تلکس
سازمان مجاهدین خلق، کامل ترین نمونه یک فرقه مخرب کنترل ذهن است
تاکنون دو کتاب با عناوین “فرقه ها در میان ما” (1) نوشته دکتر مارگارت تالر سینگر (2) و “گسستن بندها: قدرت بخشیدن به افراد برای این که خودشان فکر کنند” (3) نوشته دکتر استیون حسن (4) را به فارسی ترجمه و منتشر کرده ام. همچنین ده ها کتاب در این خصوص از جمله کتاب معروف […]
شعار رجوی در مورد قیام، سر کاری است
روز قبل یکی از دوستانم به من زنگ زد و گفت چرا نشسته ای؟ گفتم مگر چه شده و چه اتفاقی افتاده است! او گفت رجوی سر از قبر در آورده و آماده باش برای قیام داده که ما هم باید برویم! از این جمله وی خنده ام گرفت و در دلم به رجوی گفتم […]
نامه ای برای پسر اسیرم محمد جعفر نجفی در آلبانی
محمد جعفر جان سلام در قوانین یک زندانی حق دارد با خانواده خود در ارتباط باشد، آیا تو از یک زندانی فراتری؟! چندین سال است تو را ندیده ام و تو یک تماس با من نگرفتی. نمی دانم در سلامت بسر می بری یا خیر! من مادرت هستم و به گردنت حق دارم. در جمع […]
شیرین ترین شب زندگی من
بعد از چند سال اسارت در پادگان های مختلف در عراق و در فرقه ی ضدبشری رجوی، حوالی ظهر یک روز گرم تابستان بود که بعد از سالیان به ما نگون بختان اسیر در سازمان، اجازه انتخاب داده شد! آنهم نه از روی دمکراسی خواهی و مترقی بودن، بلکه حضور آمریکایی ها در اشرف و […]
درخواست خانواده های زنجانی از نخست وزیر آلبانی
جناب آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با سلام و تقدیم احترام آقای نخست وزیر اخیرا مردم ایران جشن بزرگ نوروز که یکی از عیدهای باستانی با قدمت بسیار کهن است و برای ما ایرانیها نوید دهنده رویش و سر سبزیست را پشت سر گذاشتند. هرچند ایام عید یاد آور شادی، جشن و […]
فرار از اشرف – از اتاقک نگهبانی تا مقر آمریکایی ها
“…در یک نیمه شب بامدادی که مشغول نگهبانی در یکی از برج های نگهبانی در ضلع شرقی اشرف بودم به جمع بندی پروسه گذشته و پیدا کردن راه برون رفتی از آن وضعیت رسیدم. آن شب برخلاف سال های قبل، دیگر سلاحی برای حفاظت از خود و قرارگاه نداشتم. به دسته چوبی که به دستم […]
فرار از زندان رجوی – قسمت سوم
در قسمت قبل گفتم که بعد از عبور از سیاج، خودمان را به نیروهای حفاظت اطراف قرارگاه اشرف که عراقی بودند، معرفی کردیم. به سرباز عراقی گفتم با فرمانده اش تماس بگیرد و حضور ما را اطلاع دهد. در همان اثناء گشت پیاده قرارگاه اشرف وقتی برگشت چشمش به نردبانی افتاد که روی سیاج قرار […]
ادعاهای مریم رجوی درباره مسجد فریبکاری است و حقیقت ندارد
مریم قجر در سخنان خود در مراسم عید فطر تا توانست درباره اهمیت و نقش «مسجد» صحبت کرد و آنقدر از ارتباط مجاهدین خلق با مسجد سخن گفت که برای شنونده ای نا آشنا با فرقه ، این تصور ایجاد می شود که «مسجد» یک رکن اساسی و اصلی در مرام و مکتب رجوی هاست! […]
سازمان مجاهدین خلق ۳۵ سال است پدر مرا ربوده است
با سلام من سمانه نوری هستم. من از کودکی پدرم را ندیدم. می خواهم بگویم از کودکی محبت پدری را به چشم ندیده ام. پدر من یک فرد عادی جامعه بود و سیاسی نبود. سرباز بود و برای دفاع از وطنش به جبهه های جنگ رفته بود. پدرم اسیر عراق می شود و بعد از […]
اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی عید فطر را جشن گرفتند
اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی که انجمن آسیلا را تشکیل می دهند به مناسبت عید سعید فطر دور هم جمع شدند و این عید بزرگ مسلمانان را در کنار هم جشن گرفتند. اعضای انجمن آسیلا هر کدام با انتشار پیامی ضمن تبریک عید فطر، اعلام کردند که تمام تلاش خود را […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و ششم
قسمت بیست و پنجم این سلسله یادداشت ها، عمدتا به مراجعات من به اتاق های مختلف دادگستری عراق که روزی قول همکاری و رسیدگی دقیق داده و روز دیگر خود را سر در گم نشان داده و صحبت از گم شدن پرونده میکردند و در نوبت دیگر وکیل مدافع ام صحبت از پیدا کردن پرونده […]
نشریه انجمن نجات – شماره ۱۰۷
در این قسمت می خوانیم: – ماه رمضان و سوء استفاده فرقه رجوی – 19 فروردین 1390 – صیاد چگونه منافقان را صید کرد؟ – روز تلخ ورود به زندان ابوغریب – فرقه ها و تخریب بنیان خانواده – معنی آزاد بودن و آزاد زیستن را درک می کنم – وقتی عشق هم ترور می […]