جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

تجربه شیرین رهایی در پیاده روی اربعین حسینی 05 شهریور 1403

تجربه شیرین رهایی در پیاده روی اربعین حسینی

بر خلاف شعارهای تو خالی سران فرقه مجاهدین خلق که تلاش می کنند خودشان را در مراسم مذهبی ایام محرم به ویژه روز اربعین هم سو با مردم ایران نشان دهند. با توجه به اینکه مقر مجاهدین خلق سالها در عراق بود و فاصله چندانی با کربلا و نجف نداشت، ولی هرگز اعضای گرفتار حق […]

از تلخی اسارت تا شیرینی رهایی 03 شهریور 1403

از تلخی اسارت تا شیرینی رهایی

در سال 1347 در شهر سربندر بدنیا آمدم، تا مقطع پنجم ابتدایی در این شهر به تحصیل مشغول بودم. با شروع جنگ تجاوزکارانه صدام بر علیه ایران همانند هزاران جوان دیگر برای دفاع از خاک وطن در تاریخ 18/1/66 به خدمت سربازی رفتم. دو هفته از حضور من در جبهه نگذشته بود که در جبهه […]

وحشت مجاهدین خلق از حضور ابراهیم خدابنده در دادگاه 03 شهریور 1403

وحشت مجاهدین خلق از حضور ابراهیم خدابنده در دادگاه

دو جلسه اخیر دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق با حضور مدیرعامل انجمن نجات همراه بود. ابراهیم خدابنده، عضو پیشین مجاهدین خلق در جلسات پانزدهم و شانزدهم دادگاه محاکمه 104 تن از سران مجاهدین خلق و سازمان به عنوان یک ماهیت حقوقی به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد. ابراهیم خدابنده مسئول پیشین بخش روابط بین […]

هزینه زندگی آزادانه مریم رجوی در اروپا، به اسارت کشاندن اعضا است 03 شهریور 1403

هزینه زندگی آزادانه مریم رجوی در اروپا، به اسارت کشاندن اعضا است

محمد آتابای عضو رهایی یافته از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی، در حالیکه در کنار دوستانش، ساعاتی از اوقات فراغت خود را در کنار ساحل دریای آدریاتیک سپری می کند به یاد دوستانش که هنوز در اسارت رجوی در کمپ مانزا هستند می افتد. او با ذکر اسامی تعدادی از آنها همچون اسماعیل نیکذات، برات ریگی، بهزاد فرخی، یوسفی […]

کابوس فرقه گذشت و زندگی را از نو آغاز کردم 30 مرداد 1403

کابوس فرقه گذشت و زندگی را از نو آغاز کردم

انسانها صرف نظر از ملیت، تاریخ و تمدن، قومیت و مذهب در مسیر زندگی شان در معرض حوادث و تند بادهای مختلفی قرار می گیرند که سرنوشت و جریان زندگی آنها را دستخوش تغییرات و فعل و انفعالات زیادی می کند. و من هم از این قاعده مستثنی نبودم. تجاوز نظامی عراق به ایران در […]

برای زندگی کردن هیچوقت دیر نیست 28 مرداد 1403

برای زندگی کردن هیچوقت دیر نیست

مجاهدین خلق ارمغان تاریکی من افشین جعفر زاده اهل ارومیه در سال ۱۳۷۴ برای کار به استانبول رفتم. با توجه به اینکه رشته ام مکانیک بود در همان جا مشغول به کار شدم. پس از چند سالی کار کردن با  کسانی آشنا شدم که به من قول مهاجرت و کار در کشور آلمان را دادند. […]

لذت بازگشت به وطن و به آغوش پرمهر خانواده 27 مرداد 1403

لذت بازگشت به وطن و به آغوش پرمهر خانواده

وقتی به خدمت سربازی رفتم دوست داشتم برای دفاع از وطن به جبهه های جنگ بروم تا اینکه در تاریخ 18/5/65 عازم جبهه شدم اما متاسفانه در تاریخ 24/4/67 در منطقه زبیدات توسط ارتش عراق اسیر و به اردوگاه اسرای جنگی منتقل شدم. حقیقتا شرایط اردوگاه برای اسرا خیلی سخت بود تا اینکه در سال […]

مسعود رجوی چگونه بر قتل قربانعلی ترابی سرپوش گذاشت؟ 24 مرداد 1403

مسعود رجوی چگونه بر قتل قربانعلی ترابی سرپوش گذاشت؟

نام قربانعلی ترابی یکی از اعضای مجاهدین خلق که زیر شکنجه‌های بازجویان خود تشکیلات کشته شد، حتی در اسناد رسمی بین المللی آمده است. در گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر در سال 2005، رسما اعلام شده است که به شهادت چند تن از اعضای جدا شده، ترابی یکی از افرادی است که در تشکیلات مجاهدین […]

اولین تماس تلفنی که عواطف و احساسات من را به خانواده ام گره زد – قسمت پایانی 24 مرداد 1403

اولین تماس تلفنی که عواطف و احساسات من را به خانواده ام گره زد – قسمت پایانی

گوشی تلفن را گرفتم. الو، الو، صدای مضطرب و هیجان زده ای در گوشم پیچید. علی؟ علی تویی؟! تویی کاکای عزیزم؟ کجا بودی در تمام این سالها؟ بغضش ترکید، صدایش برای لحظاتی قطع شد، و بعد گریه امانش نداد. بغض سالهای گذشته همزمان در من شکست، اشک پهنای صورتم را فرا گرفت. فاطمه مترجم افغانی […]

اولین تماس تلفنی که عواطف و احساسات من را به خانواده ام گره زد – قسمت اول 22 مرداد 1403

اولین تماس تلفنی که عواطف و احساسات من را به خانواده ام گره زد – قسمت اول

حدود 6 ماه بود که از مجاهدین خلق جداشده بودم و در کمپ موسوم به تیف آمریکایی ها زندگی می کردم ولی همچنان ارتباطم با خانواده ام وصل نشده بود و از آنها بی خبر بودم. تا اینکه یک روز خبر برقراری تماس تلفنی و آوردن تلفن به کمپ که بزرگ ترین تحول آن روزها […]

حمید محمد آتابای دروغ های مریم رجوی درباره زندگی خارج از مناسبات را به چالش می کشد 22 مرداد 1403

حمید محمد آتابای دروغ های مریم رجوی درباره زندگی خارج از مناسبات را به چالش می کشد

حمید محمد آتابای عضو رهایی یافته از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی و عضو کنونی انجمن نجات آلبانی با انتشار ویدئویی در صفحه شخصی فیس بوک خود، دروغ های مریم رجوی درباره زندگی خارج از مناسبات سازمان را به چالش می کشد. او که به گفته خودش بعد از یک هفته کار طاقت فرسا و […]

زندگی مان سرشار از عشق و امید است 21 مرداد 1403

زندگی مان سرشار از عشق و امید است

زندگی و زندگی کردن نعمتی است که خداوند به بندگانش عطا کرده است و هیچ کس حق ندارد دیگری را از این حق مسلم و خدادادی محروم نماید. زندگی نرمال سختی و آسانی و شیرینی را در کنار هم دارد همان طور که خداوند در قرآن هم به آن اشاره کرده است: ان مع العسر یسری. […]

blank
blank
blank