تشکیلات مجاهدین ادعا دارد سر در و سرلوحه سازمان وفا و صداقت میباشد! اما فاکت های بسیاری وجود دارد که عکس آن را نشان میدهد. مسعود رجوی تنها بازمانده کادر مرکزی رهبریت سازمان با سازش و لابی گری برادرش کاظم رجوی و خیانت به بنیانگذاران جانش را نجات داد. پس از سر فصل سی خرداد […]
تشکیلات مجاهدین ادعا دارد سر در و سرلوحه سازمان وفا و صداقت میباشد! اما فاکت های بسیاری وجود دارد که عکس آن را نشان میدهد.
مسعود رجوی تنها بازمانده کادر مرکزی رهبریت سازمان با سازش و لابی گری برادرش کاظم رجوی و خیانت به بنیانگذاران جانش را نجات داد. پس از سر فصل سی خرداد و اعلام جنگ مسلحانه و وارد شدن به فاز نظامی که در انتها به شکست استراتژیک گروه رجوی انجامید، اعضا و کادرهای سازمان متواری و درمانده برای بقا در زبالهها و مخروبه ها و قبرستان ها مخفی میشدند اما مسعود رجوی به فرانسه گریخت و آنچنان که از نیروهای سازمان ماندن بر سر پیمان و وفا را طلب میکرد جان خودش را نجات داد.
با آغاز حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق و سقوط دیکتاتور حزب بعث، مسعود رجوی بار دیگر سر بزنگاه از مخمصه ای که خودش باعث و بانی آن بود و گریبان سازمان را میفشرد و اعضا و کادرهای سازمان زیر مهیب ترین بمباران ها کشته میشدند، بار دیگر از نظرها ناپدید شد. مسئولان رده بالای تشکیلات مرتب به نیروها القا میکردند که برادر مسعود در جلوی سر ستون ارتش آزادیبخش لب مرز روبروی نفت شهر مستقر شده است و هر چه خواهر مریم اصرار و التماس میکند به عقب ستون بر نمیگردد!. خواهر مریم هم پیش برادر اطراق کرده و گفته مسعود را تنها نمیگذارم. مسئولان در بیابانهای عراق زیر بمباران در سنگرها و شیارها برای ما نشست میگذاشتند و توی سر ما میزدند و با رعشه و لرزه و بغض داستان پیش قراولی برادر و خواهر را تعریف میکردند و از ما راندمان و تلاش بیشتری میخواستند. اما چند روز بعد همه چیز فاش شد! دقیقا چند روز بعد که فروردین ماه بود ما را در سنگر اجتماعات جمع کردند و یک نوار ویدئویی از تشییع جنازه کاک صالح – ابراهیم ذاکری – که بر اثر سرطان مغزی مرده بود پخش کردند. که در گورستان اوور پاریس برگزار میشد و یهو خواهر مریم در جلوی تابوت ظاهر شد به همراه دیگر مسئولان بالا و این باعث لحظه دار شدن و تناقض اکثر نیروها شد. بعدها سران فرقه فهمیدن با پخش این نوار چه گافی داده اند.
در پیامی که مسعود رجوی به اعضای سازمان داد گفته بود که وقتی ساختمان بهارستان – محل اقامت مسعود و مریم در بغداد – مورد اصابت موشک قرار گرفت، سراسیمه خودم را به اتاق مریم رساندم، لحظه دار شدم آینده انقلاب بی مریم چه میشود ، این هم یک مورد از عدم صداقت فرقه که از شروع انقلاب ایدئولوژیک از سال شصت و هشت مدعی بودند جنس رابطه مسعود و مریم خواهر و برادری میباشد و این مورد هم باعث پارادوکس اعضا فرقه شد. این گاف هم بعداً جمع شد. مسعود رجوی از وفا و صداقت دم میزد و خود پس از سقوط صاحبخانه و اخراج فرقه به آلبانی به زندگی مخفی روی آورد و تا به حال اثری از او نیست. ولی همچنان از مجاهدین میخواهد لم یر تابو باقی بمانند اما خود از بیم جان بی مقدارش سالهای سال است که مخفی شده است.
نسرین (مهوش سپهری) جانشین مسعود رجوی در قرارگاه های مجاهدین در یک نشست جمعی گفت یک خواهری از پرسنل خبری سیما دچار تناقض شده بود و گزارش کرده بود چرا اخبار مربوط به سمپات های سازمان در خارجه را بزرگ نمایی میکنیم. برایش دیگ بزرگ تشکیل دادیم، سلب مسئولیت کردیم و رده تشکیلاتی او را در حد KO نزول دادیم. نسرین میگفت ما برای پیشبرد مبارزه با رژیم هر جا لازم باشد بزرگنمایی میکنیم. سفید را سیاه نشان میدهیم که این یکی از فاکت های عدم صداقت و وارونه جلوه دادن واقعیت ها در تشکیلات مجاهدین میباشد. همکاری تنگاتنگ با ارتش متجاوز عراق و گرا دادن نقاط شهری برای حمله موشکی که اسناد آن موجود میباشد، نمونه دیگر است. اما همیشه وانمود میکردند که سازمان از لحاظ سیاسی و نظامی مستقل است.
افرادی که تاب تحمل انقلاب ایدئولوژیک فرقه را نداشتند آنقدر هیستریک شده بودند که اقدام به خودکشی کردند و من خود چند مورد را شاهد بودم که به عنوان کشته شده در عملیات در نشریه و سیما انعکاس میدادند. نفرات کشته شده در بمباران جنگندههای آمریکایی به پادگانها و مقرهای سازمان را تیتر میزدند که بهدست مزدوران رژیم کشته شده اند. اعضای ناراضی و خواهان جدایی را شبانه به لب مرز میبردند در میادین مین رها میکردند و با رگبار بستن به برج های دیدبانی نیروهای ایرانی باعث کشته شدن آنها میشدند. در طی این سالها افراد زیادی از مجاهدین جدا شدند اما سران گروه رجوی شهامت اقرار به حقیقت را ندارند و به همه جدا شده ها مارک مزدوری رژیم می چسباندند. وفا و صداقتی که تشکیلات رجوی از آن دم میزند چیزی نیست جز جفا و حقارت.
داریوش قنواتی

