تلاش مضحک مجاهدین برای مصادره میراث ماندلا

بیچاره ماندلا!

فرقه تروریستی مجاهدین خلق با این عنوان که “میراث ماندلا در مقاومت ایران زنده است”به شکلی کاملا مضحک در چند روز اخیر تلاش کرد به نوعی میان فعالیت های خود و ماندلا ارتباط برقرار نماید! این از ویژگی های فرقه است که در مواقعی چون فوت شخصیت های محبوب و تاثیرگذاری مانند ماندلا خود را وسط میدان انداخته و سعی می کند سوار بر موج ایجاد شده خود را به ساحل مشروعیت برساند.

عوامل فرقه مجاهدین خلق که به عنوان یک گروه شناخته شده تروریستی از فقدان شدید محبوبیت و مشروعیت رنج می برند می خواهند این گونه از نردبان محبوبیت کسانی چون ماندلا بالا بروند.

پیش تر عوامل این گروه در مواجهه با پارلمانترها و شخصیت های فرانسوی مریم رجوی را با دوگل مقایسه می کردند! آنها شورای ملی مقاومت را دولت در تبعید نامیده و ادعا می کردند الگوی دولت در تبعید شارل دوگل در مورد مجاهدین خلق صدق می کند! این در حالی است که دوگل، دولت در تبعد فرانسه را به خاطر اشغال این کشور توسط نازی ها در خارج از این کشور و با هدف آزاد سازی فرانسه تشکیل داد و به همین دلیل به قهرمان فرانسوی مبدل شد و در همان حال مجاهدین خلق در زمان تجاوز دشمن بعثی به خاک ایران از هیچ گونه کمکی به ارتش بعث صدام حسین دریغ نورزیدند.

در جریان انقلاب های مردمی در کشورهای عربی نیز این فرقه با صدور بیانیه هایی دیدگاه های مریم رجوی را الهام بخش این انقلاب ها، خصوصا تحولات دموکراسی خواهی در مصر اعلام کرد! ولی هیچ وقت توضیح ندادند که چرا در سرکوب قیام کردها و شیعیان علیه صدام حسین در سال ۱۹۹۱ شرکت کردند و هزارن بی گناه را قتل عام کردند.

می توان نمونه تاریخی متعددی در سوء استفاده عوامل فرقه مجاهدین خلق از شخصیت ها و تحولات محبوب جهانی برشمرد. در واقع رویکرد فرقه مجاهدین خلق مرتبط کردن خود به هر حادثه یا شخصیت محبوبی است که قدرت بالایی در برانگیختن تحسین و تکریم افکار عمومی جهان دارد. آنها امیدوارند این گونه با حرکت در سایه شخصیت ها و تحولات مورد تحسین جهانی، برای خود جایگاهی به دست آورند.برای این کار آنها همه چیز را عملا به بازیچه می گیرند. فرقی هم نمی کند هدف مورد سوء استفاده شان کسی چون ماندلاست.

اما به نظر می رسد برای نتیجه دادن چنین سیاستی باید حداقل هایی فراهم باشد. در خصوص این سیاست مجاهدین خلق باید گفت که نه تنها چنین حداقل هایی فراهم نیست که اتفاقا پر از تضاد و پارادوکس است. ماندلا بیشتر عمر خور را صرف مبارزه برای آزادیخواهی، عدالت، رفع نژادپرستی و برداشتن نظام آپارتاید کرد. هر چند تلاش های ماندلا و تحمل بیش از ۲۷ سال زندان برای آرمانهای انسانی فوق از ارزش زائد الوصوفی برخوردار است اما یک مشخصه، ماندلا را از همه مبارزان آزادیخواهی متفاوت ساخت. این مشخصه بارز همان قدرت “بخشش” ماندلا بود. ماندلا وقتی قدرت را به دست گرفت بازجویی که به تحقیر آمیزترین شکل ممکن او را شکنجه کرد بود به خانه اش دعوت کرد و با سر یک میز شام خورد. تفاوت ماندلا با دیگر انسان های مبارز آزادیخواه آنجا بود که اعلام کرد” می بخشم اما فراموش نمی کنم”

شاید به همین دلیل بود که شهرت ماندلا بعد از کناره گیری اش از قدرت، جهانی تر شد. زیرا وی نشان داد که حتی با به قدرت رسیدن به دنبال انتقام از مخالفانش نبوده و صرفا به دنبال اهدافش انسانی اش این همه زندان و شکنجه و مشقت را تحمل می کرده است. او ثابت کرد بابت هیچ یک از این مصائب از کسی کینه به دل نداشته و طلب کار نیست.

نیازی به برشمردن تضادهای فاحش مجاهدین خلق با میراث ماندلا نیست اما از آنجا که فرصتی برای پرداختن به سوابق و مشی تروریستی این فرقه است می تواند قابل تامل باشد. با نگاهی به عملکرد فرقه مجاهدین خلق، سابقه مبارزه آزادیخواهی دیده نمی شود. این گروه خصوصا از سی خرداد ۱۳۶۰ برای کسب قدرت با قاطعیت وارد فاز حملات مسلحانه تروریستی شد. نتیجه این حملات تروریستی در طول همان سال و سال های بعد ۱۲ هزار قربانی ترور است. بسیاری از این قربانیان صرفا به دلیل داشتن ظاهر مذهبی و به زعم طرفداری از جمهوری اسلامی به رگبار بسته شدند.

در حقیقت عوامل مجاهدین خلق وقتی اوضاع را وفق مراد خود ندید به سرعت به حملات تروریستی روی آورد و مشی تروریستی اش را از سر گرفت. آنها زره ای تساهل و مماشت به خرج ندادند. بعد از خروج از کشور نیز به هر کاری از همکاری با صدام حسین و جاسوسی برای سرویس های اطلاعاتی غربی و موصاد اسرائیل دست زدند تا شاید گامی به قدرت نزیک شوند اما بیش از هر زمان دیگری دورتر شدند.

رهبران مجاهدین خلق حتی نسبت به اعضاء خود شدیدترین موارد نقض حقوق بشر را اعمال کردند. مسعود و مریم رجوی در طول سالها سکونت در پادگان اشرف، خصوصا بعد از شکست سنگین در عملیات مرصاد، عملا مجاهدین خلق را به یک فرقه تمام عیار تبدیل کردند. ساختار به شدت متصلب این فرقه به گونه ای بود که به اعضاء اجازه تماس با خانواده های خود نمی داد. آنها حق دسترسی به هیچ گونه رسانه ای غیر از تلویزیون فرقه نداشته و از استفاده از امکانات ارتباطی روز دنیا نظیر موبایل محروم بوده و البته هنوز هم هستند.

از طرفی رهبران این فرقه هنوز هم سراسر کینه و نفرت هستند. آنها همه مخالفان و حتی جدا شده هایی که در خصوص ساختار فرقه ای و نقض شدید حقوق بشر اعضاء از سوی مجاهدین خلق افشاگری می کنند را با دشنام و ناسزا مذدور می نامند. دژخیم، مذدور، خون آشام، پلید و مواردی از این دست از واژه های معمول عوامل فرقه مجاهدین خلق برای خطاب قرار دادن مخالفان و جدا شده ها است؛ وازه هایی که سراسر تنفر و کینه اند. اینجاست که باید گفت بیچاره ماندلا!!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.