مریم و حرفهای بی سر و ته همیشگی
مریم قجر در ادامه حرفهای بی سر و ته خودش عنوان می کند که به مرحله سرنگونی رسیده است. اگر مریم قدری به سرنگونی اعتقاد دارد بگوید کدام سرنگونی.! زمانی که ارباب جنایت کارتان یعنی صدام در کنار شما بود جرات این کار را نداشتید و حالا که از آمریکا عاجزانه می خواهید که شما را به کشور خودش ببرد سرنگونی محقق خواهد شد؟
درد و دل یک پدر درد کشیده از جنایات رجوی ها
ما و تعداد زیادی از خانواده ها برای ملاقات با فرزندان مان به درب اشرف رفتیم اما رهبران فرقه نه تنها به ما اجازه ملاقات ندادند بلکه با این ترفند که این اتوبوس هایی که شما با آن آمدید متعلق به وزارت اطلاعات است!! به تحریک نیروهای آمریکایی علیه ما پرداختند و به دروغ به آنها گفتند که اینها خانواده اعضای ما نیستند بلکه ماموران نیروی قدس می باشند که برای کشتن نیروهای ما به اینجا آمده اند!!
رجوی می گوید هر که با ما نیست بر ما است
تشکیلات سازمان با او کار توضیحی می کنند او روی حرفش می ایستد و می گوید کاری دیگر به کار شما و بقیه ندارم، می خواهم به زندگی شخصی و عادی ام بر گردم با اصرار و پافشاری از دست آنها خود را خلاص می کند به سمت ترمینال شرق می رود، در همین اثناء سازمان با طرح و برنامه یک ترکیبی را به سراغش می فرستند، توی خیابان با او وارد گفتگو می شوند، از قرار قصد داشتند او را بربایند و یک جوری سر به نیست اش کنند
خانم بابائی: از خدا می خواهم تا قبل از مرگم یک بار دیگر پسرم را در آغوش بگیرم
وی در حالی که قرآن جلویش باز بود دستهایش را رو به آسمان گرفت و آرزو کرد و از خدا خواست تا قبل از مرگش یکبار دیگر فرزندش را در آغوش بگیرد، سپس رو به ما کرد و گفت من منتظرخبرهای خوش از جانب شما هستم.
ای کاش برادرم برمی گشت و مثل شما زندگی سالمی در کنار خانواده اش داشت
قبل از دیدار مردد بودم که آیا ملاقات ما با این خانواده مشکلی را حل می کند؟ در عمل جوابم را دریافت کردم نه تنها مساله حل کن است بلکه بسا نوید بخش و امیدوار کننده است. اثباتش را از زبان خانم اسحاق تبار می شنویم او سال گذشته آرزو می کرد برادر اسیرش صالح اسحاق تبار اگر روزی از فرقه جدا شد به ایران بر نگردد اما امروز شاهد هستیم که آرزو می کند ای کاش برادرم برمی گشت و مثل شما زندگی سالمی در کنار خانواده اش داشت.
شعارهای تکراری مریم قجر در ویلپنت
در جای دیگر از صحبتهای مریم از زهر اتمی آمده است باید پرسید این چه زهری است هر چه می خورند قویتر می شوند این جام چه جام زهری است که روز به روز قدرتمندتر و با ثبات تر می شوند از جام زهر آتش بس تا بعد داستان سه سره شدن نظام و بعد هم در دوره خاتمی، مسعود گفت: خاتمی جام زهر رژیم است نه جرعه حیات، حالا هم به آقای روحانی گیر دادید یک مشت حرفهای پوچ و تو خالی.
خانم شعبانی: رجوی ها باعث نابودی خانواده ما شدند.
رجوی خیلی فریب کار است. او با دروغ هایش تعداد زیادی را گرفتار کرد و یا به کشتن داد. او خانواده های زیادی را از بین برد. رجوی در حالی که فرقه اش نفس های آخر را می کشد و با خفت اشرف را تخلیه کردند، باز فریبکارانه می گوید چهار ماه دیگر دولت ایران را سرنگون میکنیم!! او می خواهد با این حرف ها همه افرادش در عراق را به کشتن بدهد.
آقای باقری: رجوی ها برادرزاده ام را گروگان گرفتند تا مانع از فرار برادرم بشوند
در تاریخ 18 خرداد 1393 تعدادی از اعضای دفتر انجمن نجات استان مازندران در محل کار آقای حیدرقلی باقری برادر و عموی قربانیان فرقه رجوی عباسعلی و علیرضا باقری با ایشان دیدار کردند. آقای باقری نیز ضمن تایید توضیحات افراد جدا شده، گفتند،”برادرم عباسعلی بخاطر فرزندش در آنجا مانده، اگر فرزندش نبود او حتما تا بحال فرار می کرد، در واقع رجوی ها برادرزاده ام را گروگان گرفتند تا مانع از فرار برادرم بشوند”
آه مادران بالاخره دامن رجوی ها را خواهد گرفت
حضور نفرات بازگشته در منزلش هر چند یادآور دوری و فراغ فرزندش بود ولی باعث خوشحالی و مسرت وی نیز گشته بود. خانم قبادی وقتی متوجه شد که آقای محمد رضا گلی اسکاردی اخیرا از چنگال مناسبات فرقه رجوی رها شده است بسیار خوشحال شد و پرسید: آیا دخترم مهین را می شناسی و چرا او نمی تواند مثل شما از دست رجوی فرار کند؟
سی خرداد و پیامدهای آن برای رجوی ها
سی خرداد رجوی را ابتدا به فرانسه و نزدیکی با احزاب دست راستی اروپایی و بعد به عراق و همدستی با حزب بعث و در نهایت او را به متحد استراتژیکی صدام تبدیل می کند، مجاهدین را همدوش با نیروهای صدام علیه مردم ایران وارد جنگ می کند. سی خرداد بیشترین هزینه را بر مردم ایران تحمیل کرده است.
سناریوی جدید رجوی ها برای نابودی افراد لیبرتی – قسمت پایانی
رجوی در سال 83 در پاریس دستور خود سوزی به افراد داد و باعث مرگ تعدادی شد چنانچه در لیبرتی نیز کنترل از دست خارج شود و گوشه رینگ قرار گیرد و مجبور به اخراج و جابه جایی اجباری شوند مطمئنا با هر شگردی باشد دست به چنین کاری خواهد زد و جان تعدادی را خواهد گرفت
هواشناسی مریم قجر
باید به شازده خانم گفت درست است که شما در چفت و بست کردن استادید، کارگر شهرداری رابه جای شهردار غالب می کنید نگهبان و سرایدار را به جای نماینده جا می زنید و… ولی دیگر ورود به بحثهای علمی مانند هواشناسی از رشته شما خارج است بیخود خودت را نماینده مردم جا نده برای عموم روشن است شما ابدا جایگاهی در بین ایران و ایرانی ندارید