فراخوان اعتراض به اسید پاشی و روسیاه شدن رجوی ها
این شیوه کار فرقه را در گذشته هم شاهد بودیم مثلا در روز چهارشنبه سوری وقتی مردم برای جشن و پایکوبی به خیابانها می ریختند آنان اطلاعیه از پیش تنظیم شده خود را بیرون داده و سریالی اعلام می کردند که مردم به تظاهرات پرداختند و یا در روز سیزده بدر که مردم به دل طبعیت زده تا روز را سپری کنند باز هم این سران فرقه بودند که با دادن اطلاعیه های رنگارنگ سعی می نمودند که نشان دهند که مردم برای اعتراض بیرون آمده و به فراخوان آنها جواب دادند این مسئله بیشتر مصرف داخلی داشته و سعی می نمودند در خارج از کشور نزد لابی های غربی خود هم نشان دهند که در داخل ایران هنوز هوادارانی دارند.
خاله زنک بازی و نفاق افکنی مسعود رجوی گل کرد
در این ایام محرم که زمان رسانیدن پیام بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر کنندگان و سرور شهیدان عالم , حسین ابن علی (ع) می باشد, بار دیگرخاله زنک بازی و دو بهم زنی مسعود رجوی گل کرد و با نامردی تمام عمل شنیع اسید پاشی های شهر اصفهان را که حرمت اجتماعی را متاثر نموده , بهانه قرار داده وآنرا به عوامل نظام جمهوری اسلامی و گرایشات فکری حامی نظام نسبت می دهد.
اسید پاشی دست مایه تبلیغاتی
اما فرقه مجاهدین که شریک راه اسرائیلی ها هستند، در قبال این مساله آتش بیار معرکه شدند، به صورتی که این عملیات را به جریان های داخل نظام نسبت دادند. اگر تصاویر دلخراش صحنه های خانم های که روی سر و صورتشان اسید پاشیدن را توجه کنید، همه آنها با حجاب بودند. این عملیات بسیار شنیع و کثیف را نمی شود به هیچ جریانی در داخل نسبت داد، الا خود فروخته ها که از سرویس های خارجی هدایت و تامین مالی می شوند.
ذهن بیمار و تحلیل های آبکی رجوی های شیاد
رجوی ها که خودشان را به آب و آتش می زنند می دانند که دیگر جایی در عراق ندارند بهتر است به فکر شیوه دیگری برای سرنگونی باشد چرا که چیدن این مسائل کنار همدیگر آنها را به ناکجا آباد خواهد برد و می توان گفت که تمام درد مریم قجر برای نگهداشتن افراد در عراق می باشد که همیشه بعد از کلی زدن حرف های مفت و پوچ در کنفرانس های خود در اروپا باز هم سری به صحرای لیبرتی زده و دولت های غربی را به مماشات با حکومت ایران متهم می کند.
عنوان زجر کش کردن بیماران لیبرتی و نتیجه مناسبات فرقه ای رجوی ها
اگر فرقه در اطلاعیه هایش تاخیر سیستماتیک بیمار را در امر انتقال یک اقدام ضد انسانی از طرف ماموران عراقی، متهم می کند، علت این است تا مانع اصلی را دور بزند، مانع اصلی خودش است رهبران به دلیل قانونمندی های فرقه ای نمی خواهند اعضایشان در فضای سالم نفس بکشند اگر نفرات همراه را کوبل بیمار نکنند آن وقت اعضاء از چنگشان خارج می شوند.
آخرین عشوه های ملکه ترور برای اربابانش
حال با عنایت به توضیحات بالا اگر بخواهیم کلمات را به درستی در جای خودش قرار دهیم، جمله مریم قجر خطاب به غربی ها که در ابتدای این نوشته آوردیم بهتر ترجمه می شود اگر بجای «آلترناتیور فرهنگی و ایدئولوژیک» عبارت «فرقه تروریستی»، بجای «اسلام بردبار و دمکراتیک» عبارت «مناسبات فرقه ای»، بجای «برابری زن و مرد» عبارت «طلاق اجباری و حرام بودن خانواده» را قرار دهیم و همچنین توجه به این نکته که می دانیم رجوی ها برای ایجاد ایران هراسی و برای همسویی با اربابان غربی و اسرائیلی شان و دشمنی با مردم ایران، با ریاکاری و وقاحت هر چه تمامتر ایران را متهم به «افراطی گری تحت نام اسلام» می کنند
خانم قجر، اسید پاش در برابر جنایات شما لُنگ می اندازد
مورد دوم مربوط به سال 1382 و دستگیری مریم قجر است که بدستور وی و شخص رجوی، افراد تشکیلات این فرقه می بایست اقدام به خود سوزی می کردند. در این بین دو تن از اعضا بدلیل سوختگی شدید کشته و چند تن دیگر نیز بعلت اقدام به خودسوزی دچار مصدومیت جدی شدند که در زیر تصاویر برخی از این افراد که قربانی جنایت رجوی ها شدند را مشاهده می کنید.
شریک شدن رهبر گروه داعش با رجوی در زن بارگی
شاید در نگاه اول این مسئله خیلی تعجب آور باشد که چگونه فردی که ادعای مسلمانی!! می کند این گونه زنان را در اختیار خود گرفته و از آنان سوء استفاده می کند ولی برایم این مطلب تعجب آور نبود چرا که رجوی زن باره دست ابوبکر البغدادی تروریست را به لحاظ تعداد زن از پشت بسته است و او سقف دیگری از زن بارگی زده است.
شورای مرکزی هزار نفره برای فرقه 2700 نفره!!!
مریم قجر در پیامی به زهره اخیانی مسئول اول دست نشانده خودش در فرقه (که مثل بقیه مسئولین فرقه فقط عنوان دارد و کاره ای نیست و در سه سال گذشته که مسئول اول بوده است نیز هیچگاه در مقاطع حساسی همچون ضربه کمرشکن دهم شهریور 1392 و اخراج خفت بار از قرارگاه اشرف، از سوی رجوی ها به بازی گرفته نشد) موضوع «شورای مرکزی مرکب از هزار زن» را بیان کرد و در تلاش جهت سابقه تراشی در مورد این موضوع، مدعی شد که در سه مقطع آن را مطرح کرده است.
شورای مرکزی یا جلوگیری برای ریزش زنان فرقه
او در جای دیگری از دروغ هایش اشاره می کند که زهره در سال 90 قول داده که شورای مرکزی را ترتیب دهد سئوال این است که وی چرا تا حالا حاضر نشده دست به این کار بزند در ثانی شورای رهبری که این همه مریم از آن دم می زد تاکنون چه دستاوردی برای سازمان داشته که این شورای دست ساز مرکزی داشته باشد.
اگر افشاگری علیه رجوی مزدوری است من افتخار می کنم
این سئوال را سران جاه طلب فرقه باید پاسخ دهند که تاکنون چه تعدادی از اعضا از تشکیلات فرقه جدا شدند وقتی به همه افراد جدا شده انگ نفوذی زدید این چه تشکیلاتی است که اکثر نفراتش را افراد نفودی تشکیل می دهد و شما طی این سالیان برای جذب نیرو چه غلطی می کردید؟!
راه اندازی مسابقات سی مهر و افشای دروغ های رجوی ها
زمانی که در درون مناسبات فرقه بودم شاهد بودم که چگونه مسئولین فرقه با رندی و شیادی سعی می کردند از یک ماه قبل افراد را سر کار گذاشته و بعد مریم فریبکار هم با دادن پیامی سعی می نمود به افراد روحیه داده و می خواست که در مبارزه خیالی با حکومت ایران استوار بمانند تا وی بتواند در فرانسه به زندگی خفت بار خود ادامه دهد تا با رنگ کردن خود و خوش رقصی نزد لابی های غربی به چیزی برسد زهی خیال باطل.