نقض حقوق بشر

در آستانه روز زن، استثمار زنان در فرقه رجوی را محکوم می کنیم

هشت مارس، همواره یکی از روزهایی است که مریم رجوی زن ستیز به میدان آمده و شعارهای توخالی می دهد. گر چه امروز دیگر حنای این فرقه ضد بشر برای افکار عمومی رنگی ندارد.

اما آیا سران این فرقه به آزادی زنان معتقد هستند؟
از سال 1368 بصورت علنی سرکوب زنان در این سازمان شروع شد، اسم این سرکوب را هم انقلاب درونی مجاهدین گذاشتند، در بند الف این سرکوب، زنان باید از مردان طلاق می گرفتند و در بند ب باید خود را در حریم رهبر عقیدتی قرار می دادند! مریم رجوی که خود را صاحب این سرکوب می داند و همیشه بدان مفتخر است، می گوید که شما زنان مانع سرنگونی شدید! شما خود را تمام و کمال به رهبر عقیدتی نسپردید. شما هنوز خود را مال مسعود نمی دانید! نمی دانم این در اختیار کامل مسعود بودن زنان چه ربطی به سرنگونی دارد؟

مریم و مسعود رجوی و زنان

حرمسرای زنان رجوی در مناسبات، پدیده ای نیست که کسی بتواند آنرا انکار بکند، کشف حجاب زنان توسط مریم رجوی در حضور مسعود رجوی و اینکه شما زنان مسعود هستید از اعمال و جملات مشهور متعلق به مریم رجوی است.
در این سازمان هیچ زنی حق داشتن حریم شخصی ندارد، هیچ زنی حق تماس با فامیل خود را ندارد، هیچ زنی حق داشتن موبایل را ندارد، هیچ زنی حق فکر کردن به شوهر سابق و یا فرزندان خود و حتی مسائل جنسی را ندارد، زنان در این سازمان حق آرایش کردن ندارند، زنان در این سازمان حق پوشش آزاد را ندارند، به گفته مسعود رجوی هیچ زنی حق ندارد از سازمان جدا شود و این یک مرز سرخ بسیار مهم است، زنان در این فرقه استبدادی هر وقت که مسعود رجوی طلب کند می بایست خود را در اختیار او قرار می دادند، زنان حق ملاقات با خانواده های خود را هم ندارند.

یکی از همین زنان از بند رسته خانم بتول سلطانی است. (خانم بتول سلطانی عضو پیشین شورای رهبری «مجاهدین» با ۲۰ سال سابقه عضویت، در سال ۱۳۴۴ و در شهر اصفهان بدنیا آمد. وی تحصیلاتش را در این شهر گذراند و سپس از دانشگاه قبول شد.). خانم سلطانی می گوید: در سال ۶۵ ازدواج کردم و فرقه رجوی در مسیر به اروپا در پاکستان پس از یک دوره کار تلقینی روی همسرم و شستشوی مغزی ما را به تور خود انداخت و با فریب بازدید چند روزه از عراق من را درحالی که فرزند اولم را بار دار بودم، به همراه همسرم راهی عراق کرد. وی در سالهایی که در «مجاهدین» عضویت داشت، در مسئولیت های مختلف به صورت حرفه ای در عراق، انگلستان و فرانسه برای این گروه فعالیت داشته است. سقوط صدام حسین در فروردین سال ۱۳۸۲ شرایطی را فراهم کرد تا خانم بتول سلطانی که از نزدیک مناسبات بغایت ارتجاعی و فرقه ای و زن ستیز «مجاهدین» را دیده و با پوست و گوشت خود لمس کرده بود، همانند سایر اعضای دربند این فرقه از قرارگاه اشرف خارج و خود را به اروپا برساند. خانم بتول سلطانی هم اکنون عضو انجمن زنان ضد فرقه رجوی در اروپا بوده و برای آزادی سایر زنان در بند این فرقه فعالیت دارند.

بتول سلطانی

زنان در فرقه رجوی در بند هستند. آنها از اولیه ترین حقوق انسانی محرومند. آنها اجازه انتخاب پوشش و حق ازدواج ندارند حال چه رسد به انتخاب همسر. با آنها مثل برده رفتار می شود. ایشان می گوید: وقتی من در تشکیلات آنها می دیدم زنها نمی توانند رفت و آمد تنها داشته باشند و افراد مرتب مراقب همدیگر هستند و باید همدیگر را گزارش کنند، بشدت بهم می ریختم. کسی جرات بیان چنین انتقاداتی را به تشکیلات نداشت و باید به قوانین سخت و ضد انسانی فرقه تن می دادیم. بسیاری از زنان بخاطر اعتراض و تن ندادن به دستورات تشکیلاتی در زندان فرقه بودند و مورد اهانت و کتک و آزار جسمانی قرار می گرفتند. حتی خودکشی های اجباری نیز برای زنانی که از قوانین فرقه پیروی نمی کردند در تقدیر آنان بود که با قرص سیانور انجام می گرفت.

حسابرسی های تشکیلاتی و سوژه کردن افراد در جمع به مدت طولانی، شدیدترین فشارهای روحی و روانی بود که خیلی ها در مقابل آن تاب تحمل نداشته و مجبور بودند به خواسته های فرقه تن بدهند. زنان نباید در تشکیلات از خود اشعه زنانگی می دادند. حتی مسائل بهداشت فردی اعضا نیز تحت کنترل فرقه بود. آرایش کردن و آراستن خود هیچ معنا و مفهومی در تشکیلات نداشت. اوج نگاه «مجاهدین» به زنانِ تشکیلات، جدای از استفاده ابزاری که در راستای اهداف ضد ملی و میهنی این گروه انجام می گرفت، بهره برداری جنسی برای شخص رهبر فرقه یعنی مسعود رجوی بود. زندگی به دور از اجبارات فرقه موهبتی است که خداوند به همه انسانها داده است. ولی رجوی آنرا برای چندین دهه از ماها گرفت. خانواده ها را از هم پاشوند. و خیلی از آنها را هم داغدار کرد و در آرزوی دیدارشان باقی گذاشت… ”

تجارب بسیار تلخ زنانی که از این فرقه جهنمی موفق شدند جدا شوند، بسیار تکان دهنده است و برخی را نیز به لحاظ حفظ حرمت ها نمی توان بیان کرد، اما به همین باید اکتفا کرد که در قرن ارتباطات و رسانه ها و اینترنت، هستند زنانی که زندگی بردگی سختی را در حال تجربه هستند و در آستانه روز زن باید از جوامع جهانی، وجدان های بیدار، ارگان های مدافع حقوق زنان، خواست که هیئتی را به درون مناسبات رجوی در آلبانی بفرستند تا از نزدیک وضعیت این زنان بخت برگشته را بررسی کنند و برای نجات آنان اقدامی بکنند. هم اکنون خانواده های بسیاری از این زنان حتی حق ملاقات با فرزندان خود را ندارند و مریم رجوی اجازه نمی دهد آنان با خانواده ی خود حتی برای چند دقیقه ملاقات بکنند.

فرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا