگر هم پولی ندهند حتما خودشان را مقصر خواهند دانست که کمک نکرده اند. همه می دانند که سازمان واسطه رساندن پول به امثال بولتون و جولیانی و مک کین است تا خواسته های سعودی و اسرائیل را در میتینگ مریم رجوی فریاد کنند.
از هر طرفی که می چرخیم می بینیم که این زن و شوهر حقه باز برای حفظ و بقای خود دست به چه مزدوری ها و شارلاتان بازی ها می زنند.
البته اینها شغل مزدوری خودشان را انجام میدهند. زمانی به اجاره صدام حسین در آمده بودند و حالا جایگزین دیگری پیدا کرده اند. روی سخن با کسانی هست که نمیخواهند چشم بر واقعیات بگشایند و امیال خود را به جای واقعیت می پذیرند.
مگر همین مجاهدین خلق نبودند که در تحلیلهایشان کردهای عراقی را بویژه شخص جلال طالبانی را مورد بدترین تهمت ها و هتاکیها قرار دادند و گفتند که آنها سوار بر تانک های آمریکایی وارد بغداد شدند. حال طنز تاریخ را بنگرید که سرزنش کنندگان آن روزگار، خود اکنون به دامان آمریکا آویخته اند و مستمر مجیز اسرائیل و سعودی را می گویند تا بلکه بتوانند آب را آنقدر گل آلود کنند که موقعیت ماهیگیری برایشان فراهم شود قافل از اینکه توان ماهی گرفتن از آب گل آلود را هم ندارند.
در این وانفسا و در میان درگیریهای آمریکا با ایران، مجددا مسعود رجوی زمان و تاریخ برای سرنگونی تعیین کرد و بدون اینکه خودش طرح و برنامه ای ارائه دهد نیروها را موظف به سرنگون کردن نظام نمود. موعود مقرر مثل سالهای قبل بهمن ماه است، پس قرار من و شما بعد از بهمن ماه تا جمع بندی بکنیم که چه شد و چه حوادثی رخ داد.
بخشعلی علیزاده

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.