تلکس
فرقه تروریستی رجوی هم عملیات تروریستی در کشور فرانسه را محکوم می کند؟!
ایشان در حالی ادعای دموکراتیک بودن و ضد تروریسم بودن می کند که چندی پیش شوهر فراری اش تحت عنوان رهبر مادام العمر عقیدتی این فرقه تروریستی از مخفیگاه خود طی یک نوار صوتی که برای ساکنان لیبرتی فرستاده بود همه مخالفان و منتقدان خودش را تهدید به قتل کرده است و فرمان قتل اعضای جدا شده از سازمان را صادر کرده است و شعار می کشیم سر داده اند ؛ چون که تحمل شنیدن کوچک ترین انتقاد را از جانب دیگران را ندارد بعد به دروغ مدعی ضد تروریسم بودن هست و می گوید که طرفدار آزادی بیان هست و ترور کارکنان نشریه شارلی ابدو را محکوم می کند.
تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»
در طی همین هفته شاهد جان باختن دو تن از اعضای قدیمی مجاهدین (در آلبانی و لیبرتی) بوده ایم. نگاهی به نحوه ی خبررسانی فرقه در مورد این دو نفر به وضوح نشان می دهد که رجوی”خود” را به جای”خدا” نشانده و قربانیان را هم بر اساس تفکر”خود خدا بینی” ارزش گذاری، و بر همان اساس القاب زیر و زبر به آنان اعطاء می کند. این زوج که هزاران جوان را به کام مرگ کشیده و روز به روز بر سرکوب اعضای بازمانده و بر تهدید منتقدان خود افزوده اند، خبر فوت یک پدر پیر را با بی احترامی به شکلی انعکاس داده اند که جز تحقیر و طلبکاری در آن به چشم نمی خورد.
دروغ بافی های سران فرقه پایانی ندارد
می توان نتیجه گرفت که بالاخره کدام حرف رهبران فرقه را باید باور نمود آنان در جایی عنوان می نمایند که زندانیان در زیر شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار دارند و مانع درمان آنان می شوند و حتی اجازه ملاقات به آنان داده نمی شود و از طرفی مدعی می شوند که زندانیان سیاسی نامه ای را به همبستگی با مردم فرانسه بیرون داده و حکومت ایران را عامل تمام این ترورها می دانند
اقدامات مشابه داعش و رجوی ها برای تصاحب زنان
این عمل سرکردگان داعش در مورد این زن و مرد اگر نمونه ای باشد ولی رجوی گام را فراتر گذاشته و همه زنان عالم را در اختیار خود می دید و کسی جرات نداشت حتی در ذهن خود به این مسئله فکر کند و اگر کسی هم به این مرز وارد می شد باید در نشست های آنچنانی جواب می داد که چرا در حریم رهبری وارد شده و عمل گناه انجام داده است.
آیا میدانستید که به دستور رجوی بی کفایت ترین زنان در راس امور نظامی و تشکیلاتی قرار میگرفتند؟
زمانی جبران ناپذیر میشد که در زمینه نظامی هم اوضاع به همین شکل می بود.یعنی در یک ماموریت نظامی مثلا ماموریت گشت رزمی یا کمین شبانه یک حتی یک ماموریت اسکورت رزمی یک زنی که در عمرش صدای شلیک گلوله را نشنیده یا کوچکترین تجربه ای ندارد فرمانده میشد و خیال هم میکرد که یک عنصر نظامی کار حرفه ای است. با بی تدبیری و بی تجربگی خود بعضا باعث کشته شدن بچه های تحت مسئولیتش میشد! و جالب اینجا بودکه پاچه خواران دستگاه رجوی هم میگفتند:مگر برادرانی که با تجربه شده اند چطور این تجارب را بدست آورده اند؟ باخون! خب اکنون خواهران هم باتجربه میشوند! یعنی براحتی از خون بچه ها برای رسیدن به اهداف خود خرج میکردند و به هیچکس هم پاسخگو نبودند!
شما ضعیف تر ازآنید که بتوانید ازاین تضادها استفاده کنید!
درهر صورت، رئیس جمهور وکنگره ی آمریکا با استفاده از اختیارات قانونی شان عمل میکنند واینکه کدام موفق میشوند، به تناسب قوا واوضاع جهانی درهر لحظه ی خاص بستگی دارد که ما هم مثل مجاهدین رجوی، قادر به پیش گویی درست وعلمی دراین مورد نبوده و واقعا نمیدانیم که روند امور درآینده ی حتی خیلی نزدیک چه خواهد شد ولی چیزی را که میدانیم عبارت ازاین است که هرکدام ازطرفین ماجرا حرف خود را به کرسی بنشانند، چیزی عاید فرقه ی رجوی نخواهد شد!
کرنش رجوی در قبال صاحب خانه جدید
آیا فرقه رجوی که در درون تشکیلاتش به دروغ به قول معروف جانماز آب می کشد، در مقابل هتک حرمت به پیامبر اسلام تا این حد زبون و کام به میان کشیده شده است، چرا؟آیا این هم به سیاق همیشه که هدف وسیله را توجیه می کند است؟ یک روز سرود سرکوچه کمینه پخش می شد، بعد روزی هم آمد که رجوی گفت جلوی نیروهای آمریکایی اگر لازم باشد دامن هم می پوشم. و یک روز ادعای نیروی مترقی اسلامی را می شنیدیم و امروز کرنش در قبال هتک حرمت به پیامبر اسلام. چرا؟
نخندید! لطفاً به حال مریم رجوی و مجاهدین گریه کنید!
بر همگان واضح است که چگونه با نام مبارزه با داعش با چه”اشتباه دقیق و صحیحی” هواپیماهای ائتلاف تسلیحات و کمک ها را روی سر داعش فرو می ریزند و چگونه”دقیقا اشتباهی” بمب ها توسط هواپیماهای امریکایی بر سر اکراد و شیعیان عراق فرو می ریزند! حال امریکا مجاهدین را کجای دلش بگذارد و در این دنیای بلبشو مجاهدین! شما چه محلی از اعراب دارید؟! راستی خودتان هم از این درخواست خنده تان نمی گیرد؟ و حتماً خودتان هم آنرا جدی نمی گیرید.
خانواده اصلانی در دفتر انجمن نجات گیلان
من علی اصلانی دبیربازنشسته هستم. اصالتا ترک زبان هستیم ولیکن سالیان است که دررشت زندگی میکنیم. تازه بتوسط خانواده تلاوتی که خود دوفرزند خود را دراسارت رجوی دارد خبردارشدم که شخصی بنام رجب زاده که شما باشید بتازگی به ایران بازگشته وازقضا جلساتی هم باخانواده ها داشته که متعاقبا دریک جلسه خودم هم حضورداشتم الان آمدم که خصوصی تر و با فرصت بیشتر ازبرادرم سیفعلی برایم صحبت کنید. باورندارم که او زنده باشد. مگرممکن است که درعصرارتباطات و تکنولوژِی برتر چیزی حدود بالغ برربع قرن برادرم نتواند ولویک تماس دودقیقه ای با خانواده اش بگیرد وما را ازنگرانی سالیان دربیاورد!؟
مونا (آذر) حسین نژاد: نامه ای دیگر به خواهرم زینب در زندان لیبرتی
زینبم خواهر قشنگم! وقتی نامه ات به کمیساریا، منتشر شد و دیدم، برای ساعتی سراغ متن نامه ات نرفتم و تنها خیره شدم به عکست و دست خطتت، عکست رو نوازش کردم وصورت ماهت رو بوسیدم و غرق شدم تو عمق نگاهت و چشمات. مثل خیلی از خواهرهای دیگر چقدر شبیه هم هستیم! دست خطتت را بوسیدم که خیلی دلتنگش شده بودم. لابلای نامه ات خیره شدم به اسمم”خواهرم، آذر حسین نژاد” که با دست خط خودت که خوب می شناسمش نوشته بودی. جرأت نمی کردم متن نامه رو بخوانم. ته دلم آرزو میکردم که کاش از دلتنگیت برای من نوشته باشی از اینکه چقدر دوست داری خواهرت را ببینی. آرزو می کردم که کاش از کمیساریا درخواست کرده باشی که کمک کنند تا همدیگر را ببینیم.
نامه سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه آقای فرانسوا اولاند
اعمال تروریستى و گروگانگیرى و کشته شدن افراد بیگناه در خاک کشور شما جاى تأسف بسیار است و قلب انسانهاى آزاده جهان را جریحه دار کرده است. من بعنوان یک عضو قدیمى جدا شده از سازمان مجاهدین که تجربه زیادى از اعمال تروریستى اینگونه فرقه ها و گروهها را دارم، چند نکته را لازم دیدم به عرض جنابعالى برسانم، شاید که استفاده ابزارى از تروریسم و تقسیم آن به تروریسم خوب و بد، از دیدگاه سیاسى دولت مردانى از جمله شخص جنابعالى، مورد تجدید نظر قرار گرفته و قاطعانه این پدیده ضد انسانى در انواع و اشکال آن را نفى کرده و ابزارى براى پیشبرد اهداف سیاسى قرار نگیرد
سرانجام بادکنک «انتقال به آمریکا» هم ترکید
رجوی ها مشخص کردند که تنها خواسته و هدف شان مانع تراشی و سنگ اندازی در مسیر انتقال افراد به کشور ثالث برای زمینه سازی جهت به کشتن دادن آنهاست. رجوی ها به خوبی می دانند که با انتقال نفرات به هر جایی که ذره ای از کنترل مطلق تشکیلات فرقه ای کم شود، انحلال این فرقه در راه خواهد بود. جدا شدن یک سوم نفرات منتقل شده به آلبانی نیز به خوبی این را نشان داد.