در باب کنفرانس کذائی زنان که مریم رجوی برگزار کرد

روز دوم اسفند جاری و در حالی که 16 روز به سالگرد روز جهانی زن باقی مانده است، مریم رجوی با گردهم آوردن مزدبگیران خود- کنفرانس زنان را دراروپا برگزار کرد و چنانکه عادت مالوف اوست ، سخنرانی مبسوطی کرد. میهمانان او شخصیت‌های بازنشسته، سابق و اسبق بدنام و طماع سیاسی هستند که برای گرفتن […]

روز دوم اسفند جاری و در حالی که 16 روز به سالگرد روز جهانی زن باقی مانده است، مریم رجوی با گردهم آوردن مزدبگیران خود- کنفرانس زنان را دراروپا برگزار کرد و چنانکه عادت مالوف اوست ، سخنرانی مبسوطی کرد. میهمانان او شخصیت‌های بازنشسته، سابق و اسبق بدنام و طماع سیاسی هستند که برای گرفتن پول و مزایا در مواردی که مریم تشخیص بدهد، همواره حی و حاضرند که سخنانی بر وفق مراد او ایراد کنند.

عجالتا با متن سخنرانی مریم رجوی کاری ندارم. تنها می‌خواهم بگویم که او با عجله تمام کوشید که این سالروز صنفی زنان را تسلیحاتی کرده و نگذارد که خواننده و شنونده چرندیاتش از علت وجودی اختصاص 8 مارس بنام روز جهانی زن آگاه باشند.

مسلما مخاطبی که کم وبیش اهل مطالعه باشد، می‌داند که چرا روز 8 مارس (18 اسفند) روز جهانی زن نامگذاری شده است. بزرگداشت این روز از سال۱۸۵۷آغاز شد. زمانی که کارگران زن کارخانه نساجی کتان در شهر نیویورک به دلایل مختلفی همچون تبعیض میان زنان و مردان، محرومیت، حقوق بسیار کم زنان و فشار کار بالا دست به اعتصاب زدند. نگهبانان و صاحبان کارخانه به دلیل ترس از فراگیری اعتصابات و اعتراضات، زنان را در قسمتی از کارخانه محبوس نمودند تا از همبستگی آن‌ها با یک دیگر جلوگیری نمایند. پس از گذشت مدتی کارخانه دچار آتش‌سوزی شد که دلیل آن هنوز هم مشخص نیست. به دلیل این رخداد، تعداد بسیار زیادی از کارگران زن کشته شدند و تنها تعداد اندکی از آن‌ها توانستند از آتش بگریزند و نجات یابند. تعداد کشته شدگان افراد در این کارخانه به ۱۲۹ نفر می‌رسد.

پس از رخ دادن این رویداد هشتم مارس به طور رسمی به عنوان روز جهانی زن نام گذاری شد و افراد از این روز به عنوان فرصتی برای اعلام ایستادگی در برابر فشار بی‌عدالتی علیه زنان دنیا یاد می‌کنند. پس از سال ۱۸۵۷ اعتراضات زنان علیه بی‌عدالتی و فشار کاری بالا در کشورهای مختلف نیز رواج یافت و زنانی که در محل کار یا زندگی بر علیه آن‌ها ظلم می‌شد، دست به اعتصاب‌ها و اعتراض‌هایی زدند. یکی از مهمترین اعتراضات، اعتراض خانم کلارا زتکین بود. او سعی داشت از حقوق زنان در مواردی همچون ساعات کاری بالا، عدم وجود تعطیلات ویژه ایام زایمان و… دفاع کند. همچنین او از قانون درخواست کرد تصمیماتی را در این موارد اتخاذ نماید.

بدین ترتیب روشن است که خواسته‌های مراسم روز جهانی زن نه برای شرکت زنان در تخریب و ایجاد آشوب‌ها ، بلکه در تجمعات مدنی و در راستای اعاده حقوق صنفی و جنسیتی زنان مطرح است. نیت مریم رجوی و شرکت کنندگان مورد اشاره، چیزی به نام تغییر رژیم، آنهم با ایجاد شورش و بلوا و ترور است که مطلقا با روح و سنت برگزاری این مراسم درتضاد است. این کنفرانس‌های رسوا چیزی جز سوء استفاده از مراسم روز زن نیست!

حقوق بگیران یاد شده مریم مانند خود او به علت وجودی واقعی روز جهانی زن اشاره ای نکردند و درعوض هرچه توانستند درامور سیاسی ایران دخالت کرده و کاری جز گسترش ایران هراسی و کمک به متشنج شدن اوضاع کشور نکردند!

مریم رجوی در این مراسم گفت که : “سرنگونی استبداد دینی حاکم بر ایران ممکن نمی‌شود مگر این‌که زنان، نیروی اصلی تغییر باشند و آزادی و دموکراسی به ‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.”

که البته این مسئله هیچ رابطه ای با نفس روز جهانی زن و شعارهای کلاسیک مطرح شده درآن ندارد و اساسا تا کنون هیچ گاه علما و روشنفکران جهان تعیین نکرده‌اند که این تنها زنانند که می‌توانند دموکراسی وآزادی به وجود بیآورند!

خواننده گرامی!
می‌دانید که چرا مریم اینهمه پای زنان را به میدان می‌کشد؟
برای این که نقش مردان را در تشکیلات مافیایی و تروریستی رجوی به صفر تقلیل دهد که داده است. چه بسا مردان در تشکیلات مجاهدین می‌توانستند موانعی بر سر راه انحصارطلبی، جاه‌طلبی وخودشیفتگی مسعود رجوی ایجاد کنند. شاید که مردان نمی‌گذاشتند مسعود هوس‌ران حرمسرایی با وسعتی بالاتر از عشرت‌کده‌های شاهان خودکامه داشته باشند و مریم رجوی نمی‌توانست به مقام مهم سرحرمسراداری ارتقاء یابد.

بلی عزیزان!
در این تشکیلات استحاله یافته مجاهدین خلق، حقوق تمامی مردان بخاطر اقتدار بلا منازع مسعود و سپس مریم رجوی کاملا ضایع شده و ما هیچ نمونه‌ای سراغ نداریم که بتوان قبول کرد که حقوق زنان با پایمال شدن حقوق مردان تامین می‌شود. هیچ آدم عاقلی تصور این مسئله را که برابری با نقض حقوق مردان — باستثنای حقوق نامشروع مسعود رجوی – بدست می‌آید و البته مریم و مسعود این مسئله را می‌دانند ولی منافع پلید خود را در نفی واقعیات و حقایق تشخیص می‌دهند!

رضا اکبری نسب
جزو خانواده های قربانیان رجوی