تلکس
رجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد؟
رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد!!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضا معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضا او را رهبر عقیدتی و بعنوان واسط خود و خدا و ائمه اطهار قرار می دادند.
از نظر مجاهدین جدا از خلق، حق با استرون استیونسون است!
جناب استرون استیونسون! بهتر نبود که شما اسامی این جان باختگان را از فرقه ی رجوی مطالبه میکردید وآنگاه دست به اعلام آن میزدید تا هم خدمتی بما کرده باشید وهم سخنان تان ازبار واقع نگری بیشتری برخوردار باشد؟ ظاهرا که استرون استیونسون کاربرد صحیح رقم صفر وارزش مکانی آنرا بدرستی نمیداند که اگر میدانست یکی ازاین صفرها را در سمت چپ عدد اعلامی خود قرار میداد!
نامه به اسماعیل واحد خوش چهره (ازاعضای اسیردرلیبرتی) وخانم ناوی پیلای
سرکار خانم ناوی پیلای صحبت ها در این باره بسیار زیاد است. بنده به عنوان یکی از اعضای خانواده برادرم اسماعیل واحد خوش چهره خواهشمندم با توجه به نامه انفرادی که برای برادرم نوشته ام که بپیوست می باشد از جنابعالی بعنوان یک شخص دلسوز و پیگیر دراین خصوص تقاضا دارم نسبت به بازگشت برادرم که مدت 25 سال و اندی است که در اسارت این مدعیان دروغین است تلاش کنید و امیدوارم که در زندگی شخصی خود همیشه موفق و موید بوده باشید. در پایان هر کمکی که در این خصوص لازم باشد، بنده می توانم با کمال میل همکاری لازم را بنمایم.
نامه سرگشاده به باراک اوباما(به نقض مستمر حقوق بشر در درون مجاهدین خلق توجه کنید)
لابد به اخبار کشور عراق اشراف دارید که نیروهای خلافت اسلامی(داعش) در چند کیلومتری اردوگاه لیبرتی رسیده و عنقریب خطر کشتار جمعی جان زنان و مردان اسیر در این اردوگاه لیبرتی را به جد تهدید می کند. با پیش رفتن مقوله مذاکرات اتمی مابین واشنگتن و تهران، طبعاً این خطر افزایش خواهد یافت و به خودی خود و بدون دخالت بازیگران بزرگ، به سرانجام مطمئنی نخواهد رسید. لذا از شما خواهش داریم که برای آزادی این افراد و رسیدن به زندگی عادی، با فشار آوردن بر روی سازمان و تشکیلات و رهبری آنها را وادار به پذیرش خواسته های بر حق ارگانهای حقوق بشری و سیاسی کرده و در این راه، به انسانهای دربند کمک کنید.
باز هم مرگ و میر در ادامۀ مرگهای مشکوک در سازمان مجاهدین خلق
او افراد را در لیبرتی عراق به گروگان گرفته مانند خانم ونائی که در هفته گذشته درگذشت و مانند دیگرانی که سابقا به طرز مشکوک و یا در نتیجۀ بیماریهای قلبی و مغزی جان باختند که بی شک نتیجۀ فشارهای جسمی و روحی و فکری بر آنان توسط نوچه های رهبری سازمان با انواع روشهای تفتیش عقاید و افکار و حتی رؤیاها و عدم انتقال بیماران نامطمئن به خارج از قرارگاهها از بیم فرار یا تماس آنها با بیرون می باشد….
هدیه خصوصی مسعود رجوی برای تولد صدام حسین
در فاصله بین سالهای ۷۳ تا ۷۵ که من در عراق بودم و من را به تبعیدگاه رمادیه فرستاده بودند تا نابودم کنند فکر کنم سال ۷۴ (۱۹۹۵) بود که تلویزیون عراق اعلام کرد که مسعود رجوی رئیس مجاهدین خلق برای روز تولد سیدالرئیس صدام حسین یک فرش ایرانی هدیه فرستاده است!
سازمان مجاهدین خلق و سردرگمی ایدئولوژیک همیشگی
شباهت های دیگر رجوی و شهرام را می توان در اظهارات سعید شاهسوندی درک کرد. شاهسوندی که از همفکران حنیف نژاد و لباف بود و بر حسب تصادف در زمان تصفیه ها در زندان رژیم شاه بود نیز در همین پرونده ی مجله مهرنامه در گفتگویی از دیکتاتوری تقی شهرام می گوید:” وقتی کسی خودرا سازمان و حزب خود را حق مطلق و معیار حقیقت دانست، تمام آنچه را که پیش ازاین گفتم، کم و بیش انجام خواهد داد. منتها شاید با نام و عنوانی دیگر؛ نمونه ها فراوانند. شهرام همه این کارها را نه به نام منافع خود، بلکه به نام «منافع طبقه کارگر» و «جهت اعتلای مبارزه و تکامل مبارزه اجتماعی» انجام داد.
هموطنان فرقوی! آیا وقت دادن شعار” مرگ بر ارباب مماشات گر” فرا رسیده است؟
درد اصلی فرقه ی رجوی درست درهمین مسئله است که تصور میکنند که ممکن است این مذاکرات به پایان موفقیت آمیز خود رسیده شود وآنگاه دولت ایران با گرفتن پول بلوکه شده ی 150میلیارد دلاری مردم ایران، درعمل به وعده های انتخاباتی خود دستی بازتر داشته وعرصه ی تنگ فرقه ی رجوی را تنگ تر کند! مردم از رفاه وتنعم بیشتری برخوردار شده و مجاهدین را بیشتر ازاین که هست، به فراموشی بسپارند ودراین مورد علی ماند وحوض اش! چرا که این مسئله – تحقق هرچه بیشتر وعده های انتخاباتی رئیس جمهور منتخب – حکم پاشنه ی آشیل را برای این باند مافیایی رجوی دارد!
چگونگی تبلیغات در ستاد داخله فرقه رجوی
وی عکس دختراین مادررا درنقاط مختلف تهران نصب کند وعکس بگیرید وبرای ما با ایمیل بفرستد بعدازاینکه عکس ها بدست ما رسید ما مبلغ کامل را برای وی فرستادیم،من درواقع عکس جوانی های مریم رجوی را برای فروشنده فرستادم تا شناسایی نشود، درواقع ستاد داخله که ستاد تبلیغی هم بود اینگونه با شیوه ها وترفند های مختلف به مراکزی در تهران وشهرستانها زنگ می زدند وکارهای تبلیغی خود را انجام میداند وعکس وفیلم را به تلویزیون سیمای مقاومت که مربوط به فرقه رجوی بود می دادند تا آنها تبلیغ کنند بگویند ما در ایران هوادار داریم
با دیدن دوستان خود خیلی خوشحال شدم
دردیدارامروزکه البته آخرین دیدارنخواهد بود توانستم با دوستان عزیزم آقایان هادی شعبانی ومحمدرضا گلی اسکاردی ازانجمن نجات مازندران دردفترمحل کارم درانجمن نجات گیلان ساعاتی را به گفت وشنود پرداخته ودریک جمع بسیارصمیمی خوش بگذرانیم.باشد که درآینده ای نه چندان دور با اضمحلال کامل فرقه رجوی و زندان لیبرتی بتوانیم یک گردهمایی صمیمانه با تمام دوستان جداشده درایران عزیزمان داشته باشیم وبه ریش و ریشه رجوی خائن شادمانانه بخندیم وگل بگوییم وگل بشنویم.
گفتگوی مهر نامه با سعید شاهسوندی در باره تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق و نقش تقی شهرام
و باز بر اساس اصول شناخته شده، همین که فردی بعد از بحث و گفت وگوی دمکراتیک مبانی عقیدتی (ایدئولوژی)، خطوط راهبردی (استراتژی) و ضوابط سازمانی (اصول تشکیلاتی) را رد کرد، دیگر نمی تواند عضو آن سازمان و حزب شناخته شود. به طریق اولی چنین فردی نمی تواند مواضع مرکزی و مسئول آن سازمان و حزب را اشغال کند. درنتیجه باید مواضع سازمانی اش را ترک کرده و آن را به دست افراد وفادار به ارزش های بنیادی آن سازمان بسپارد. هر ادعایی هم علیه سازمان و حزب داشته باشد بایستی از خارج آن و نه از تریبون های داخلی و با استفاده از اهرم های تشکیلاتی صورت گیرد. تاریخ مبارزات انقلابی، مملو از انشعابات اصولی از این دست است.
سکته قلبی در فرانسه، قلعه اورسوراواز چرا؟
خانم مریم رجوی آیا فراموش کردید که چگونه باعث شدید که خانواده میر یعقوب ترابی از هم پاشیده شود؟ به دروغ وی را وادار کردید که که از طریق آن پیرزن کانادائی که به یعقوب کمک می کرد چند وام کلان بگیرد. از خانم خودش وام بگیرد وقتی موقع پرداخت وام ها شد. مسئول وقت سازمان در کانادا گفت این پول ها وارد حساب انقلاب مردم ایران شده و فعلا نداریم بدهیم. بعد از پیروزی انقلاب می پردازیم. به خاطر آن وام ها مجبور شد از کانادا به عراق برود.