محمود مرشد؛ مرگ دیگری در کارنامه سازمان مجاهدین خلق

خبر درگذشت محمود مرشد، عضو باسابقه سازمان تروریستی مجاهدین خلق، در هفتم آبان ۱۴۰۵ در آلبانی، بار دیگر موضوع وضعیت سلامت و شرایط زندگی اعضای سالخورده و بیمار این تشکیلات را مطرح کرده است. بر اساس اطلاعیه سیمای مجاهدین، محمود مرشد متولد کرج بود و حدود ۴۷ سال از عمر خود را در این سازمان […]

خبر درگذشت محمود مرشد، عضو باسابقه سازمان تروریستی مجاهدین خلق، در هفتم آبان ۱۴۰۵ در آلبانی، بار دیگر موضوع وضعیت سلامت و شرایط زندگی اعضای سالخورده و بیمار این تشکیلات را مطرح کرده است.
بر اساس اطلاعیه سیمای مجاهدین، محمود مرشد متولد کرج بود و حدود ۴۷ سال از عمر خود را در این سازمان سپری کرد. در اطلاعیه منتشرشده به بیماری سخت و چندین بار سکته مغزی او در سال‌های اخیر نیز اشاره شده است؛ اما درباره روند درمان، کیفیت مراقبت‌های پزشکی و شرایط رسیدگی به وضعیت جسمانی وی توضیح روشنی ارائه نشده است.

آمار درگذشت‌ها و ضرورت شفاف‌سازی درباره درمان

درگذشت محمود مرشد یک اتفاق منفرد نیست. تنها در فاصله مرداد تا آبان سال جاری، سازمان خبر درگذشت دست‌کم هفت تن از اعضای خود را منتشر کرده است: حسین شریعتی، نسرین شهرابی فراهانی، مژگان مهدوی، نوشین نامور، محمد افضلیان، جلال فرخندی و محمود مرشد.
در میان این افراد، نام‌هایی دیده می‌شود که بنا بر اطلاعیه‌های خود سازمان، با بیماری‌های سخت و طولانی‌مدت دست‌وپنجه نرم می‌کردند. تکرار این موارد، پرسش‌های جدی درباره وضعیت درمانی اعضا و دسترسی آنان به پزشک مطرح می‌کند. سرکردگان سازمان موظف‌اند درباره وضعیت سلامت اعضا و چگونگی مراقبت از آنان شفاف‌سازی کنند. اشاره به بیماری و مرگ در اطلاعیه‌های تشکیلاتی، جای پاسخگویی درباره کیفیت درمان را نمی‌گیرد.

وضعیت خانواده‌ها و محرومیت از ارتباط آزاد

در این میان، نباید خانواده‌هایی را فراموش کرد که سال‌هاست از دیدار و ارتباط آزادانه با عزیزان خود محروم مانده‌اند. پدران و مادرانی که با امید بازگشت فرزندانشان روزگار می‌گذرانند، ممکن است خبر درگذشت آنان را از رسانه‌های سازمان بشنوند؛ در حالی که پیش از آن نیز سال‌ها از حق دیدار و اطلاع مستقیم محروم بوده‌اند.
این خانواده‌ها علاوه بر رنج جدایی و بی‌خبری، اکنون با پیامدهای سنگین از دست دادن عزیزان خود بدون امکان وداع و همراهی روبه‌رو می‌شوند. چنین وضعیتی ضرورت توجه جدی‌تر به حقوق اعضا و خانواده‌های آنان را نشان می‌دهد.

پرسش‌های پایانی

آیا وقت آن نرسیده است که سرکردگان این تشکیلات، به جای انتشار پیام‌های تبلیغاتی و تجلیل‌های سازمانی، درباره حق درمان، سلامت، ارتباط آزاد با خانواده و حق انتخاب اعضا پاسخگو باشند؟
هیچ تشکیلاتی حق ندارد سلامت و جان انسان‌ها را به پای مناسبات درونی خود قربانی کند. اعضای بیمار و سالخورده، پیش از آنکه عضو یک سازمان باشند، انسان‌هایی هستند که حق زندگی، درمان و حضور در کنار خانواده را دارند.

فریدون ابراهیمی