به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
نکات مهم جلسه 55 دادگاه حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
خاطراتم از ۲۹ سال حضور در سازمان فریب کار مجاهدین خلق – قسمت اول
من غلامرضا شکری متولد بیجار کردستان که در تاریخ 12 آبان 1347 به دنیا آمدم. تا سه سالگی در کردستان بودم و بعد از آن به خاطر کار پدرم به کرمانشاه یکی از استانهای بزرگ ایران سفر کردیم و زندگی را در آنجا شروع کردیم. من درس ابتدایی را در محله تازآباد به پایان رساندم […]
سال ۱۳۸۰ در قرارگاه باقر زاده چه گذشت؟
من در قرارگاه فائزه در شهر کوت بودم که یک روز به من گفته شد یک تریلی را تحویل بگیر. گفتم برای چیست؟ خلاصه به من گفتند تریلی برای بارگیری وسایل صنفی و سالن آماده کن. بعد از بارگیری من به سمت قرارگاه باقرزاده در خان ضاری حرکت کردم. ساعت حدود هشت رسیدم. خودرو را […]
اعلام آمادگی اعضای جدا شده البرزی برای حضور در جایگاه شهود
پیرو برگزاری جلسات متعدد رسیدگی به اتهامات رجوی به عنوان سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین و دیگر عوامل جنایتکارش که برای اولین بار در دادگاه رسمی اجرا می شود. تنی چند از رهایافتگان این سازمان اعلام آمادگی خود را برای حضور در جایگاه شهود اعلام کردند. آقایان علی اردلانی، فریدون ابراهیمی، علیرضا اسپندارفر، عباس جعفری، ایرج […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت پنجم
در قسمت قبل از نشست تعیین تکلیف گفتم که بعد از 9 شبانه روز نشست تعیین تکلیف، وقتی مهوش سپهری بعنوان مسئول نشست دید که نمی تواند مرا با تهدید و ارعاب از تصمیمم منصرف کند رو به من گفت: 2 الی 8 سال در زندان که خودشان خروجی می گفتند می مانی تا اطلاعاتت […]
ماجرای سه سال اسارتم در کمپ اشرف مجاهدین خلق
عبدالرحیم نظری را هم عوامل آدم ربای مجاهدین خلق در ترکیه ربودند و به کمپ اشرف منتقل کردند. این بار هم علی آنکارایی. نامی آشنا برای تعداد زیادی از کسانی که در ترکیه گرفتار دام فریب مجاهدین خلق شدند. شانس با او یار بوده که بعد از تحمل سه سال زندگی سخت و طاقت فرسا […]
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت جمشید سرایی
انا لله و انا الیه راجعون جمشید سرایی فرزند عبدالحمید دار فانی را وداع گفت. خبر کوتاه بود و بسیار غم انگیز. مرحوم جمشید سرایی یکی از هزاران نفری بود که برای کاریابی به ترکیه رفته بود و در آنجا توسط دلالان و قاچاقچیان انسان ربوده شده و به سازمان ضد انسانی مجاهدین تحویل داده […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت چهارم
در قسمت قبل از روحیه ای که از ارتباط با خانواده ام گرفتم، گفتم. وقتی از اتاق تلفن خارج شدم و به مقرمان رفتم، سریع کاغذی برداشته و در آن خطاب به مسئولم نوشتم از این لحظه به بعد یک روز هم حاضر نیستم در تشکیلات شما بمانم و می خواهم بدنبال زندگی خودم بروم […]
افشاگری مریم سنجابی در نامه ای رو به دادگاه سران مجاهدین خلق
مریم سنجابی، از زنان نجات یافته از فرقه رجوی، در نامهای سرگشاده به دادگاه رسیدگی کننده به جرایم سازمان مجاهدین خلق، از جنایتهای درونی این سازمان پرده برداشت. در نامه سرگشاده مسئول اسبق پروندههای پرسنلی فرقه تروریستی رجوی خطاب به دادگاه محاکمه سران سازمان مجاهدین خلق آمده است: اینجانب یکی از شاهدان جنایات و خیانتهای […]
حضور آدم کریمی در دفتر انجمن نجات استان زنجان
آدم کریمی عضو نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق ضمن حضور در دفتر انجمن نجات زنجان با اعضای دفتر پیرامون مباحث حقوقی و دادگاه رسیدگی به جرائم سران فرقه مجاهدین دیدار و گفتگو کرد. او با بیان اینکه سران فرقه رجوی مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند و محاکم داخلی و بین المللی باید مجرمان […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت سوم
در قسمت قبل از ارتباط تلفنی با منزل برادرم گفتم. در حین تماس طوبی مسئول اکیپ پرسنلی وارد شد و چند لحظه به صحبت من با پسر برادرم گوش داد و گفت تا من ایستادم بهش بگو که آماده باشد تا هر وقت گفتی بیآید ترکیه. حدود یک ساعت تماس ها قطع شد و من […]
مجید محمدی: انتخاب کردم آزاد باشم و آزاد زندگی کنم
در زمان جنگ علیه ایران، به اسارت نیروهای بعثی درآمدم. پنج سال در اردوگاه های اسرا به سر بردم. وضعیت بسیار سخت و شکننده بود. شکنجه های مداوم روحی و جسمی، امان مان را بریده بود. این وضعیت طولانی و فرسایشی شده بود و بیماری ام هم مزید بر علت شده بود تا تحمل اردوگاه […]
افراد اسیر در چنگال فرقه رجوی در حقیقت قربانیان او هستند – فصل دهم
در قسمت قبل از شرایط بد زندان گفتم که برای اعتراض به آن شرایط اعتصاب غذا کردم. وقتی متوجه شدم که در چند نوبت زندانیان و حتی جداشده های سازمان در قبال اسرای عراقی تبادل شدند و اسمی از من برده نشد، بفکر فرار از زندان افتادم. در این چند سال که در زندان بودم […]

