مقاله ای سراپا دروغ و تناقض از طرف فرقه

در یکی از سایتهای فرقه مطلبی به قلم فردی به نام علیرضا خالو با عنوان نامه سرگشاده به اشرف نوشته شده که اگر به محتوای این نامه نگاه کنیم این نوشته اصلا مربوط به این فرد نمی باشد چون مطالبی که عنوان می کند اصلا در توان  این فرد نمی باشد.
برای روشن شدن تناقضات این نوشته به نکاتی از آن اشاره می کنیم تا مشخص شود که نویسنده یک مشت کلمات را ردیف کرده تا فضای دیگری نشان دهد که بعدا به آن خواهم پرداخت.
در ابتدای این نامه عنوان می شود که روز بعد از درگیری در اشرف یعنی 11 شهریور سال 92 نوشته شده است اولین تناقض این است که چرا این نامه بعد از یک سال بیرونی شده است؟
سران فرقه بعد از چند روز لیست کشته های اشرف را بیرونی کردند در روز اول سران فرقه جز به چند نام به نام دیگری اشاره نکردند به همین خاطر نویسنده مقاله در حالی که در لیبرتی حضور دارد بند را آب داده و از کشته های اشرف حرف می زند و نام آنان را یاد می کند.
در ادامه این مقاله سراپا تناقض وی از زنی به نام مریم اکبری نام می برد که بعد از درگیری وی مسئول اشرف می شود این در حالی است که سازمان در روز بعد از 10 شهریور در فکر تهیه اطلاعیه های رنگارنگ برای درگیری اشرف بوده و اصلا فرصت این کار را نداشته، در ضمن وی در سطح و سطوحی نبوده که مسئول اشرف را به او معرفی کنند و تاکنون هیچ وقت در سازمان این رسم نبوده که همگان بدانند که چه کسی چکاره می باشد.
پس بهتر بوده وی قدری ابتدا تامل می کرد بعد این بند را آب می داد اگر چه دروغگو همیشه کم حافظه می باشد.
وی در جای دیگری نقل قولی از مسعود رهبر فراریش می آورد که می گوید: هر گاه احساس دلتنگی کردید به آسمان اشرف نگاه کنید شهیدانتان از سرداران دلاورتان خواهر زهره قائمی و… تناقض این نقل و قول در این است که بعد از روز درگیری اشرف هنوز مسعود پیامی نداده بوده و چطور وی از نام کشته های اشرف و اینکه مسعود این پیام را داده است خبر داشته پس می توان نتیجه گرفت این مهملاتی بیش نبوده است و با ردیف کردن یک مشت دروغ سعی دارد مسئله اشرف را بزرگ نشان دهد.
در مقالات وی تناقضات زیادی وجود دارد که نمی خواهیم به همه آن اشاره کنیم و به چند مورد آن اشاره نمودیم و در پایان باید نتیجه گرفت که این نوشتار اصلا به او ربطی ندارد و تناقضاتی که در آن دیده می شود نشان از فرهنگ دیگری است که از خود رجوی سرچشمه می گیرد و می توان گفت که این نوشتار به قلم خود رجوی می باشد که اکنون به نام دیگری درج شده است.
هدف این نوشتار بعد از یک سال بخاطر این است که رجوی این پیام را به اعضای گرفتار خود بدهد که با جمع شدن اشرف و کشته شدن 52 نفر هنوز مبارزه خیالی وی ادامه دارد و امکان اشرف از بین نرفته همانگونه که مریم قجر هنوز در فرانسه آنرا نشخوار می کند.
اگر قدری به ضربه سال گذشته در اشرف و تخلیه آن توجه کنیم متوجه می شویم که ضربه خرد کننده ای بوده است که تمام تشکیلات سازمان را به لرزه انداخته است و اکنون رجوی سعی دارد با ردیف کردن این مقالات سراپا تناقض دردهای بی درمان خود را تسکین دهد.

هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.