رهبران مجاهدین به دنبال چه هستند؟!
به نظر می رسد رهبران فرقه ی مجاهدین به این امر واقف باشند که در مبارزه برای کسب قدرت در ایران محکوم به شکست هستند و تقلای آن ها تنها برای حفظ زندگی تجملاتی و اشرافی ای است که برای خود فراهم کرده اند. اگر غیر از این بود و ذره ای احتمال پیروزی می دادن شاید هزینه های هنگفت گردهمایی های پوشالی را صرف نجات جان اعضای اسیر در برزخ عراق که در شرایط اسفناک کمپ لیبرتی به سر می برند، می کردند.
آیا می دانید که در فرقه رجوی تمامی زنان و مردان مجبور شدند طلاق بگیرند؟!
رو شرط مجاهد ماندن طلاق دادن خانواده بود و هرکسی هم که زیربار این طلاق نمیرفت تحت شدیدترین برخوردهای تشکیلاتی قرار میگرفت و او در نشستهای جمعی سوژه میکردند و کاری برسر آن فرد می اوردند که محبور شود ولو در شکل و بصورت فرمالیستی هم که شده بحث را بپذیرد!
مجاهدین خلق همگام با تروریست ها، هر کس در هر کجا
درست مانند مجاهدین در ایران، ارتش به اصطلاح سوریه حمایت مردمی و پایگاه نظامی در سوریه ندارد. بیشترین حرکات نظامی قال توجه تروریست های سوری در واقع توسط القاعده علیه حکومت سوریه انجام گرفته است. حملات انتحاری در دمشق و حلب و قتل مقامات حکومتی و نظامی سوری و انفجار خط لوله ها و زیر ساخت ها همه توسط القاعده انجام شده است.
جامعه ی بین المللی و پرونده ی حقوق بشر فرقه ی رجوی
به گزارش دیدبان حقوق بشر، موارد نقض حقوق بشری که سران مجاهدین خلق علیه اعضای مخالف مرتکب می شوند، از زندان های طولانی مدت و سلول انفرادی تا ضرب و شتم و سوء استفاده های زبانی و روانی، اعترافات اجباری، تهدید به اعدام و شکنجه را شامل می شود که در دو مورد منجر به مرگ افراد شده است.
سازمان مجاهدین از حنیف تا رجوی ؛ از آغاز تا انحطاط
رجوی هیچ گاه به اهداف و مبانی که بنیانگذاران برای سازمان تعریف کرده بودند، پایبند نماند و سازمان را به انحراف کشاند. سیدمهدی طالقانی فرزند مرحوم آیت ا… طالقانی با بیان اینکه مجاهدین خود را به دروغ طرفدار آیتالله طالقانی جا می زدند طی مصاحبه ای با خبرگزاری فارس گفت: سازمان بعد از اعدام افرادی مانند حنیفنژاد و بدیعزادگان دچار انحراف شد و افرادی مانند مسعود رجوی نقش برجستهای داشتند.
آیا می دانید که بسیاری از نیروهای سازمان بنوعی ربوده شده اند و به عراق منتقل شده اند؟
که افراد سازمان به محل اقامت این ایرانیها که عموما هم از قشر جوان بودند مراجعه میکردند وبا برخوردهای دوستانه و حتی کمکهای مالی این افراد را بخود جذب میکردند و به آنها اینطور القا میکردند که میتوانند برای آنها کار مناسب با در آمد بالا در کشورهای خوب اروپایی جور کنند و این جوانان که از بلاتکلیفی در کشورهای نه چندان خوب منطقه با وضعیت معیشتی نامناسب به تنگ آمده بودند این افراد را ناجی خود میدیدند
مجاهدین خلق و سراب جانشینی حکومت ایران
حمایت از مجاهدین در کنگره ی امریکا هم زیاد قابل ملاحظه نیست، چند مقام بازنشسته ی امریکایی هم هستند که در ازای دریافت هدایای هنگفت نقدی از مجاهدین، از آن ها حمایت می کنند. رودی جیولیانی، شهردار سابق نیویورک، یکی از حامیان پرشور این گروه است که به عقیده ی دیپلمات ایرانی، حمید بابایی،”حمایت صمیمانه ی وی از سازمان تروریستی مجاهدین خلق بهت آورو تأسف آور است.”
آیا می دانید که مجید شریف واقفی توسط فرقه مجاهدین ترور شده است؟!
بعد از گذشت مدتی رهبری سازمان تصمیم گرفتند ایدئولوژی سازمان که برگرفته از اسلام بود را به ایدئولوژی مارکسیستی عوض کنند و مجید شریف واقفی که بشدت باین مسئله مخالفت داشت به موضوع و مشکلی برای سازمان تبدیل گشت! مخالفت مجید شریف واقفی با مارکسیست شدن سازمان مجاهدین به حدی بالا گرفت که اورا از سازمان اخراج کردند و در مقاله ای که همانزمان از سوی سازمان منتشر شد اورا به میکروبی در درون سازمان تشبیه کردند!
رجویها باید حساب پس بدهند!
خطاب به مسئولین فرقه کثیف رجوی: روزهای سختی انتظار شما را میکشد! سخت تر از آنچه که فکرش را بکنید! دوران خرمرد رندی به پایان رسیده است. دورانی که با کلک و حقه بازی امورات خود را پیش میبردید! آنقدر در خود فرو رفته اید و آنقدر به دور خود تابیده شده اید که گمان میکنید که تمام دنیا هم همینطورند و هر مزخرفی را که میگویید باور میکنند اما خیر
مجاهدین؛ همان اپورتونیست های چپ نمای قاتل شریف واقفی
خشونت و ترور همواره در سازمان برای برون رفت از بن بست و حذف مخالف بهترین راهکار بوده است. اما در برهه ی زمانی فعلی، این راهکار برای مصالح مجاهدین مناسب به نظر نمی رسد بلکه سران سازمان مجبور هستند دست کم تا مدتی تاکتیک های قدیمی حذف نیروی مخالف از درون را پنهان کنند یا حقایق را به صورت دیگری جلوه دهند در سودای آن که غربی ها آن ها را بپذیرند.
نفاق، سیاست مستمر امریکا در قبال تروریسم
واقعیت این است که حمایت پنهان امریکا از گروه تروریستی مجاهدین مدت ها قبل حتی در دوران بوش در جریان بوده است. سیمور هرش در سال 2008 در مقاله ی خود با عنوان” آماده کردن زمین نبرد” این مسئله را افشا می کند و می گوید:” امریکا مجاهدین را مسلح کرده و به لحاظ مالی تأمین کرده تا جنگ در داخل ایران را پیش ببرد.”
پیوندهای مشترک مجاهدین با دیگر خائنین به وطن
حمایت از گروه های تروریستی و به ویژه جدایی طلبان، یکی از رفتار های برجسته در کارنامه ی مجاهدین است. در سال 2007 برای اولین بار سیمور هرش روزنامه نگار سرشناس امریکایی از منافع مشترک گروه های ضد ایرانی گفت. وی شرح داد که”دولت بوش با حمایت مالی و نظامی از گروه بلوچی جند ا.. و مجاهدین خلق – که هر دوسابقه فعالیت های تروریستی دارند – در پی انجام عملیات های ایذایی در ایران است تا با تهاجمی کردن دولت ایران بهانه ای برای حمله ی نظامی به دست آورد.”