از حقوق کارگران در سیمای آزادی تا واقعیت مناسبات درون تشکیلات

سیمای ماهواره‌ای فرقه رجوی، هر از گاهی تعدادی از مسئولان قدیمی و تکراری خود را به روی آنتن می‌آورد تا درباره تورم افسار گسیخته در ایران، مشکلات معیشتی مردم، وضعیت دشوار کارگران و فشارهای اقتصادی بر اقشار مختلف جامعه تحلیل و تفسیر ارائه دهند. این افراد از حقوق کارگران سخن می‌گویند و خود را مدافع […]

سیمای ماهواره‌ای فرقه رجوی، هر از گاهی تعدادی از مسئولان قدیمی و تکراری خود را به روی آنتن می‌آورد تا درباره تورم افسار گسیخته در ایران، مشکلات معیشتی مردم، وضعیت دشوار کارگران و فشارهای اقتصادی بر اقشار مختلف جامعه تحلیل و تفسیر ارائه دهند. این افراد از حقوق کارگران سخن می‌گویند و خود را مدافع محرومان و زحمتکشان معرفی می‌کنند؛ اما پرسش اساسی این است که میان این شعارها و تجربه زیسته اعضای داخل تشکیلات چه نسبتی وجود دارد؟

من به‌عنوان کسی که مدتی در مناسبات این تشکیلات حضور داشته‌ام و روابط درونی آن را از نزدیک تجربه کرده‌ام، خاطراتی دارم که با تصویر تبلیغاتی این برنامه‌ها فاصله زیادی دارد. آنچه در دوران حضورم شاهد بودم، این بود که مسئولان رده‌بالا از امکانات رفاهی و خدماتی بهتری برخوردار بودند و در مقابل، اعضای رده‌های پایین‌تر به‌طور مستمر به انجام کارهای سخت، طاقت‌فرسا و روزمره گمارده می‌شدند. این تجربه شخصی من از مناسباتی بود که در آن زندگی می‌کردم.

تناقض زمانی آشکارتر می‌شد که همین مسئولان در برنامه‌های سیمای آزادی از رنج کارگران و دشواری‌های زندگی مردم سخن می‌گفتند. در همان دوران، ما را به تماشای اجباری برنامه‌های این شبکه وادار می‌کردند. برای من و برخی از هم‌ تشکیلاتی‌هایم، شنیدن این سخنان از زبان کسانی که در زندگی روزمره خود شاهد برخورداری از امکانات بهتر بودند، بیشتر از آنکه نشانه همدردی با کارگران باشد، به موضوعی برای تمسخر در محفل‌های خصوصی‌مان تبدیل شده بود.

مسئله این نیست که چرا درباره مشکلات معیشتی کارگران صحبت می‌شود؛ این مشکلات واقعی و شایسته توجه‌اند. مسئله، فاصله میان ادعای دفاع از زحمتکشان و نحوه برخورد با اعضایی است که درون یک تشکیلات زندگی و کار می‌کنند. اگر عدالت اجتماعی و حقوق کارگران اصولی بنیادین هستند، انتظار می‌رود این اصول پیش از هر چیز در مناسبات داخلی همان مجموعه نیز رعایت شوند.

نمی‌توان از بیرون تشکیلات، مدافع حقوق کارگران بود، اما درباره تقسیم کار، امکانات رفاهی، فشارهای کاری و تفاوت جایگاه مسئولان و اعضای عادی، پاسخ‌گویی را به حاشیه راند. دفاع از حقوق زحمتکشان زمانی اعتبار پیدا می‌کند که از سطح سخنرانی و تبلیغات فراتر برود و در رفتار عملی مدعیان آن نیز دیده شود.

معیار سنجش یک ادعا، تکرار آن در برابر دوربین نیست؛ بلکه میزان پایبندی به آن در عمل است. برای من که این مناسبات را از نزدیک تجربه کرده‌ام، سخنان تلویزیونی مسئولان فرقه رجوی درباره رنج کارگران، همواره یادآور همان تناقضی است که در دوران حضورم شاهدش بودم: فاصله میان تصویری که به مخاطبان ارائه می‌شد و واقعیتی که اعضای رده‌های پایین‌تر در زندگی روزمره خود تجربه می‌کردند.

داریوش قنواتی