پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

خاطرات قلعه اشرف – قسمت یازدهم 05 اردیبهشت 1386

خاطرات قلعه اشرف – قسمت یازدهم

یکی دیگر از دوستان من که در سال 73 جزء دستگیرشدگان بود و در زیر شکنجه جان خود را از دست داد جلیل بزرگمهر نام داشت.جلیل اهل کرمانشاه بود و 25 سال داشت که به علت فقر مالی و وضعیت نابهنجار خانوادگی و نداشتن پدر و مادر به اتفاق برادر کوچکترش خلیل و خواهرش در سال هفتاد هجری شمسی به امید زندگی بهتر اغفال شده و به تور سازمان افتاده بودند. من و جلیل در یگان توپخانه در مرکز 35 باهم کار می کردیم

نقش جدا شدگان سازمان مجاهدین چیست 02 اردیبهشت 1386

نقش جدا شدگان سازمان مجاهدین چیست

در حال حاضر سایت های فراوانی درست شده اند که از دید انتقادی به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت می پردازند. این سایت ها البته طیف گسترده ای را تشکیل داده و یک دست نیستند. از هر دری هم می نویسند و از ابعاد کاملا متفاوتی به سازمان می پردازند. بعضی در قالب طنز و برخی بصورت تراژدی و درام و بهرحال به اشکال مختلف سازمان را به زیر علامت سؤال میبرند. من شخصا هیچگونه مخالفتی با آنها ندارم و بودنشان بهتر از نبودنشان است

محدودیت همه جانبه در قرارگاه اشرف 15 فروردین 1386

محدودیت همه جانبه در قرارگاه اشرف

خانم فاطمه امیری در نامه خویش از اینکه برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف از سوی رهبران فاشیست فرقه رجوی وادار شده است تا پس از سالها بی خبری محض از خانواده خویش و عدم امکان کوچکترین ارتباط با دنیای خارج از قرارگاه اشرف اخیرا در واکنش به نامه های او که در سایت انجمن نجات انتشار یافته است، در سخنانی کوتاه و دو دقیقه ای در تلویزیون وابسته به فرقه، شتابزده و غیر معقول به انکار نامه های خواهرش بپردازد، سخت متحیر است

ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست 07 فروردین 1386

ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست

با سلام. سلامی چو بوی خوش آشنا، برای تو می نویسم. برای عزیز رفته از دست، ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست. با سلام خدمت برادر کوچکم علیرضا امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند شاد و سلامت بوده باشی. همانطور که می دانی روزهای آخر سال است و ما به استقبال بهار می رویم بهاری که با خود طراوت و سر سبزی به ارمغان می آورد. امیدوارم که سال جدید، سال سرنوشت سازی برای تو باشد ما همگی موقع تحویل سال دور سفره هفت سین جمع می شویم و برای تو دعا می کنیم امیدوارم که این آخرین سالی باشد که تو از ما دوری.

نامه تبریک انجمن نجات به آقای رضا اسدی 06 فروردین 1386

نامه تبریک انجمن نجات به آقای رضا اسدی

قبل از هر چیز مایلیم فرارسیدن نوروز باستانی را به شما و خانواده و همکارانتان تبریک گفته و برای همگی شما در سال جدید آرزوی بهروزی و موفقیت و سلامت نمائیم. از اینکه دریافتیم اقدام به تأسیس یک وب سایت جدید در جهت افشای سیاست ها و عملکرد های سازمان مجاهدین خلق نموده اید بی اندازه خوشحال شده و این اقدام را به شما تبریک میگوئیم. واقعیت اینست که این سازمان که حقیقتا یک فرقه تروریستی است صدمات جبران ناپذیری به اعضای خود و همچنین خانواده های آنان از یک طرف و مردم و منافع ملی ایران از طرف دیگر وارد نموده است.

آن سوى پرده قسمت آخر 28 اسفند 1385

آن سوى پرده قسمت آخر

حتى نام این زندان هم خون را در رگ ها منجمد مى‏کرد. ابوغریب دهشتناک ‏ترین مکان روى زمین بود. گویى تاریخ در آن جا از حرکت بازایستاده است. هرکس پا به این مکان بگذارد. از یادها فراموش مى‏شود. صداى فریادها، دعاها و التماس هاى زندانیان به هیچ کجا نمى‏رسد. زندان ابوغریب بزرگ ترین زندان عراق و محصول حکومت صدام حسین است. دیوارهاى آن از عکس صدام پوشیده شده و عده‏اى از زندانیان وظیفه دارند آن ها را تمیز نگه دارند. طول و عرض زندان به اندازه یک شهر است و به شش بخش مجزا تقسیم مى‏شود.

آن سوى پرده – قسمت ششم 17 اسفند 1385

آن سوى پرده – قسمت ششم

زندان یا به عبارتى بازداشتگاه فضیلیه در حومه بغداد قرار دارد. ساختمان آن پوسیده و قدیمى است. خود عراقی ها مى ‏گویند پنجاه سال از ساخت آن مى‏گذرد. یکى از پیرمردهاى منطقه خودمان هم تعریف مى‏کرد وقتى در جوانى براى زیارت کربلا به عراق رفته بود، بازداشت شده و در فضیلیه زندانى بوده است. عراقی ها مى‏گویند صدام هم در جوانى مدتى در این زندان بوده. به هر حال زندانى با این قدمت داراى حصارى به طول دویست متر و عرض صد متر است

چگونه توسط دختران تانک، شستشوی مغزی شدم 08 اسفند 1385

چگونه توسط دختران تانک، شستشوی مغزی شدم

آن سینگلتون گفت که مسلمانان عادی بریتانیا بطور فزاینده ای در معرض خطر جذب توسط افراطی ها هستند، که از حقه های روانی برای تبدیل آنان به پیروانی که سؤال نمیکنند استفاده نمایند و آنان را آماده اعمال خشونت جهت پیشبرد مقاصدشان کنند. مادر 48 ساله تنها یک فرزند، که در لیدز زندگی میکند، با فناتیک ها زمانی که در دانشگاه منچستر در دهه 1970 درس میخواند مرتبط شد

گزارش رادیو chalomnitsan فرانسه 06 اسفند 1385

گزارش رادیو chalomnitsan فرانسه

دررابطه با این کنفرانس هادی شمس حائری تلفنی درمورد و نحوه برگزاری و سوء تعبیری که کیهان لندن از این کنفرانس نمود و طی مقاله ای اعلام کرد که”جداشدگان از سازمان مجاهدین به سازمان پارس پیوستند” توضیحاتی به رادیو داده است که مجری برنامه آقای قره گوزلو در تاریخ پنجشنبه 20 فوریه شرح زیر را در برنامه رادیوئی بیان نمود.

نامه تعدادی از جداشدگان از فرقه رجوی در مورد خبری در کیهان لندن 06 اسفند 1385

نامه تعدادی از جداشدگان از فرقه رجوی در مورد خبری در کیهان لندن

خواهشمندیم طبق قانون مطبوعات تکذیبیه زیر را در رابطه با اعلام خبر پیوستن اعضای جداشده مجاهدین به سازمان پارس و شورای براندازی در همان صفحه اعلام خبر منعکس فرمائید. در شماره 1144 تاریخ پنجشنبه 26 بهمن روزنامه کیهان مطلبی تحت عنوان”افشاگری جداشدگان از سازمان فرقه ای مجاهدین حلق در پاریس” آمده است که:”جداشدگان از سازمان مجاهدین به سازمان پارس و شورای براندازی پیوسته اند” ما تأکید می کنیم که این مطلب کاملا غیر واقعی است و هیچیک از اعضای سابق که در این کنفرانس خبری شرکت داشتند اعلام همکاری و پیوستگی به سازمان پارس را ننموده اند.

جوابی سهل و ممتنع به چرایی خروج از شورای ملی مقاومت 19 بهمن 1385

جوابی سهل و ممتنع به چرایی خروج از شورای ملی مقاومت

در مطلبی به قلم آقای ابراهیم خدابنده آمده بود، خانم فریبا هشترودی در پاسخ به چرایی خروج شان از شورای موسوم به ملی مقاومت گفته اند”در شورا وقتم تلف می شد.” در نگاه اول شاید این پاسخ سبکسرانه و رفع تکلیفانه تعبیر و تلقی شود. از این باب که بسیاری از جداشدگان از شورا و سازمان مجاهدین خلق معمولا به دلایل کلان و موضوعات به ظاهر حاد و جدی تری از جمله مناسبات غیر دمکراتیک – هژمونی طلبی مجاهدین بر شورا – هژمونی طلبی شورا بر اپوزیسیون – هژمونی طلبی رجوی هم بر شورا و هم بر سازمان مجاهدین – مناسبات فرقه ای در شورا – وابسته بودن شورای ملی مقاومت، و… استناد می کنند، اما خانم هشترودی به جوابی سهل و ممتنع اکتفا می کنند

بازگشت فریبا هشترودی 18 بهمن 1385

بازگشت فریبا هشترودی

بیش از یک ماه از سفر خانم فریبا هشترودی به ایران می گذرد و بازتاب دیدار وی با نمایندگان کانون هابیلیان، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می شد، بود. تا کنون نزدیک به 50 مطلب در این خصوص در سیمای مخالفین و موافقین نوشته شده است، واکنش های مثبت و منفی که هر کدام به نوبه خود جای تأمل و بررسی دارد. باید گفت تا کنون هیچ واکنشی در این خصوص منفعلانه و بینابینی نبود، یعنی جدایی هشترودی در دو جهت کاملاً مثبت و آرمانی و آزادی خواهانه و در جبهه ای دیگر خیانت گرایانه و دشمن شاد کن (از دید سازمان) بود.

blank
blank
blank