تلکس
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده عارف نیا
ما اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان درگذشت و فقدان این مادر زجرکشیده و دردمند را به خانواده محترم اکبری وعارف نیا وهمچنین فرزند اسیرش علی عارف نیا تسلیت گفته وبرای آنها صبروشکیبایی وشادی روح آن مادرگرامی را ازدرگاه خداوند منان آرزو داریم.
حضور علنی در جلسه سنا، همکاری غیر علنی با سیا را تداعی میکند!
با اطلاعات زیادی که ازاین سناتورها دردست است، تصور میرود که شق دوم قضیه درست تراست واین جلسه با نیت شوم تداوم هرچه بیشترفشار زورگویان آمریکائی برعلیه مردم ایران بوده است وبخصوص اینکه دراینگونه پنداشتن ماهیت این جلسه، حضور طرفداران فرقه ی رجوی که عملکرد سه دهه ای رهبریت آن که همواره گرایش به ضدمردمی شدن روزافزون داشته، مزید برعلت میباشد!
عیادت اعضای انجمن نجات خوزستان از آقای شمس الله کنعانی در ماهشهر
اعضای انجمن نجات ضمن ابراز همدردی با این مادر رنجدیده و آرزوی سلامتی برای وی وهمسرش،ب ه این مادر رنجدیده دلداری داده و گفتند البته شما بعنوان یک مادر حق دارید که حتی ازدست فرزندتان اقبال ناراحت باشید هرچند می دانیم که گله مندی وشکایت شما ازفرزندتان نه ازسر بدخواهی وعدم دوست داشتن اوست،چون هیچ مادری درهرشرایطی فرزندش را فراموش نکرده ونمی کند. اما باید بدانید که این سران ضد دین وانسانیت فرقه رجوی هستند که باعث شدند اقبال ازشنیدن صدای شما ویا با خبرشدن از درد و رنجی که شما دراین سالیان متحمل شدید محروم شود!
اطلاعیه های متوالی اخیر فرقه رجوی و چند نکته
در طی سالهای ۸۰ و پس از آن هم طی تبلیغاتی که از طرف سازمان از دنیای خارج می شد. به ما می گفتند اگر الان به بیرون سازمان بروید همه تان دزد و معتاد و قاچاقچی و بدکاره و…(از الفاظ رکیک خودشان استفاه نمی کنم) می شوید. به تمامی انسان های آزاده و روشنفکران و ایضا خانواده ها توهین کرده و فحش های رکیک داده و می گفتند آنها در ساحل امن زندگی می کنند و تنها شما مبارزین در جهان هستید. در رابطه با وضعیت بغداد گفته می شد همه جا سیاهی و ماتم فرا گرفته و حتی پرندگان در شهر هم پرواز نمی کنند. بگذریم که علیرغم همه مشکلات و مصائبی که مردم عراق با ان دست به گریبان هستند ولی زندگی متوقف نمی شود و مردم در حال زندگی خود هستند و پرندگان هم دسته دسته بر فراز شهر پرواز می کنند!
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت پانزدهم
حقیقت این است که من بنا به دلایل خیلی خاص و البته مستند از موضوع این ازدواج و آن پیشینه ای که از رابطه مریم و مسعود بیاد می آورم و در ادامه فاصله زمانی بین ازدواج مسعود با فیروزه، آمدن مریم در دم و دستگاه مسعود، نزدیکی مریم به فیروزه و مسعود و فاکتورهای دیگر تحت هیچ شرایطی نمی توانم انگیزه این ازدواج را جز از زاویه یک رابطه شخصی دو طرفه میان مریم و مسعود ارزیابی کنم. یعنی اول می خواهم بر روی انگیزه های واقعی این ازدواج انگشت بگذارم در مقابل آن انگیزه ها و دلایل واهی و ساختگی که به این ازدواج سنجاق شده است.
طبق مدارک اداره پناهندگی، گروگانگیر استرالیا عضو مجاهدین بود
روزنامه «آستریلین» در گزارشی اعلام کرد که این افشاگری از میان اسناد درخواست پناهندگی یک ایرانی که شریک هارون مونس یا همان محمدحسن منطقی بوده در سال ۱۳۸۲ به دست آمده است.این روزنامه ادامه داد: شریک مونس در درخواست پناهندگی خود اینگونه ادعا کرده که در صورت بازگشت به ایران به خاطر ارتباط نزدیکش با هارون مونس که به دنبال براندازی دولت ایران بوده با خطر مرگ مواجه خواهد بود.
فراخوان برای نجات زندانیان فرقه مجاهدین
اعزام نکردن به موقع بیماران به بیمارستانهای ارتش عراق و یا جلوگیری از ورود بنزین و یا داروهای مورد نیاز برای معالجه که تمامی این عوامل تنها برای از بین بردن عناصر و کشته سازی در داخل لیبرتی توسط سران فرقه رجوی می باشد که باید مورد توجه ارگانهای بین المللی خصوص صلیب سرخ و سازمان ملل و کمیساریای پناهندگی و تمامی جوامع حقوق بشری که فقط ادعای ان را دارند باشد که سران سازمان مجاهدین شدیدا بدنبال این موضوع هستند تا بتوانند آبروی از دست رفته خودشان که همانا اخراج از پادگان نظامی اشرف که روزگاری خط قرمز آنها بود می باشند و این روش را می خواهند با از بین بردن افراد ناراضی خود انجام دهند
دیدار خانواده های اسیران فرقه رجوی استان مازندران با آقای علی محمد خاتمی – قسمت دوم
در ادامه آقای شبانی از اعضای جدا شده اظهار داشتند وقتی می گوئیم این تشکیلات دارای مناسبات فرقه ای می باشد بدین خاطر است کسی اجازه ندارد از خط و خطوط آن انتقاد کند. کسی حق اظهار نظر در مورد رجوی را ندارد و در یک کلام همه افراد باید گوش به فرمان باشند و اگر کسی پایش را فراتر از این قوانین بگذارد به شدیدترین وجه با وی برخورد می شود و تصور کنید در بین تعداد زیادی افراد به وحشیانه ترین وجه به شما توهین می کنند و حتی مورد ضرب و شتم قرار می دهند و شخصیت شما را له می کنند. دیگر چه انتظاری دارید که کسی بخواهد دست به این عمل بزند و همه سعی می کنند سکوت کنند تا زمان بگذرد.
توبه ی گرگ مرگ است!
فرقه ی رجوی هرچقدر هم در جلسات پارلمان ها و… اروپا و… حاضر شده و بارها قسم حضرت عباس بخورد که خشونت مسلحانه و…را کنار گذاشته ورغبتی بدان ندارد، بعلت ماهیت ایدئولوژیک وانحصار طلبانه اش که انجام هرکاری رابرای خودش بعنوان قطب و محور عالم مجاز میداند، نمیتواند از دیده شدن دم خروس جلوگیری کند! چرا که از طرف دیگر هم دروغگوست وکم حافظه!
هیزم بیاران معرکه ای بنام فرقه ی مجاهدین خلق!
من این دیدگاه را که در اینترنت منتشر شده و حملا تروریستی اخیر پاریس را کار عوامل آمریکا یا اسرائیل میداند تأیید می کنم. تیراندازی شبیه عملیات یک سرویس مخفی بود ولی ما هیچ مدارکی در این زمینه نداریم. من فکر میکنم مقامات فرانسه این حملات را سازماندهی نکردند اما اجازه دادند این جنایت صورت گیرد. برای من باور نکردنی است که یکی از عوامل حادثه تروریستی پاریس کارت شناسنائی اش را به این آسانی هنگام فرار جا بگذارد تا بدست پلیس بیفتد!
زمینه سازی برای قربانی تدریجی نفرات در اسارتگاه لیبرتی
من شاهد یکی از بیماران بسیار بد حال بودم که مسئول بیمارستان، دکتر عمر که بسیار دکتر دلسوزی بود اصرار فراوان بر خروج آن مریض بدحال بنام خانم حسینی داشت که عفونت شدید داخلی وارد خون او شده بود وبدلیل کمبود امکانات درمانی حتما ً باید به بیمارستان بغداد منتقل میشد ولی به بهانه های مختلف اینکاررا به عقب انداختند وبعد از دوهفته این مریض منتقل شد ولی افسوس عفونت وارد خونش شده بود وخانم حسینی فوت شدند که مسئولین عراقی از تحویل جنازه به سازمان خودداری کردند. حال بعد از مرگش بیا ببین سازمان چه تبلیغاتی به راه انداخت!
بصیرت بازیافته – قسمت اول
به موجب افزایش فعالیتم درصفوف سازمان طبعا مثل قبل نمی توانستم به درس وتحصیل بپردازم طوریکه سطح نمراتم به نسبت قبل افت قابل توجهی داشت وازاین حیث ازجانب خانواده ام مستمرا تحت فشاربودم که ارتباطم با سازمان را قطع کرده وبا موفقیت درتحصیلاتم درفکرآینده ام باشم ولیکن بتدریج دراثرمغزشویی بیش ازپیش شیفته سازمان شده بودم وحاضربودم شبانه روزدرخیابانها مشغول فروش نشریه ودیگرفعالیتهای تبلیغی آشوب طلبانه باشم وبیمی نداشتم که ازدرس وتحصیل عقب بیفتم ومتحمل هرعواقبی بشوم.