زنگ خطری برای دموکراسی از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق
مطلقانگاری معرفتی و نمایش آزادی تحلیلی بر ساختار کنترل در سازمان مجاهدین خلق
پارادوکس رهایی تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت
متدولوژی متداول مجاهدین
مجاهدین برای پیش برد کارهایشان از یک روش ثابت وحالا دیگر نخ نما استفاده میکنند برای آنها مهم نیست که این شیوه به نتیجه میرسد یا نه , بعد از سالیان حالا دیگر استفاده از شیوه ثابت مهم تر از نتیجه است چرا که خودی ها به نتیجه بخشی آن طبق رسم تایید و تملق اذعان میکنند و غیرخودی ها هم هرچه بگویند از نظر آنان یاوه ای بیش نیست , بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن حالا دیگر این شیوه ها تقدسی دارد که هیچ فرد تشکیلاتی نمیتواند و نباید آنها را زیر پا بگذارد
مناسبات فرقه نمادی از برنامه 10 ماده ای واقعی رجوی ها – قسمت دوم
رجوی می گفت: سیاست ما در مقابل کسی که می خواهد از سازمان خارج شود سیاست مشت آهنین است. او می گفت سازمان کندوی زنبور عسل نیست که هر کس خواست بیاید عسل بخورد و بعد برود، سپس روی کلتی که در کمرش بسته بود با دست می زد و می گفت با مشت آهنین به کسی که بخواهد از ما جدا شود جواب می دهیم!!
دکتر نفیسی: سازمان مجاهدین یک «کالت» است!
تحقیقی که از طرف موسسه راند در سال ۲۰۰۹ صورت گرفت،نشان داد که حدود ۷۰ درصد افرادی که آنجا هستند(پادگان اشرف) برخلاف میل خودشان در این کمپ حضور دارند.و از آن گذشته وقتی نیروهای آمریکایی برای خلع سلاح کامل می خواستند وارد کمپ شوند،اینها را تهدید به خودکشی جمعی کردند.
فرقه رجوی و استفاده ابزاری از ماه مبارک رمضان
از آنجاییکه بکارگیری اهرم زور و فشار اصلی ترین کارکرد سران فرقه برای کنترل و مهار موج نارضایتی اعضا بود عملا این شیوه دافعه خاص خود را درمیان اعضا به وجود می آورد بطوریکه نیروهای معترض ازهرشیوه ای برای بیان مخالفت خود استفاده می نمودند. درماه مبارک رمضان کیفیت غذایی بشدت پایین بود واصولا هیچگونه مشورتی با پزشکان در زمینه چگونگی بکارگیری مواد حاوی ویتامینهای مختلف و پروتئینها رعایت نمی شد و اعضای روزه گیر از این بابت دچار مشکل می گردیدند.
نهایت عقب ماندگی و درونگرایی میشود فرقه رجوی
اساسا تشکلهای فرقه ای دوست دارند نیروهای خود را بگونه ای پرورش دهند که شخص اساسا انگیزه برای زنده ماندن برایش باقی نماند. امیدی درش نباشد. تا هر لحظه که مسئولین فرقه بخواهند بتوانند از آنها برای انجام هرکاری استفاده کنند! رد پای این موضوع را در دیگر فرقه ها میتوان مشاهده کرد. الان با گذشت نزدیک به ده سال از سرنگونی صدام و اینکه آخرین امیدهای نیروهای رجوی به یاس و نامیدی بدل گردیده است این موضوع بشدت تشدید شده است.
دیدار صمیمی ۷ نفر از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین ساکن اروپا ـ قسمت اول
قابل ذکر است که بدانیم پس از قطع ارتباط با مناسبات فرقه (بتناسب مدت زمانی که فرد در اسارت جسمی و ذهنی بسر برده است) دوران گذار از شرایط بحرانی برای ترمیم آسیب های روحی به شرایط نرمال آغاز می گردد. مددکاران تجربی (جداشدگان از فرقه رجوی) در این مورد می توانند در پروسه ترمیم آسیب های وارده و بازگشت به هویت فردی، نقش بسیار مهمی را ایفا نمایند.
نگاهی گذرا به 17 ژوئن تا 3 ژوئیه
این فرقه سکت همان کرد که درجریان هستید که در اثر ایجاد جو شانتاژ و مغزشویی توانست شماری را در اروپا به عمل قبیح خودسوزی وادار کند و جان دو نفر را بگیرد نکند که به خواهرمریم در زندان! فرانسه بد بگذرد.همزمان دراشرف هم یادمان دادند که مطلق سوال نکنیم که کی و چگونه خواهر مریم با چهارصد نفر به فرانسه گریختند ببخشید عزیمت کردند!! فقط شرم کنید که نتوانستیم خواهر مریم و برادر را به تهران برسانید و اینکه چرا هواداران خارج کشورغیرت به خرج دادند و زودی خودسوزی کردند
مناسبات فرقه نمادی از برنامه 10 ماده ای واقعی رجوی ها
کدام عضو فرقه می تواند حرف دلش را بزند؟ چه کسی حق دارد خارج از مطالب مشخص شده از سوی تشکیلات حرفی بزند؟ آیا انجام اینکار جرم نبوده و افراد خاطی به اتهام داشتن رابطه محفلی و اینکه شعبه سپاه پاسداران هستند تحت برخورد و محاکمه قرار نمی گیرند؟ کم بودند کسانی که به این اتهام تحت برخورد قرار گرفته و ساعت ها و روزها در نشست های خرد کننده جمعی شخصیت شان له شد؟
منطقه ممنوعه
در قرارگاه اشرف که آدمها همه همدیگر را مثل یک خانواده می دانستند, ظاهر امر این بود ولی در همین محوطه نقاطی بود که برای آدمهای آنجا نقطه ممنوع به حساب می آمد و نفرات خاصی مجاز به رفت و آمد به آنجا بودند. مناطقی بود با دیوارهای بلند و خاکریزهای چند متری که ماشین های گشت اطراف ان می چرخیدند و این شده بود تناقض افراد و کسی نمی دانست پشت این دیوارها چه می گذرد که اینگونه محافظت می شود البته این فقط تنها جائی نبود که ممنوع بود از نظر تشکیلات دیدار افراد با یکدیگر ممنوع بود
نامه دفتر کانون ایران قلم در پاریس به نخست وزیر آلبانی
لذا ما خواست انتقال یافتگان از عراق یعنی پناهجویان ایرانی به کشورتان را که مهمانان مردم آلبانی هستند مبنی بر راه ندادن شکنجه گران و سرکوبگران این فرقه به محل استقرار پناهندگان و به این کشور به اطلاع آنجناب به عنوان رییس دولت آلبانی می رسانیم زیرا آنها از فرانسه می آیند و نماینده ساکنان لیبرتی در عراق نیستند و هدفشان جلوگیری از ارتباط پناهندگان با خانواده هایشان در داخل و خارج ایران و با دنیای بیرون مانند آنچه در لیبرتی حاکم است می باشد.
مسعود رجوی در لیبرتی افراد متقاضی انتقال به آلبانی را تهدید می کند
مسعود ﺭﺟﻮﯼ بعد از دریافت گزارش های مختلف از شرایط متحول، همراه با نارضایتی و تمایل به جدایی از افراد انتقالی از لیبرتی به آلبانی در صدد بر آمده است تا دست به یک تهدید درون تشکیلاتی بزند. براساس اخبار منابع ذکر شده مسعود رجوی در ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺧﻠﯽ که به اعضای سازمان مستقر در لیبرتی ﺩﺍﺩﻩ است خطاب به آنان گفته است ﮐﻪ ﻟﯿﺴﺖ افراد انتقالی به ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ انتقال به ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺑﮑﻨﺪ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻗﯿﻬﺎ
پاسخی شنیع به یک سئوال مشخص
می خواهم نتیجه بگیرم که این نامه هرگز از طرف خانم مربوطه نوشته نشده است، این نامه در پاریس و توسط محمدعلی توحیدی تهیه و تنظیم شده است. این حرکت شنیع به یک سنت در سازمان مجاهدین بدل شده است. دروغ و کلاشی و شامورتی بازی، به یک سنت در سازمانی تبدیل شده است که خود را «مردمی»، «انقلابی» و طرفدار دمکراسی می داند.

