تلکس
نامه ای به محمود رستمی از اعضاء جدا شده از مجاهدین
شامه ضد بشری سران اشرف آنقدر بالا بود که بو برده بودند که من می خواهم فرار کنم آخه آنها در مدرسه شیادی و کلاه برداری رجوی درس خوانده بودند. در آن ایام یک روز با حجت که آن زمان مسئول تشکیلات برادران مقر ما بود در جاده تدارکات مرکزی نزدیک به دو ساعتی قدم می زدیم و اراجیف تحویل من می داد و می خواست از تصمیمی که در درونم گرفته بودم منصرف شوم من هم از این گوش تحویل می گرفتم
آرزوی شکنجه گران فرقه رجوی برای تهران
اگر می خواهید آینده تهران هم مثل اشرف باشد این شهر دیگر شما را نمی خواهد. چون فرزندان این شهر و شهرهای دیگر همین پایتخت آزادی شما را از نزدیک لمس کرده اند و خانواده ها 2 سال است تا بن استخوان آزادی شما را لمس می کنند و سالها شکنجه نفرات به خاطر عقایدشان که نمی خواستند ایدئولوژی شما را قبول کنند یا آنها را سربه نیست کردید ویا از روی فشار مجبور به خودسوزی و خودکشی کردید. آیا ایده شما برای آینده تهران همین هاست که در جلو چند نفر در ژنو صحبت کنید، این ایده دیگر مورد قبول نیست چون خیلی ها دیده اند که شما چطور مردم عادی را زیر پاهایتان له کردید.
دنیس راس، لابی اسرائیل از کار برکنار شد
دنیس راس که یک چهره آشنا در سیاست خارجی آمریکا می باشد و سالها در سمتهای مختلفی کار کرده است. مهمترین منصب او مسئول سیاست خارجی آمریکا در امور خاورمیانه بوده و همچنین مشاور رئیس جمهور در امور خاورمیانه.یکی از اصلی ترین حامیان فرقه رجوی در دستگاه سیاست خارجی آمریکا نیز همین فرد بوده است. بطوری که رجوی و نوچه های او در آمریکا که برای جمع آوری کمک و فشار به دولت آمریکا برای خارج کردن آنها از لیست سیاه تلاش می کردند، یک از اصلی ترین حامیان خود را از دست دادند.
راه حل سوم خانم مریم رجوی!!؟
با اینکه هنوز هم جامعه جهانی با تاکید و اطمینان از تولید بمب هسته ای در ایران صحبت نمی کند، خانم رجوی پزش را میدهد که «مقاومت ایران» – که یکی از القاب شرمګینانه مجاهدین میباشد- مفتخر به جاسوسی برای بیګانګان ګشته و این اطلاعات را در اختیار آنها قرار داده است.مریم رجوی به وضوح میدانسته که آن کشورهایی که ایشان از آنها درخواست بکار ګیری راه حل مورد نظرش را دارد، به اندازه کافی بمب اتم و دیګر سلاح های اتمی و غیر اتمی را در اختیار دارند اما ایشان هیچګونه اشاره ای نکرده و مقایسه ای به عمل نیاورده است
سرنوشت پادگان عراق جدید (اشرف سابق)
اینروزها بحث تعطیلی پادگان عراق جدید (اشرف سابق) بسیار در محافل و در مقالات اعضای سابق و منتقدین فرقه به چشم میخورد که همگی حاکی از یک نگرانی و تشویش میباشد که نکند بدلیل سهل انگاری و تصمیمات غلط رهبری فرقه مجددا خون و خونریزی در این پادگان بوجود آید. ولی واقعا چه اتفاقی روی خواهد داد؟ آیا این پادگان در پایان سال 2011 یعنی کمتر از 2 ماه برچیده خواهد شد؟
بچه های اشرف و” گل کویر”
دوستان اشرفیم همچنان منتظر معجزه ای هستند تا از جهنم اشرف رها گردند. رهبری نجات خویش را در قربانی کردن و ریخته شدن خون اعضا خود می بیند. لحظات انتظار و شمارش معکوس پیام آور یک مرگ تدریجی هستند. ایکاش می توانستم با باد پائیزی جرعه ای از جسارت و همت”بتول سلطانی” ها و” واریس دایری” ها را برایشان می فرستادم تا آن را که جام زهر رهبر فرقه است می نوشیدند و خود را می رهانیدند.
نامه خانواده های انجمن نجات به آقای مارتین کوپلر
انجمن نجات و خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی دراشرف، همانگونه که طی سالیان گذشته و به خصوص 1.5 سال پیش بارها و بارها اعلام کرده اند. مناسب ترین و حقوق بشری ترین مسیری را که به سازمان ملل پیشنهاد می کنند این است که، شرایطی را مهیا نمایند تا اعضای گرفتار اشرف بتوانند در محیطی عاری از هر گونه فشار تشکیلاتی فرقه رجوی با فرزندان و عزیزان خود ملاقات نمایند.
اشکال استراتژی فرقه رجوی در استارت چینی بود!
بعد از کشف این حلقه گمشده یعنی « استارت » سرنگونی، علاوه بر مسعود و مریم، تمام شورای رهبری، مسئولین سازمان، اعضای خارجه نشین شورا و… در اروپا و آمریکا بسیج شدند که این استارت را از بازار تهیه کنند اما چون در بازار نایاب بود، در اجلاس فوق العاده شورا در پاریس طرح بسیار مهم « خرید استارت سرنگونی از بازار آمریکا » با رای تمام اعضا به تصویب رسید و بعد نفرات قسمت خرید سراغ بازار آمریکا رفتند اما چون طفلکی ها در این زمینه ناشی بودند یک « استارت » سرنگونی بُنجُلِ چینی (منظور دیک چینی«چنی» وزیر دفاع سابق آمریکا است که آن هم دست دوم در اختیار جان بولتن بوده) را خریدند!!!
و اما درخواست پناهندگی رجوی!
دولت عراق و هموطنان عزیز بایستی به این موضوع توجه داشته باشند که رهبری مجاهدین مدام در تلاش است با جاری کردن خونهای اشرف نشینان، از یکسو می خواهد هرچقدر ممکن باشد نیروهای معترض و یکبارمصرف را به کشتن دهد که فردا مدعی او نباشند، و از سوی دیگر هم تلاش بر این دارد که با خونهای ریخته شده هیاهوی جهانی براه انداخته و سازمانهای حقوق بشری را وادار به دخالت نماید و در این میان راه خروج خود و بخشی از سران فرقه را هموار سازد.
مجاهدین وخلاقیت دورویی!
سازمان دارای سیستم اخلاقی دوگانه بوده و همواره از اعضا خواسته درداخل تشکیلات ذره ای دروغ نگویند و در نشست های مغز شویی به همه چیز اعتراف کنند ودر همان حال همان افراد تشویق می شوند افراد عادی مستعد جذب را گول زده واز آنها سو استفاده نمایند. کلمه لیبرالیسم در تشکیلات عین دیدن شیطان بود ولی همین سازمان ودر راسش مریم عضدانلو در یکی از جلوه های بارز این اخلاقیات دوگانه با تمسک و تظاهر به ویژ گی های لیبرالیسم از جمله دمکراسی غربی و آزادی های اجتماعی و فردی، آزادی زنان، انتخابات آزاد و حتی فراتر از آن پذیرش حق تن فروشی برای زنان به یک فریب بین المللی دست می یازد.
گفتگو با آقای سیروس غضنفری درباره سازمان مجاهدین- قسمت هفتم
نیروهای موجود در سازمان نیز این را باور داشتند که جامعه ایران دیگر نیروی خشونت بار را نمی خواهد و اگر هم حمایتی از سوی ارگانهای بین المللی برای اپوزوسیون باشد نیرویی هایی مدنظر خواهد بود که آنان در هیچ اقدام خشونت آمیز حضور نداشته باشند. بدین ترتیب مسعود برای سرپوش گذاشتن به تحلیلهای غلط خود دست به یک اقدام ایدئولوژیکی زد که نیروها ذهنشان کمتر در وادی تحلیل های سیاسی باشند. و با سازوکار مباحث نشست طعمه سعی نمود آنها را در درون با ایجاد فضای پلیسی درگیر مشکلات خرده ریز کند.
تاملی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف ـ قسمت هشتم
سران مجاهدین چرا باید از اینکه جدا شدگان با سابقه ی مجاهدین برای دیدار و گفتگو با افراد و همرزمان سابق خود به اشرف میروند وحشت کنند؟ اگر آنها منطق دارند اجازه بدهند تا باب گفتگو باز شود. خوب است به موردی اشاره کنم در یکی از روزها که از صبح تا عصر در ضلع شرق اشرف بودیم یکی از آیفاهای گشت اضلاع به رنگ سفید از کنار قرارگاه 12 در حال تردد بود و از کنار بغل سیم خاردار سیاج می گذشت افراد داخل آیفا به ما فحش میدادند